بسمه تعالی
سلام / همواره خوانده ایم و شنیده ایم که مولای متقیان در تقسیم بیت المال نهایت عدالت را رعایت می کرد و به کسانی همچون طلحه و زبیر و یا برادرش جناب عقیل سهمی برابر با یک سیاه پوست که بقولی بی اصل و نسب یا جدیدالاسلام بود می داد و خیلی از این حرف ها که کاملاٌ هم درست می باشد. حال سئوال اینجاست که این بیت المال از کجا پر می شد. اگر بگوئیم از زکات مسلمین که اعراب گرسنه صدر اسلام چیزی نداشتند تا بیت المال از زکات مال آنها آنچنان پر شود که برای تصرف آن خونها ریخته شد حتی خون فرزند پیامبر امام حسین (ع) و نظایر آن و اگر از بلاد ایران می آمد که دیگر مال غیر و حق الناس بود و نه حضرت علی و نه دیگری حق تصرف آنرا نداشتند. لطفاٌ راهنمایی کنید با تشکر

من 44 سال سن دارم
فوق لیسانس مهندسی الکترونیک هستم و مدرس دانشگاه می باشم
از آقای موسوی اردبیلی در احکام شرعی و از امام خامنه ای در احکام حکومتی تقلید می کنم
با تمام وجود از انقلاب اسلامی دفاع می کنم و حتی سلامتیم را در این راه از دست داده ام
این سئوال از کودکی ذهنم را مشغول کرده است. پاسخ هایی همچون غنیمت جنگی و نظایر آن شبهه مرا بیشتر می کند و خدای ناکرده در عدالت مولا مرا دچار تردید خواهد کرد چون غنیمت جنگی از زنان و کودکان بی دفاع که شهرهایشان تصرف شده بود بی معنی و ظلم است پس لطفاٌ پاسخ قانع کننده ای بمن بدهید.آدرس من بشرح زیر است

Saeid_Baye@Yahoo.com

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
در سوره انفال‌، آيه 1 ‌، چنين آمده است :
از تو درباره انفال ‌(غنائم يا هر گونه مال بدون مالك مشخص) سؤال مي‌كنند، بگو: انفال مخصوص خدا و پيامبر است‌....
«انفال‌» در آية ياد شده‌، در زمينه غنائم جنگي مطرح شده‌، ولي يك مفهوم كلي و عمومي را در بر دارد و تمام اموال اضافي‌، يعني آن چه مالك خصوصي ندارد، را هم شامل مي‌شود.
در روايات اهل‌بيت‌ نيز به معناي وسيعي اشاره شده است‌; براي نمونه در روايت معتبري از امام باقر و امام صادق‌ مي‌خوانيم‌:
انفال اموالي است كه از منطقه جنگ‌، بدون جنگ گرفته مي‌شود و همچنين سرزميني كه اهلش آن را ترك كنند (به آن «في‌ء» گفته مي‌شود كه توضيح آن خواهد آمد)، و ميراث كسي كه وارثي نداشته باشد و سرزمين و اموالي كه پادشاهان به اين و آن مي‌بخشيدند ـ در صورتي كه مناسبت آن شناخته نشود ـ و بيشه‌زارها و جنگل‌ها و دره‌ها و سرزمين‌هاي موات كه همة اين‌ها از آن خدا و پيامبر(ص) و پس از او براي كسي است كه قائم مقام اوست و او آن را در هر راه كه مصلحت خويش و مصلحت فردي كه تحت تكفل او هستند، ببيند، مصرف خواهد كرد.(1)
«في‌ء» ـ كه يكي از موارد انفال است ـ به معناي «رجوع و بازگشت‌» است و در اصطلاح‌، اموال و زمين‌هايي است كه بدون جنگ، عايد جامعه اسلامي مي‌شود.(2)
جزيه كه به منظور حفظ جان ،مال و ناموس كفار گرفته مي شده، نيز از در آمد بيت المال مي باشد.
خراج و زكوات عراق نيز سهم بسياري در تأمين بيت المال داشته است. غير ازآن كه اسلام به سرزمين هاي دور نيز نفوذ كرده بود و زكات مال و خراج آنها هم بسيار بوده است.
بنا بر اين اموال بيت المال فقط غنائم جنگي نبوده؛ بلكه منابع درآمد بسياري در كنار آنها وجود داشته است؛ بله غنائم جنگي پس از كم كردن سهم جنگجويان، باز هم اختيارش به دست حاكم اسلامي بود كه در اين باره توجه شما را به مطالب زير جلب مي نماييم :
جهت قضاوت در باره داده هاي تاريخي لازم است قضاوت كننده تمامي شرايط واقتضائات داده را آگاه باشد و با توجه به آن در باره آن داده به قضاوت بنشيند نه آنكه شرائط و اقتضائات زمان خود را در نظر گرفته و ملاك قضاوت قرار دهد و با توجه به اين شرائط در باره آن داده به نقد بنشيند!
هیچ یک از جنگ های پیامبر جنبه خشونت طلبی و بی رحمی و تهاجم نداشت . امپراطوری روم و هم چنین ایران وعوامل آنان در سر حدات و جنگ تبوک، حتی سفیران پیامبر را هم مي کشتند.
اما رفتار اخلاقی و عاطفی پیامبر رحمت در جنگ با دشمنان کینه توز بسیار عجیب است! از جمله این که در جنگ حنین نه فقط اکثریت را بخشید و اموال و اسیرانشان را برگرداند؛ بلکه مالک بن عوف رهبر هوازن را نیز عفو کرد و صد شتر به او داد و بعد از این که مالک، اسلام آورد، پیامبر او را به رهبری مسلمانان هوازن و بنی سعد که به نوشته ابی هاشم: شش هزار نفر بودند، گمارد و بنی سعد را بخشید.
اسود راعی با گله گوسفندان یهودیان خیبر و به هنگام محاصره خیبر، مسلمان و پناهنده شد. پیامبر فرمود: گوسفندان، امانت یهود پیش شما است؛ هر چند در حال جنگیم، ولی باید آنها رابرگردانی؛ آن هم با وجود نیاز شدید به آن و وجود صدها سرباز گرسنه .
در جنگ خندق پس از مرگ عمرو بن عبدود به دست علی (ع) نوفل ابن عبدالله سردار دیگر مشرکان به خندق پرت شد و ابوسفیان از ترس تلافی پیامبر (ص) و مثله شدن جسد او به جای جسد حمزه مبلغ ده هزار دینار یا درهم برایش فرستاد تا جسد او را برگرداند، اما پیامبر هم پول و هم جسد را برگرداند و فرمود : ما پول مرده نمی خوریم.
روشن است که در برخي موارد براي آنكه دشمن توان توطئه نداشته باشد، علاوه بر خلع سلاح نمودن، بايد از نظر اقتصادي نيز كه مقدمه اي است براي تجديد قوا،نا توان گردد.
در باره اعمال و رفتاري كه در زمان خلفا توسط سربازان جنگي اتفاق افتاده است ، بايد گفت:
اين جنگ ها و رفتار جنگجويان نه به دستور پيامبر صورت گرفته است و نه به دستور امام علي و نه مورد تأييد اسلام بوده است و قابل دفاع نيست. پيشوايان معصوم ما همانند امام علي (ع) نيز از اين كارها ناراحت و منزجر بودند و بارها در برابر آن موضع مي گرفتند. سياست دفاع از ايرانيان باعث شد تا برخي از عرب هاي متعصب در برابر حضرت علي (ع) موضع بگيرند؛ اما در برابر آن، ايرانيان به آرمان هاي عدالت خواهانه حضرت علي و اهل بيت پيامبر رو آورند .
نيز به اين نكته بايد توجه كرد كه عمده غنايم از اموال حكومت ساساني بوده است؛ نه مردم .
وانگهي به غنيمت بردن اموال در جنگ ها يك عمل متقابل است كه هر دو طرف در صورت غلبه چنين عملي را انجام مي دادند. ودر عرف جنگ هاي آن زمان امري پذيرفته شده بود. و كسي بر اين كار خرده نمي گرفت؛ بلكه اگر به عكس رفتار مي نمودند، خرده گرفته مي شد.
پس هنگامي که اميرالمونين به حكومت رسيد، اختلاف طبقاتي در جامعه حاکم بود.
در زمان عثمان شکاف بین طبقه فقیر و غنى که در اثر سیاست مالى نادرست خلیفه دوم پدید آمده بود، شدیدتر و عمیق‏تر شد . بنى‏امیه همچون شتران گرسنه که علف بهارى بیابند، از بیت المال استفاده کردند و آن را حیف و میل نمودند.
عثمان در مورد بیت المال مى‏گفت:
هر قدر احتیاج داشته باشیم ،از بیت المال بر مى‏داریم ، اگرچه دماغ عده‏اى به خاک مالیده شود. (3)
در چنين فضايي علي عليه السلام با شدت عمل اقدام به باز پس گيري بيت المال از افراد نمود ، و عدالت و مساوات را به اجرا در آورد.
وانگهي پذيرش اين ادعا- كه بيت المال زمان حكومت امام علي، اموال باقي مانده از زمان فتوحات دوران عمر بوده و از جمله غنايمي بوده كه از حمله به ايران به دست آورده بودند - بسيار دور مي نمايد؛ زيرا فاصله فتح ايران كه در دهه دوم هجري بوده تا زمان حكومت امام علي كه در نيمه دهه سوم بوده، چيزي حدود پانزده ده سال است.
برای اطلاع بیشتر ر.ک : شهید مطهری، کتاب جهاد.
پي نوشتها :
1. تفسير نمونه‌، ج 7، ص 81 و 82 به نقل از: تفسير كنز العرفان‌، ج 1، ص 354.
2. قاموس القرآن‌، سيد علي اكبر قرشي‌، ماده «في‌ء»; تفسير نمونه‌، ج 23، ص 502 .
3. شرح نهج البلاغه ابن ابى‏الحدید، ج 3، ص 39 و 40 ، ناشر : دار إحياء الكتب العربية ، عيسى البابي الحلبي وشركاه.