با سلام
با توجه به اینکه جانشینی پیامبر در یک جمع عمومی مسلمین یعنی غدیر، اعلام می شود لذا حجت بر همه تمام شده است. اما در باره سایر امامان چنین چیزی نیست که مثلاً یک امام در یک جمع عظیم مسلمانان امام بعد از خود را معرفی کند. در چنین شرایطی آیا حجت بر مردم تمام می شود. چرا که ممکن اسن بسیاری از مسلمانان دور از امام بوده و حتی احادیثی مثل حدیث جابر به گوش آنها نرسیده باشد.

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
تنها امامت امام اول از طریق اعلام عمومی به آن صورت که در پرسش اشاره شده، انجام گرفته و سایر امامان چنین کاری برای امامت شان نشده ، ممکن است این کار دلایل مختلف داشته باشد
اولاً: امامت سلسله‌ای به هم پیوسته است. هر گاه کسی امام اول را پذیرفت، بر اساس گفته او امام بعد را مردم مي شناسند ، چون حرف او بر مردم حجت است ،چه اینکه چه بسا خود مردم از طریق اعجاز و کراماتی که از امام می دیده اند ،به امامت او پی می بردند و این راهکار برای یقین به امامت سایر امامان کافی است.
دوم_ هر کدام از امامان معصوم(ع) غیر از دلایل اصل امامت دلیل خاص خود دارند . در منابع شیعی از جمله کتاب گرانسنگ اصول کافی در این باره برای هر کدام از ائمه(ع) یک باب مستقل اختصاص داده شده که در پاسخ‌های قبلی به مطالبی در این باره اشاره شد. در این نوبت به این نکته اشاره می‌شود که بر اساس روایات شیعی امامت مقامی است که از سوی خداوند برای افراد خاصی قرار داده شده ، اسامی آن ها از سوی پیامبر اعلام شده است، به عنوان نمونه رسول خدا(ص) فرمود:
«وصی و خلیفه بعد از من علی بن ابی طالب، بعد از او دو نواده‌ام حسن و حسین است که بعد از حسین نُه نفر از صُلب حسین امام هستند که نام آنان عبارت‌اند از :علی، بعد از او فرزندش محمد، بعد از او فرزندش جعفر، بعد از او فرزندش موسى، بعد از او فرزندش علی، بعد از او فرزندش محمد، بعد از او فرزندش علی، بعد از او فرزندش حسن، بعد از او فرزندش حجت بن الحسن، این دوازده نفر امامان بعدی هستند».(1)
از این حدیث معلوم می‌شود که سلسله امامت ،حقیقت به هم متصل و پیوسته است که همه حلقات آن دقیقاً با اسم و مشخصات از سوی پیامبر اعلام شده است.
سوم_ تنها راه اثبات امامت، نص پیامبر اکرم(ص) یا امام قبلی است، زیرا اگر امامت استمرار وظایف نبوت است و اگر امام باید معصوم باشد، باید منصوص نیز باشد،(2) زیرا عصمت امر درونی و باطنی است و تشخیص آن در توان مردم نیست. تنها خداوند است که می تواند معصوم را بشناساند. بر این اساس پیامبر و امام تنها معرفی کننده امام بعد از خود هستند ، نه این که او را انتخاب نمایند. زیرا بر اساس تعالیم دینی ما امامت منصبی است الهی و امامان معصوم همانند پیامبران توسط خداوند تعیین می شوند. در نتیجه ائمه ما نیز از جانب خداوند از قبل تعیین گشته و حتی نام و خصوصیات آن ها برای رسول خدا روشن بود .
روایات بسیاری در این باره از شیعه و منابع اهل سنت وجود دارد که بیانگر مشخص بودن امامان در زمان و بیان پیامبر است.
از پیغمبر روایت شده که جانشینان و رهبران امت بعد از حضرت دوازده نفرند. از جمله سند را به جابر بن سمره صحابی معروف می‏رساند که گفت: شنیدم پیغمبر فرمود:
«یَکُونُ لِهذِهِ الْأَمَّةِ اِثْنا عَشَرَ خَلیفَةً؛ (3)
برای امت دوازده نفر خلیفه است».گفتنی است که سلسله امامان (ع) هر کدام از سوی خداوند تعیین شده ، به وسیله پیامبر (ص) به مردم معرفی شده‌اند.
یکی از علمای بزرگ اهل سنت درباره جانشیان پیامبر سخنی شنیدنی دارد:
احادیثی که دلالت می‌کند جانشیان پیامبر دوازده نفر‌ند، از طریق فراوان نقل شده ، به حد شهرت رسیده ، با گذشت زمان دانسته شد که مقصود رسول خدا از این سخن ، امامان دوازده گانه از اهل بیت و عترت اویند، زیرا نمی‌توان این حدیث را بر جانشینان پس از او از اصحابش حمل کرد، چرا که تعداد آن ها از دوازده نفر کم تر است، هم چنین نمی‌توان آن را بر حکام اموی تطبیق کرد، زیرا آنان از دوازده نفر بیش ترند . غیر از عمر بن عبدالعزیز همه آن ها مرتکب ظلم آشکار بودند . نیز آنان از بنی‌هاشم نیستند ، در حالی که پیامبر فرموده است: آنان همگی از بنی‌هاشم هستند، نمی‌توان آن را بر حکام بنی‌عباس حمل نمود، زیرا تعداد آنان نیز از دوازده نفر بیش تر است، بنابراین راهی جز این نیست که آن حدیث بر ائمه دوازده گانه از اهل بیت پیامبر حمل شود، به خصوص که آن ها داناترین، بزرگوارترین و با تقوا ترین مردم اهل زمان خود بودند . نسب آنان از همه برتر و نزد خدا گرامی‌تر بودند. (4)

پی نوشت ها:
1. بحار الانوار، ج 36، ص 282.نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق.
2. محسن خرازی، بدایه المعارف الالهیه فی شرح عقائد الامامیه، ج 2، ص 111ـ 113، نشر جامعه مدرسین قم 1378 ش ؛عبدالرزاق فیاض لاهیجی، گوهر مراد، ص 469، نشر وزارت ارشاد 1375 ش .
3. منتخب الاثر ،ص 12 انتشارات مرکز فرهنگی معصومه، قم، 1385 ش.
4. ینابع الموده، باب 77، ص 446 ،نشر المطبعه العلمیه ،قم ،بی تا.