باسلام دوستی با جنس مخالف اگر از روی هوس نباشد درست است ؟چون من شنیده ام که دوستی باجنس مخالف گناه است
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
انسان، به ویژه جوان و نوجوان، به ارتباط اجتماعی نیازمند است؛ زیرا آدمی موجودي اجتماعی است و ارتباط با دیگران پاسخ آن نیاز درونی به شمار میآید. انتخاب همسالان و همکلاسیها، میتواند نشان دهنده درایت و تعقل فرد باشد و زمینه رشد فکری و اجتماعی و علمیاش را فراهم آورد.
ما از طریق ارتباط با دیگران و انتخاب دوست -که به شکلگیری شخصیت انسان میانجامد- یکی از نیازهای مهم زندگی خود را برآورده میسازیم. یکی از نیازهای طبیعی انسان وقتی که به سن نوجوانی و بلوغ میرسد، ازدواج و رابطه با جنس مخالف است. اصل وجود این نیاز و احساس طبیعی، در همه انسانها نهاده شده تا پسر و دختر انگیزه لازم را برای تشکیل زندگی مشترک داشته باشند. شدت این انگیزه به حدی است که آنها را از خانواده خود جدا میکند و آماده میکند تا با وجود همه مشکلات و سختی ها، در کنار هم باشند و سبب آرامش روح و روان یکدیگر گردند.
خداوند در سوره روم آیه 21 نیز به این پدیده اشاره کرده است، و آرامش یافتن در کنار همسر(جنس مخالف) را یکی از نشانههای رحمت خود میداند. بر این اساس، اسلام نه تنها پیوند میان زن و مرد را نهی نکرده و به رهبانیت و ریاضت توصیه نمیکند، بلکه پیوند مشروع دو جنس مخالف (ازدواج) را امری مقدس و ارزشمند دانسته و آن را دارای ثواب و پاداش بسیار میداند.
اين امر نه تنها انسان را از زندگی لذت بخش دنیوی بهره مند میسازد، بلکه باعث تکمیل دین و ایمان انسان هم میگردد.
بنا بر این اصل رابطه دختر و پسر ممنوع نشده است، بلکه اسلام آن را روش مند و نظام مند کرده است ؛ زیرا اگر این نیاز نیز مانند سایر نیازهای جسمی و روانی، بخواهد به طور صحیح ارضا شود و انسان را دچار مشکلی نکند، باید تحت ضابطه، نظم و شرایط خاص خود باشد. افراط و تفریط و پیروی نکردن از توصیههای عقل و شروع، در مسیر ارضای این نیاز، نه تنها مانع ایجاد میکند، بلکه تأثیرات مخربی هم در دیگر زمینههای زندگی فردی و اجتماعی انسان ایجاد میکند.
عشق به جنس مخالف (نامحرم) تا هنگامی که در حد احساس قلبی است و منجر به ابراز و روابط نامشروع نشده است، از نظر اسلام حرام و مردود نیست و گفتن این که تو را دوست دارم، به خودی خود گناه نیست؛ اما با توجه به این که چنین عشقی برخاسته از طوفان غریزه جنسی است، بدون اشکال هم نیست، به خصوص آن که در مرحله گفتن باقی نماند و به طور طبیعی، پس از اظهار عشق، روابط دیگری هم شکل میگیرد. در اين صورت متأسفانه از مسیر معیّن، خارج میگردد و مراحل بعدی قابل کنترل نیست.
انگیزههای دوستی دختران و پسران معمولاً برای آنها مبهم است، ولی از نظر یک انگیزه اجتماعی، باید بگوییم که پسران، داشتن دوست دختر را یک قدرت فردی و اجتماعی برای خود تلقی میکنند؛ دختران نیز داشتن دوست پسر را جاذبه فردی و اجتماعی برای خود میشمارند. به همین دلیل در بین افرادی که این افکار وجود دارد، نداشتن دوست دختر و یا دوست پسر، نوعی بی عرضگی و ناتوانی تلقی میشود. دختران و پسرانی که به نوعی از وضع روانی و اجتماعی خویش ناراضی هستند و خود را سرگردان و آشفته مییابند، از طریق برقراری ارتباط پنهانی با جنس مخالف، در صدد کسب رضایت و اطمینان خاطرند. اما باید این نگرش اصلاح شود.
نه دوست پسر و دختر داشتن، نشانه کفایت و قدرت است، و نه اطمینان خاطر با آن حاصل میشود. آن چه کفایت و منزلت اجتماعی میآورد، شخصیت پسر و دختر و چگونگی برخورد آن ها با مسائل است.
آن چه احساس امنیت و آرامش خاطر میآورد، رابطه با نامحرم نیست، چون معمولاً این روابط پایدار نمیماند و به جای آن اضطراب حاکم میگردد، زیرا تعارض فکری و احساس از دست دادن ارزشمندی و شرافت خویش آسیبی است که دختران را تهدید میکند. بخشی از انگیزه دوستیها، ریشه در گرایش جنسی و غریزی دارد. فعالیت غُدَد جنسی در دوره بلوغ از یک طرف و کمبود عاطفی که برخی از دختران درون خانواده احساس میکنند، آنها را به سوی دوستی با پسران سوق میدهد. این گونه دوستیها چون با انگیزه جنسی و غریزی (که گاه از دید شخص هم مخفی شده و به صورت دیگر جلوه میکند) و با احساس کمبود و پر کردن خلأ عاطفی همراه است، غالباً به نتایج غیر قابل پیشبینی منجر میشود. پس این دوستیها نه تنها سودی برای دختر و پسر ندارد، بلکه میتواند آسیب روانی و اجتماع و تربیتی هم به شمار آید.
اسلام -که یک مکتب جامع است - میخواهد مردان و زنان مسلمان ، از یک طرف روحی آرام و اعصابی سالم و چشم و گوشی پاک داشته باشند تا بتوانند قلههای رفیع انسانی و رستگاری را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند. بنا بر این با حساسیت ویژه، اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونی و خواستههای نفسانی انسان، قوانین و احکامی را جهت حفظ و نگه داری فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روی وضع کرده است. از جمله آن احکام، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است . اینها همه به سبب این است که اسلام از جانب کسی برای هدایت انسانها فرستاده شده است که خالق فطرت وغریزه با تمامی استعدادهای بهینه و ذخیره شده در انسان است. بنابراین هر عاملی که موجب تحریک انگیزههای شهوانی در جامعه گردد و به آرامش روحی و روانی و عفت عمومی، صدمه وارد کند، مورد تأیید اسلام نیست.
اسلام میخواهد انواع لذتهای جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوندهای عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود.
به جهت همان میل شدید جنسی گاهی اوقات بی آنکه دختر و پسر(به خصوص دختران ) بخواهند، در شرایطی قرار میگیرند که حتی اراده خود را از دست میدهند و دیگر نمیتوانند از ارتباط جنسی خود داری کنند و ناخود آگاه و بی آنکه بخواهند ، کم کم در آن شرایط بدون بازگشت قرار میگیرند و زمانی متوجه میشوند که کار از کار گذشته است، یعنی با فراهم شدن شرایط دیگر، اراده جلوگیری بسیار سخت و دشوار است.
به همین خاطر در اسلام حتی خلوت کردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مکانی که رفت و آمد نباشد، حرام و گناه است. مگر غیر از این است که تمام روابط جنسی بین دختران و پسران از همین ارتباطهای به ظاهر ساده و دوستانه آغاز شده و بعد روابط خاص جنسی را پدید آورده و متأسفانه به همین ارتباط جنسی هم ختم نشده، بلکه عاملی برای پدید آمدن بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی و روانی نیز شده است؟!
بهترین شاهد بر ادعای فوق مراجعه به واقعیات موجود در اجتماع است، شما در باره طلاقها، فسادهای جنسی، اعتیاد و افسردگیها مقداری تحقیق کنید، ببینید نقطه شروع این نابسامانیها از کجا بوده ؟ بسیاری از آنها با یک نگاه ساده یا یک ارتباط کلامی کوچک با نامحرم شروع شده و به تدریج به ایجاد محبت و عشق و مشغول شدن فکر انجامیده و در انتها به قرار و مدار و. ..
اما مسئله این است که چون جوانان و نوجوانان، هنوز به سنی نرسیدهاند که عاقبت برخی از کارها برایشان تجربه شده باشد، فقط همان ابتدای کار را- که شیرین است - میبینند و خدای ناکرده به دوستی با نامحرم تن میدهند و به این ترتیب وارد دامی میشوند که خلاصی از آن بسیار دشوار است. چرا که اولین مشکل آنها، مشغولیت فکرشان است و عقب افتادن تدریجی از درس. مشکل بعدی خانواده (اگر دارای خانواده مذهبی باشند)، مشکل بعدی ازدواج است.
پسر عاشق یک دختر میشود، اما به دلایل متعدد امکان ازدواج شان فراهم نمیشود و دختر با شخص دیگر ازدواج میکند و یا به دیگری دل میبندد و پسر در عشق خود شکست میخورد. یا دختری که عشق خود را در پسری میبیند و به امید ازدواج، به او دل میبندد ، اما هیچ ضمانتی وجود ندارد که آن پسر چند دوست دختر دیگر در آستین نداشته باشد و سر بزنگاه از این دختر جدا و به آنها نپیوندد و به این ترتیب دختران زیادی را دچار داغ فراق و افسردگی و نابسامانی خانوادگی نکند، حتی در دانشگاهها یا محیطهای کاری نیز ارتباط نامناسب با نامحرم، غالبا باعث گرفتاری است! زیرا چه بسا باعث ایجاد عشقهایی در دل دختران و پسران جوان میگردد که به دلائل گوناگون، هرگز به «وصل» منجر نمي گردد و داغ آن برای همیشه در دل طرفین مي ماند و فکرشان را آزرده مي سازد.
مسائل فوق هیچ کدام قصه نیست، بلکه واقعیتهایی است که به وفور در جامعه جاری است و ما تنها با گوشه هایی از آنها آشنا میشویم. بسیاری از گرفتاران این مسائل به دلیل حیا و شرم، مشکلات خود را برای دیگران بازگو نمیکنند. اگر این کار را میکردند، درس عبرت خوبی برای دیگران مخصوصا جوانان و نوجوانان میشد .
نکته مهم این است که:
وقتی این مشکلات ریشهیابی میشوند، غالب آنها از همان نگاههای کوچک و سخنهای کوتاه و عشوههایی آغاز میشوند که به نظر پرسشگر دل پاک ما، نبایست روی آنها حساسیت نشان داد، اما چه میتوان کرد که همین موارد کوچک اگر مورد بی توجهی واقع شوند و ادامه یابند، سر از مشکلات بسیاری در خواهند آورد.
بنابراین احکام دین مقدس اسلام، بر اساس مصلحت زندگی انسانهاست و خداوند که بهتر از هر کس ساختمان فطری انسان را میشناسد، از روی محبت و به خاطر خود ما این احکام را وضع نموده و گرنه او نه بخیل است و نه نیازمند به این احکام . ما نیز در نگاه خود به زندگی بایستی عاقبت کارها را بنگریم و از زندگی دیگران عبرت بگیریم و به این نکته برسیم که: چه بسا لذتهای کوتاه که رنجهای طولانی به ارمغان میآورد.
قرآن در دو جا (یعنی یکی در سوره مائده آیه 5 و دیگری در سوره نساء آیه 25 ) زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف برحذر داشته و آن را مورد مذمت قرار داده است.
آیه 25 سوره نساء به مردان می گوید: با دخترانی که روابط دوستی مخفیانه ای با دیگران داشته اند ازدواج نکنید: «فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان؛ یعنی آنان را با اجازه خانواده های شان به همسری خود در آورید. مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آن که] پاکدامن باشند . زناکار و دوست گیران پنهانی نباشند.»
در آیه 5 سوره مائده نیز به مردان خطاب می کند:
شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنید . خود نیز پاکدامن باشید، نه زناکار و نه آن که زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید!«ولا متخذی اخدان» .
بنابراین خداوند متعال در این آیه دوستی پنهانی و نامشروع را ممنوع کرده است.






