براي رسيدن به خدا:اسلام شناسي طريقه مناسب هست يا خدا شناسي.در ضمن اين دو روش داراي پيرواني مستقلي دارد؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
در نگاهي دقيق مساله اسلام شناسي و خدا شناسي ماهيتي متفاوت از يكديگر ندارند، چون در حقيقت ركن ركين و شالوده اصلي همه موضوعات ديني و معرفتي در اسلام مساله توحيد و خدا شناسي است ، در نتيجه بايد گفت اسلام شناسي به معناي عميق و كاملش خداشناسي به معناي جامع و دقيق را هم در بر مي گيرد . به همين دليل براي رسيدن به خداوند مي توان تامل و جستجوي كاملي در اسلام شناسي به شكل مبنايي و ريشه اي داشت .
البته بايد توجه داشته باشيد كه منظور ما از اسلام شناسي در اين بيان تنها محدود به آموزه هاي نقلي و غير برهاني درون ديني نيست، بلكه علوم متعدد اسلامي و نقل هاي روايي كه از معصومان به ما رسيده و مملو از معارف عميق عقلاني و فلسفي است ، بهترين منبع و ماخذ در مسير شناخت خداوند و رسيدن به معرفت عميقتري در مورد اوست .
در مجموع مي توان گفت كه اگر منظور از رسيدن به خدا كسب معرفت قابل قبول در مورد وجود خداوند و صفات اوست، مي توان از منابع برون ديني كه در خصوص شناخت خداوند موجود است بهره برد . نیز از منابع عميق و دقيق اسلامي كه به واسطه نقل هاي عقلاني و برهاني اهل بيت به بالاترين غنا و عمق ممكن رسيده اند، استفاده لازم را برد .
اما اگر منظور از رسيدن به خداوند همان حقيقتي است كه منظور نظر عارفان و اهل معرفت است ،بايد گفت كه اين مسير علاوه بر شناخت عقلي نيازمند راهكارهاي عميق باطني از قبيل تصفيه قلب و رفتارهاي عملي معين در مسير عبوديت خداوند است كه به مدد درك عميق از علوم و منابع عرفان و اخلاق اسلامي و تعبد در دستوات ديني حاصل مي آيد . هر چند خداشناسي گام نخست اين مسير است. اما اسلام شناسي عميق آن هم در ابعاد گوناگون لازمه طي اين مسير و رسيدن به مطلوب است .
در مورد بهره مندي از اين دو مسير (خدا شناسي و اسلام شناسي ) با توجه به توضيحاتي كه داده شد ، روشن است كه هر اسلام شناسي مشتمل بر خداشناسي هم خواهد بود ، اما هر نوع خدا شناسي (ولو با رويكردهاي كاملا برون ديني ) لزوما در تعريف اسلام شناسي داخل نمي گردد .