نام : سجاد نام خانوادگی : یاوری سن :23 تحصیلات : فوق دیپلم الکترونیک دانشگاه : شهید هاشمی نژاد ساری شغل : سرباز مرجع: ایت الله بهجت

خلاصه ای از حال قبل از اینکه سرباز شوم :

بیقراری رفتارم با خانواده زیاد خوب نبود . روزی حال خوبی داشتم روز دیگر غم میخوردم و روزی وساعتی عصبانی بودم وسرگردان که چه در این دنیا میخواهم بکنم ارزوهایی داشتم
درس خواندن تا دکترا پلیس شدن و .... در همین اهوال برای دوری از خانواده دفترچه اعزام به خدمت را گرفتم و اعزام شدم.

خلاصه ای از دوران اموزشی در مشکین شهر اردبیل :

در اولین روزها حالم زیاد بد نبود من تمام سعیم را میکردم که کارم رو درست انجام بدم ولی از النکه هیچ کس کارش رو دروست انجام نمیداد فوق العاده زجر میکشیدم از اینکه هر کس فقط به فکر خودش است از این که سرباز ها برای گذشتن وقت چه دروغ ها که نمیگویند.
این دو ماه انچنان به من سخت گذشت که از لحاظ روحی و جسمی فوق العاده عذاب میکشیدم ودر این فکر بودم که اخرش چه در این دنیا واقعا به دنبال چه می گردیم برای چه این همه بدی این همه دروغ و....

خلاصه ایاز دوران یگان خدمتی درایلام مرز بانی مهران :

در مهران این چنین بگم که اگر نماز وقران خواندنم نبود نمی دونم واقعا چه اتفاقی برام می افتاد.سربازان وفرماندهان با شنیدن نام سرهنگ انچنان هول وهراس وجودشان را می گرفت و به تکاپو
می افتادند که گویی امام زمان ظهور کرده است . من از این حالت فوق العاده عذاب می کشیدم که هیچکس کار خود را درست انجام نمیداد و چه ظلم های که به سربازانی که چیزی نمیگویند
می شودو در زمانی که بازرس ویا مافوقی برای مثلا سرکشی می امد انچنان در برابر او ذلیل و خوار خود را می کردند که من طاقت نداشتم به همین دلیل برای من یک اتفاقی افتاد که دراینجا نمیتونم ان را ذکر کنم
که اگر من هم می خواستم مثل انها باشم این قدر زجر نمیکشیدم وخلاصه اتفاقات فراوانی که می افتد

خلصه ای از حال فعلی:

در این زمان من در تهران در ستاد فرماندهی مشغول خدمت هستم رفتار من با خانواده خیلی بهتر شده به این رسیدم که این دنیا چیزی ندارد.این نکته رابگم که حالم همیشه در حال تغیر است اما
در کل به حال غم خوردن هستم که به انچه که می خواستم نتونستم برسم وان این که ایمان در قلبم مستر شودهمیشه به انسان های مانند قاضی وانصاری و.... قبته میخورم

تصمیم در مورد اینده:
با توجه به مخالفت خانواده ام میخواهم بعد از پایان خدمت به حوزه بروم ودرس دین بخوانم وهمچنین در مغازه پدرم به او کمک کنم شاید خدا فرجی در کار ما گشاد وما را هم جزء هدایت
شده گان قرار داد وراه رسیدن به خودش را به من نشان داد.
در حال حاضر از شما می خواهم مرا در مورد رسیدن به این که چگونه می توان ایمان را در دل مستقر کرد کمکم کنید با توجه به احوالی که ذکر کردم مرا راهنمایی کنید

خلاصه ای از عبادات:
حدود 5 سال نماز قضا دارم تا جایی که میتونم غذا وخوراک خود را کم کرده ام همچنین به کنترول چشم زبان و گوش نیز عمل میکنم اطلاعات دینی کاملی ندارم اما دوست دارم بدانم
برنامه مرتبه برای عبادات ندارم گاهی قران گاهی دعا گاهی هم ذکر گفتن
کی میشود انچه را که دیگران نمی بینند دید وانچه را که دیگران نمی شنوند شنید..................

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
از این که تصمیم گرفته اید در مسیر معنویت قدم بردارید، خوشحالیم . برای تان از خدای بزرگ توفیق مسئلت می کنیم. هدف و آرمان شما بسیار والا و البته دست یافتنی است . در حدیثی از پیامبر(ص) می‏خوانیم:
لولا تکثیر فی کلامکم و تمریج فی قلوبکم لرأیتم ما أری و لسمعتم ما اسمع؛
اگر سخنان زیادی و آشفتگی دل‏های شما نبود، آنچه را من می‏دیدم می‏دیدید . آنچه را می‏شنیدم می‏شنیدید(1 ).
در روایتی دیگر از پیامبر آمده است:
لولا ان الشیاطین یحومون حول قلوب بنی آدم، لررأوا ملکوت السموات و الارض؛
اگر شیطان‏ها بر گرد حریم دل‏های فرزندان آدم(ع) گردش نمی‏کردند، باطن آسمان‏ها و زمین را می‏دیدند.(2)
بنابر آنچه از روايات به دست مي آيد عمل به واجبات و ترك محرمات سلامتي و هنجار در دنيا و دوري از جهنم و ورود به بهشت را براي ما زمينه سازي مي كند. اما اگر علاوه بر آن به نوافل و رعايت تقوا بيش از حد معمول موفق شويم. به بيش از آنچه ديگران از جهت معنوي دست يافته اند ، خواهيم رسيد كه از آن به چشم برزخي تعبير مي شود و حقايق را فراتر از وقايع مي توان ديد.
چشم دل در اثر عادت و انس به طبيعت و عالم ملكي كم سو شده و توان ديدن حقايق را ندارد. تنها راه چاره روشن نمودن آن از طريق اطاعت خداوند (انجام واجبات و ترك محرمات) مي‏باشد كه آن هم به مرور زمان و بتدريج به دست مي‏آيد، چنان كه كند شدنش نيز به تدريج و در طول زمان متمادي بوده است، از طرفي حقايق زندگي نيز همان حقايق هستي و خلقت است كه براي كشف آن حقايق پيامبران الهي مبعوث شده و عقل ما را به آن راهنمايي و دلالت مي‏كند، از جمله حقايق زندگي فاني بودن حيات دنيوي و كوتاه بودن مدت آن و دل نبستن بدان است كه هر شخص عاقلي با اندك تامل و دقتي آن را تأييد و تصديق مي‏نمايد. عاقل ، دنياي كوتاه مدت را بسان مزرعه و كشتزاري مي‏داند كه بايد محصول مورد نياز را در آن كاشته تا پس از كمال آن را در دنياي ديگر برداشت كند.(3) چنين شخصي در سايه فرقان و بصيرت معنوي آن ديدگاه و برداشت عرفي از زندگي و هدف هاي آن را از ذهن خود دور ساخته و خود را به خاطر افكار و عقايد بي پايه در وادي هلاكت نمي‏اندازد، چرا كه تمام عمرش را - كه از مدت دقيق آن هم بي اطلاع است - براي رسيدن به هدف بلند باز هم كوتاه مي‏داند. از تمام ساعات و...... عمرش براي ذخيره ثواب و بالا بردن درجاتش در بهشت تلاش مي‏كند .
تصميم شما در مورد برنامه‌ريزي بسيار مهم و ضروري است . كار بي‌برنامه يا پيشرفتي ندارد و يا پيشرفت آن بسيار كند و خسته كننده‌، خواهد بود. در اين مورد مطالعه دربارة اهميت برنامه‌ريزي شما را ياري خواهد كرد تا در اين راه استوارتر قدم برداريد و بر مشكلات آن فايق آييد.
دربارة اهميت نظم شما را به وصيت امير مؤمنان علي‌ توجه مي‌دهم كه در بستر شهادت به امام حسن و امام حسين‌فرمود:
"شما ، و تمام فرزندان و خاندانم و كساني را كه وصيّت به آن‌ها مي‌رسد، به ترس از خدا و نظم در امور زندگي و ايجاد صلح و آشتي در ميان شان سفارش مي‌كنم‌.(4)
آنچه مولا در بستر شهادت به عنوان وصيت مطرح فرمود ـ كه بخشي از آن نقل شد ـ جدولي است از اصول ارزش‌هاي اسلامي . چنان كه به وضوح ديده مي‌شود، نظم در رأس اين جدول و در كنار تقوا و اتحاد، قرار دارد.
ايشان در جايي ديگري دربارة تقسيم ساعت‌هاي شبانه‌روز فرمود:
"در برنامة زندگي مؤمن‌، سه زمان مشخص است‌:
زماني كه در نيايش با پروردگارش مي‌گذرد;
زماني را كه در ترميم گذران خويش به سر مي‌برد و در تأمين هزينه زندگي‌اش مي‌كوشد;
زماني كه نفس را با لذات آن در قلمروي كه مشروع و زيباست‌، تنها و آزاد مي‌گذارد. خردمندان را نيز نسزد كه جز در يكي از اين سه مورد به صحنه آيند:
سامان دادن به زندگي و تلاش اقتصادي‌;
برداشتن گامي در راه معاد;
لذت بردني بي‌ارتكاب گناه‌"(5 )
نماز های قضای خود را به تدریج قضا کنید .بدون افراط و تفریط با صبر و حوصله مراحل خودسازی را پشت سر بگذارید.
براي خودسازي موفق توجه به چند نكته در برنامه ريزي ضروري است.بايد بسيار دقيق و حساب شده عمل نمود و امور زير را در نظر داشت:
1. واقع گرايي:
برنامه بايد متناسب با توان واقعي باشد. بسياري از اوقات شكست در اجراي برنامه‏ها به خاطر آن است كه بيش از حد سنگين و توان فرساست.
2. جذابيت:
در برنامه‏ريزي به كيفيت بيش از كميت بايد اهتمام داشت ؛ مثلا به جاي آن كه انسان تصميم بگيرد همه روزه صبحگاهان يك جزء قرآن بخواند ،مي‏تواند آن را حتي به يك صفحه کاهش دهد. ولي كوشش كند آن را با حال و توجه كامل و تدبر در معاني تلاوت نمايد. هم‏ چنين بكوشد نمازهاي خود را با حضور قلب و توجه بخواند و... .
3. تدريج:
در برنامه‏ريزي بهتر است انسان از حداقل آغاز كند، ولي در انديشه گسترش و افزون سازي آهسته و آرام آرام باشد؛ مثلا اگر از اول خواندن نماز شب بر او سخت و دشوار مي‏نمايد، بنا داشته باشد كه فقط يك ركعت وتر را بخواند . پس از يك هفته دو ركعت شفع را هم اضافه نمايد . پس از مدتي 8 ركعت ديگر نافله شب را.
4. رعايت مراتب و مراحل:
در روند خودسازي بايد مرتبه به مرتبه به پيش رفت . از آغاز نمي‏توان همه مدارج كمال را يك مرتبه سير نمود؛ مثلا بهتر است انسان ابتدا از انجام واجبات و مراقبت بر شرايط و جزئيات آن ها شروع كند . در كنار آن ها به ترك محرمات بپردازد. همواره بر نيفتادن در دام هواهاي نفساني جديت كند . پس از مدتي كه اقاليم سبعه عالم ملك خويش (اعضاي بدني) را تحت قانون شرع در آورد ،به انجام مستحبات و ترك مكروهات بپردازد. نيز پس از مدتي به ملكوت وجود خويش نظر افكنده و سعي در ريشه كن ساختن ملكات رذيله و تخليه وجود از خبائث كند . پس از آن عبادات ظاهري رابه قلب سرايت دهد. با حضور قلب نماز بخواند و در آن درجات گوناگون حضور را سپري كند.
5. عزم و استواري:
پس از تنظيم برنامه با ملاحظات فوق با اراده قاطع بر انجام آن ها ايستادگي كنید .نفس خود را از طفره رفتن و كسالت ورزيدن با جديت تمام باز دارید.
6. استعانت و توسل:
براي موفقيت از خداوند بزرگ همواره استمداد جويید و به ائمه اطهار(ع) متوسل شوید.
پی نوشت ها:
1. علامه حسینی طهرانی ،رساله لب اللباب، انتشارات حکمت، ص 42،
2.همان.
3. كليني، كافي،دار الكتب الإسلامية - طهران، 1365 ه. ش ،ج 2، ص 352.
4.نهج البلاغه‌، نامة شماره 47.
5.نهج البلاغه‌، ترجمه محمد دشتي‌، حكمت 39، انتشارات مشهور، چ دوم‌، قم 1379.