آیا فقط مسلمانان اهل نجاتند به صرف آنکه مسلمانند و دیگر پیرون ادیان نجات نخواهند یافت ؟
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
این پرسش یکی از قدیمی ترین پرسش هایی است که در مباحث اعتقادی مطرح بوده و در هر زمان به شکلی خودنمایی می کند . البته در مباحث کلام جدید هم تحت عنوان پلورالیزم نجات مطرح است ، آیا همه افرادی که به اسلام معتقد نیستند یا به تعبیر دقیق تر شیعه دوازده امامی نیستند ، اهل جهنم و هلاکتند و تنها گروه خاصی که ما آن ها را برحق می دانیم ، اهل سعادت و بهشتند ؟
در عین این که از میان بیش از شش میلیارد انسان، تنها شیعه دوازده امامی را اهل سعادت و نجات میدانیم، آن هم به شرطی که رعایت تکالیف شرعی را نموده باشند ، امّا هرگز معتقد نیستیم غیر از اینان، بقیه انسان ها اهل جهنم و عذاب هستند، زیرا دیگران را یا عالم و عامد میدانیم یا جاهل غیر عامد. عالمان و عامدان اهل عذاب اند، چون عمداً بر خلاف علم خود عمل کرده اند.
جاهل هم دو دسته اند: مقصر و قاصر. مقصران یا افرادی که با وجود امکان رسیدن به حقیقت ، از آن سرباز زده اند، مثل عالمان، جهنّمی اند(البته بدون لحاظ رحمت الهی که ممکن است شامل آن ها هم بشود). امّا قاصران که اکثر مردم را تشکیل میدهند، به طور حتم اهل نجاتند،
قرآن مجید میفرماید: «و ما کنّا معذبین حتی نبعث رسولاً؛(1) هیچ طایفه ای را عذاب نمی کنیم. مگر حجت را بر آن ها تمام کرده باشیم».
حتماً بر جاهلان قاصر اتمام حجّت نشده است، زیرا یا غافلند و اصلاً احتمال خلاف در گفتار و کردار خود را نمی دهند یا احتمال خلاف میدهند، امّا راه و وسیله ای برای رسیدن به حق در اختیار ندارند و یا در پی کشف حقیقت رفته و تحقیق کرده اند، ولی نتوانسته اند بفهمند گفتار و کردارشان باطل بوده و خلاف واقع است ، هر چند پایبندی آن ها به اصول و دستورهای دینی خودشان هم تا حدی لازم است .
شهید مطهرى(ره) در این باره مىگوید: «اگر کسى در روایات دقت کند، مىیابد که ائمه(ع) تکیهشان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مىآید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مىبایست تحقیق و جستجو کند ، اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مىبرند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمىروند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند.
ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مىدانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مىرود».
وى از مرحوم علامه طباطبایى نقل مىکند: «همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد».(2)
در نتیجه چه بسا افرادی که در طول عمر خویش نامی از اسلام نشنیده و احتمال هم نداده اند که دینی به نام اسلام وجود دارد و باید از آن پیروی کرد و در طول زندگی به دین و آیین خود که آن را برحق می دانستند عمل نمودند ، اهل بهشت و نجات باشند .
خداوند با این افراد بر اساس آنچه حق و حقیقت می دانستند ،برخورد خواهد نمود مثلا فرد مسیحی که بر اساس تعالیم مسیحیت هم اهل گناه بوده ،نسبت به این رفتارها استحقاق عذاب دارد ؛ همچنین عقل و فطرت انسانی که در حکم پیامبر درونی همه انسان هاست ، عامل مهمی در برخورد خداوند و محاسبه اعمال انسان هاست . اگر فردی بر خلاف حکم صریح عقل و فطرت انسانی خود عمل نمود، مورد مواخذه قرار خواهد گرفت و نتیجه آن را خواهد دید .
البته تبيين دقيق افراد قاصر و مقصر در مناطق مختلف و در زمان هاي گوناگون متفاوت است . در شرايط كنوني كه امكانات رسانه اي و قدرت تحليل و بررسي عالمانه براي بسياري از افراد فراهم است ، بسياري از افراد عذر موجهي در كوتاهي هاي احتمالي در اين مسير ندارند .
پی نوشت ها:
1.مائده (5) آیه 73.
2. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 1، ص 320 به بعد.






