1-من وقتی می خواهم از ائمه چیزی بخواهم مثلا دستم را بگیرندو... یک چیز اذیتم می کند می گوید چرااز خدا نمی خواهی ومدام این بزرگواران را دربرابر الله جل جلاله قرار می دهد؟اصلا برای درخواست چیزی از ائمه چه طور باید آن را بیان کنیم تا تناقضی پیش نیاید؟ با مثالی برای روشن شدن بگویید-شاید بگویید آنها نمایندگان خدا هستند وخدااست که سرانجام می دهد -پس من چرا واسطی بین خودم واو بگذارم؟چرا خدا می گوید دنبال وسیله برو؟
2-رابطه بین احادیث و قرآن چیست؟چند سخن ائمه درباره ی قرآن وتشویق به آن می خواستم؟
3-آیه ای که درسوره ی عنکبوت است درباره سست بودن خانه ی عنکبوت تفسیرش چیست؟چون علم اثبات کرده است که انسان تا به حال هیچ شی ای با این محکمی در این ابعاد وضخامت نتوانسته است بسازد؟یکی گفت که منظور خود خانواده ی عنکبوت است که آنها بعد از تولد والدین خودرا می خورند ولی در مستند ها تا به حال چنین چیزی ندیده ام البته ممکن است درست باشد.می خواستم نظر شمارابدانم؟

پرسش 1:
فاعت+قرآن
شرح : 1-من وقتي مي خواهم از ائمه چيزي بخواهم مثلا دستم را بگيرند و... يک چيز اذيتم مي کند و مي گويد چرا از خدا نمي خواهي و مدام اين بزرگواران را در برابر الله
قرار مي دهد؟اصلا براي درخواست چيزي از ائمه چه طور بايد آن را بيان کنيم تا تناقضي پيش نيايد؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
متاسفانه براي بسياري از افراد معناي دقيق درخواست از ائمه و توسل به ايشان و ارتباط اين امر با درخواست از خداوند چندان روشن نيست . در نتيجه چنين سوالات و ابهاماتي براي بسياري از افراد به وجود مي آيد .
آنچه ما در دعاها و كارهايي كه در مسير رسيدن به حاجات مان انجام مي دهيم، دو شكل متفاوت دارد ؛ گاهي به طور مستقيم از خداوند درخواست كمك مي كنيم. در نماز و غير آن از خداوند طلب گشايش در امور و قضاي حاجات و مانند آن را مي نماييم . خداوند نيز خود فرموده كه « مرا بخوانيد كه من شما را اجابت مي نمايم » .(1)
اما در برخي موارد و به جهت رسيدن بهتر به نتايج مطلوب و بالا رفتن احتمال برآورده شدن حاجات از نوعي وسايط و وسائل در اين مسير استفاده مي كنيم . توسل به اهل بيت و طلب شفاعت ايشان نيز در همين مقوله تعريف مي شود ؛ اما بايد توجه داشت كه اين امور هم منافاتي با آيه بالا و درخواست از خود خداوند ندارد زيرا :
اولا: همان گونه که خداوند راه مستقيم ارتباط با خود را بيان کرده ، در عين حال خود در قرآن دستور داده است : وَ اِبْتَغُوا إِلَيْهِ اَلْوَسِيلَةَ (2) به سوى خداوند وسيله برگيريد.
وسيله مى‏تواند اعمال صالح باشد كه انسان به كمك آن ها و با مدد گرفتن از آن ها به نتايج مطلوب خود نزد خداوند مي رسد : « از نماز و صبر (روزه)كمك بگيريد » (3) . كمك گرفتن از اين اعمال نيك ،منافاتي با ياري از خداوند ندارد .
وسيله مى‏تواند شخص صالح و آبرومندي باشد كه خداوند به احترام او برخي از موانع استجابت دعاي ما را برطرف نمايد ؛ زيرا انسان آلوده و گنهکار چون از ساحت قرب الهى دور است، موانع زيادي را بر سر رسيدن به حوائج با دست خود ايجاد نموده است ، اما با طلب شفاعت از محبوبان درگاه خدا ، تضمين بهترى براى برآورده شدن درخواست خود و رفع
موانع مى‏يابد.
دوم: در قرآن نيز آياتى در مورد توسل به اوليا آمده است. فرزندان يعقوب هنگام پشيمانى از گناه خود به يعقوب (ع) گفتند: يا أَبانَا اِسْتَغْفِرْ لَنا؛ (4) اى پدر ! براى ما طلب آمرزش نما كه حضرت يعقوب هم اين درخواست را پذيرفت ،
در آيه ديگر خداوند خطاب به پيامبر اسلام مى‏فرمايد: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اَللَّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً؛ (5) اگر به هنگام ستم برخويش نزد تو آيند «اى پيامبر» و استغفار کرده و تو نيز براى آنان استغفار کنى، خدا را توبه پذير و مهربان خواهند يافت»،
سوم: هرچند خداوند مي تواند همه امور را بدون واسطه و دخالت ديگر موجودات و مخلوقات خود محقق نمايد ، اما خواست الهي چنين است که همه امور از طريق مجاري خاص خود و به شكلي هماهنگ و در ارتباط با هم سامان بيابد . در زمينه درخواست از خداوند و نتيجه گيري در اين خصوص هم خداوند اراده نموده كه اين امر در مراحل گوناگون و به طريق مختلف صورت بپذيرد. مثلا انسان‏ها به افراد برگزيده و الگوهاى راستين توجه يابند تا از اين طريق راهى به سوى تربيت درست و مراجعه به برگزيدگان الهي نيز بيابند .
بنا براين متوسلان به امام و پيامبر، با معرفت بر اين اسباب­ها و وسائل، براي ايشان نه اصالتي قائلند و نه استقلالي، بلکه آن ها را وسيله­ي مي انديشند که خداي سبب ساز آن ها را مجراي فيض و طريق رحمت خود قرار داده و خود نيز مومنان را بر تحصيل آن امر نموده است.
چون خداوند، جهان هستي را بر اساس نظام اسباب و مسببات قرار داده است و فيض خود را تنها از طريق مجاري و اسباب اعطا مي‏کند «أبي الله ان يجري الاشياء الاّ بالاسباب» (6)
انسان براي رسيدن به مقصود خويش، بايد به اسباب و وسايط متوسّل شود؛ اگر بخواهد زمين خشک و بايري را تبديل به مزرعه‏اي سر سبز و يا باغي آباد کند، بايد زمين را شخم بزند، نهال يا دانه و بذر درون زمين بکارد، به موقع کود و آب بدهد، به اندازه لازم سم پاشي کند و... اگر مي‏خواهد به طبقه دوم يا سوم يک ساختمان برسد، بايد از پله‏هاي آن بالا رود، يا سوار آسانسو يا پله برقي شود . همين طور در ساير کارهاي روزمره زندگي، انسان به اسباب و وسايل براي رسيدن به مقصود خود تمسّک و توسّل مي‏جويد. بر اين اساس، توسّل لازمه زندگي انسان در جهان هستي است؛ جهاني که بر آن قانون اسباب و مسببات حکمفرما است.
بنابراين، خداوند - که هستي عالم از او است و ادامه هستي و هر حرکت، نيرو و تغييري وابسته به او و ناشي از فيض او است - براي اعطاي فيض خويش، مجاري و اسبابي را قرار داده است. بر همين اساس، خداوند اموري را به عنوان اسباب و وسايل در جهت تقرب و نزديکي به درگاه خويش و برآمدن حاجات، قرار داده است . ما را امر به توسّل به آن امور کرده است:
يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله؛
اي مؤمنان: پرواي الهي داشته باشيد و به سوي او وسيله تحصيل کنيد.
از همين جا هم تفاوت دقيق توسل به ائمه (ع) و درخواست از معبودهاي ساختگي و بت ها روشن مي شود ، زيرا توسل جويندگان به معبودها آن ها را عوامل مستقل و تصميم گيرنده در عرض خداوند به حساب مي‏آورند و اين شرک است. به اعتقاد ما نقش ائمه و انبيا (ع) و اولياي الهي شفاعت اذني است. آنان با اذن خدا و طبق خواست او به مدد مددجويان مي‏شتابند.
چنين ديدگاهي هرگز مستلزم شرک نيست. زيرا ائمه يا تنها واسطه انتقال درخواست بشر به محضر خداوند و زمينه ساز جلب رحمت خداوندند يا در فرض عنايت هاي خاص خود ، عنايت ناشي از عنايت و قدرتي و اذني است كه خداوند به ايشان داده ؛ ائمه (ع) اراده شان را در طول اراده خدا و مجراي همان قرار مي‏دهند، نه مستقل از آن. از توضيح فوق اشتباه وهابيون که شيعه را در اين زمينه متهم به شرک مي‏کنند ، به خوبي روشن مي‏شود.
بنا بر اين متوسلان، با معرفت بر اين اسباب‌ها و وسائل، نه اصالتي قائلند و نه استقلالي، بلکه وسيله اي مي‌انديشند که خداي سبب ساز آن‌ها را مجراي فيض و طريق رحمت خود قرار داده و مومنان را بر آن امر نموده است.
پي‏نوشت‏‌ها:
1. غافر (40) آيه 60.
2. مائده(5) آيه 25.
3. بقره (2) آيه 45.
4. يوسف (12) آيه 97.
5. نساء (4) آيه 64.
6. کافي،ج1، ص 183.

پرسش 2:
رابطه بين احاديث و قرآن چيست؟ چند سخن ائمه درباره قرآن و تشويق به آن مي خواستم.
پاسخ:

بعد از قرآن، احاديث معصومين صلوات الله عليهم اجمعين فروزان ترين چراغ و کامل ترين نقشه راهي است که طالبان هدايت و جستجوگران مسير حق در پي آن هستند. قرآن و احاديث رابطه اي دو سويه و تنگاتنگي با هم دارند. تاکيد همراه با تشويق مکرري که معصومين بزرگوار، اين مفسران واقعي قرآن نسبت خواندن و تدبر در آن داشته اند، نشان دهنده اهميت کتاب خدا براي همه مردم عالم است.
رسول خدا فرمود: دل ها زنگار مي گيرد ، همان طورى كه آهن زنگار مي گيرد . جلوه‏ دل ها به خواندن قرآن است.(1)
امام صادق سلام الله عليه قبل از شروع به خواندن قرآن اين دعا را در وصف "مقام قرآن" مي خواند: خداوندا! من گواهى مى‏دهم كه اين قرآن كتاب تو است . كتابى كه او را مانند ريسمانى قرار دادى آويخته و متّصل ميان خودت و بندگانت. يعنى چون قرآن را به دست گيريد و بخوانيد، چنان است كه به ريسمانى محكم چنگ زده‏ايد كه يك سر آن در دست خداوند است و يك سر در دست شما؛ پس مقام قرآن را بشناسيد، و هر چه بيش تر از آن بهره ببريد، و با خواندن آن با خداى خود انس گيريد.(2)
رسول خدا صلوات الله فرمود: مطالب قرآن در پنج بخش خلاصه مى‏شود:
بخشى حلال و بخشى محرمات و قسمتى محكم و بعضى متشابه و بعض دگر داستان ها است. به حلال عمل كنيد . از حرام دورى كنيد. محكمات را پيروى نمائيد. به متشابهات ايمان بياوريد. از داستان هايش عبرت و پند بگيريد. ايمان به قرآن نياورده كسى كه محرماتش را حلال بداند . بدترين مردم كسى است كه قرآن را بخواند . رعايت حرام و حلال و منهياتش را نكند.(3)
حضرت جعفر بن محمّد عليه السّلام در قول خدا مي فرمايد:
"الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ؛ به آنان كه كتاب‏ داديم ، مى‏خوانند و حقش را هم ادا مي كنند.
حضرت فرمود آياتش را مي خوانند . تفقّه در آن آيات مى‏كنند . به احكامش عمل مي كنند . به وعده هايش اميدوار هستند . از وعيدش مى‏ترسند . از داستان هايش عبرت و اندرز مى‏گيرند . فرمان هايش را اطاعت مي كنند. از نواهي اش پرهيز مى‏كنند، به خدا سوگند قرآن براى حفظ كردن آيات و درس دادن حروفش و تلاوت كردن سوره‏هايش و درس دادن ده جزء و پنج جزئش نيست. حروفش را حفظ كردند، ولى حدودش را ضايع كردند. جز اين نيست كه قرآن براى انديشيدن در آياتش و عمل كردن به احكامش باشد . خدا فرموده:
"كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ" كتابى به سوى تو فرو فرستاديم كه مبارك است. براى اينكه در آياتش انديشه و فكر كنيد .بدانيد خداى شما را بيامرزد كه دين خدا يكي است . تمام دين ها هدايت‏كننده است . عالم عامل را به سوى بهشت برگرداند و مخالف را به سوى دوزخ برد.(4)
حضرت امام حسن عليه السّلام فرمود: .... قرآن را امام و پيشواى خويش قرار دهيد، شما را به راستى رهنمايى مي كند .سزاوارترين مردم كسى است كه به قرآن عمل كند، گرچه آياتش را حفظ نكند، و از قرآن دور باشند كسانى كه به قرآن عمل نكنند . اگر چه آن را بخوانند.(5)
از امام صادق (ع) نقل شده است: اهل آسمان به خانه‏اى كه مسلمان در آن قرآن مى‏خواند نگاه مى‏كنند، همان گونه كه مردم دنيا به ستاره درخشان آسمان نظر مى‏افكنند.(6)
پيامبر صلوات الله عليه فرمود: اى سلمان! بر تو باد به خواندن قرآن، كه خواندن آن كفاره گناهان است، و پوششى از آتش، و ايمني از عذاب .. چون مؤمن قرآن بخواند، خدا به رحمت در او نظر مى‏كند. (7)
اين نمونه ها بخشي از فراوان احاديثي است که از معصومين
نسبت به شأن و مقام قرآن و نيز تشويق به خواندن آيات آن همراه با تدبر و تفکر به دست ما رسيده است.
در مورد حجيت احاديث در ميان آيات الهي توجه ويژه اي به آن چه پيامبر گرامي اسلام حديث مي فرمود ،شده است . نيز در پي آن روايات امامان بزرگوار نيز مورد توجه قرار گرفته اند.

پي نوشت ها:
1.ارشاد القلوب،ترجمه رضايى، ج‏1، ص 191.
2.الحياة با ترجمه احمد آرام، ج‏2، ص 289.
3.ارشاد القلوب-ترجمه رضايى، ج‏1، ص 192.
4.همان، ص 193.
5. همان، ص 191.
6.الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص 263 .
7.الحياة با ترجمه احمد آرام، ج‏2، ص 230.

پرسش 3:
آيه اي که در سوره عنکبوت است درباره سست بودن خانه عنکبوت تفسيرش چيست؟ چون علم اثبات کرده است که انسان تا به حال هيچ شي اي با اين محکمي در اين ابعاد و ضخامت نتوانسته است بسازد؟يکي گفت که منظور خود خانواده عنکبوت است که آن ها بعد از تولد والدين خودرا مي خورند .
پاسخ:

خداي متعال درآيات سوره عنکبوت مي فرمايد :
كسانى كه غير از خدا را اولياي خود برگزيدند، همچون عنكبوتند كه خانه‏اى براى خود انتخاب كرده و سست‏ترين خانه‏ها خانه عنكبوت است، اگر مى‏دانستند! خداوند آنچه را غير از او مى‏خوانند مى‏داند و او شكست ناپذير و حكيم است.
اين ها مثال‏هايى است كه ما براى مردم مى‏زنيم و جز عالمان آن را درك نمى‏كنند. خداوند، آسمان ها و زمين را به حق آفريد، در اين آيتى است براى مؤمنان.
در آيات قبل اين سرنوشت دردناك و غم‏انگيز مشركان مفسد و مستكبران لجوج و ظالمان بيدادگر و خودخواه بيان شده، به همين تناسب در اين آيات مثال جالب و گويايى براى كسانى كه غير خدا را معبود و ولى خود قرار مى‏دهند بيان مى‏كند كه هر چه درباره اين مثال بينديشيم نكات بيش ترى از آن، عائدمان مى‏شود.
مى‏فرمايد:كسانى كه غير از خدا را ولى و معبود خود برگزيدند، همچون عنكبوتند كه خانه‏اى براى خود برگزيده، و سست‏ترين خانه‏ها، خانه عنكبوت است، اگر مى‏دانستند!
هر حيوان و حشره‏اى براى خود خانه و لانه‏اى دارد، اما هيچ يك از اين خانه‏ها به سستى خانه عنكبوت نيست.
اصولا خانه بايد ديوار و سقف و درى داشته باشد، صاحب آن را از حوادث حفظ كند. طعمه و غذا و نيازهاى او را در خود نگاه دارد. بعضى از خانه‏ها سقف ندارند اما لااقل ديوارى دارند يا اگر ديوار ندارند، سقفى دارند.
اما لانه عنكبوت كه از تعدادى تارهاى بسيار نازك ساخته شده ،نه ديوارى دارد، نه سقفى، نه حياطى و نه درى.
از سوى ديگر مصالح آن به قدرى سست و بى دوام است كه در برابر هيچ حادثه‏اى مقاومت نمى‏كند.
اگر نسيم ملايمى بوزد، تار و پودش را درهم مى‏ريزد!
اگر چند قطره باران بر آن ببارد، آن را متلاشى مى‏كند! كم ترين شعله آتشى به آن برسد، نابودش مى‏سازد.
اگر گرد و غبار بر آن بنشيند، پاره پاره مى‏شود و از سقف خانه آويزان مى‏گردد.(همه ما سست بودن خانه عنکبوت را ديده ايم .هيچ کسي در اين مساله شک ندارد . اصلا بحث راجع به اين نيست که از اين تار سست چه چيزهايي محکمي ساخته مي شود .
معبودهاى دروغين اين گروه نيز نه سودى دارند و نه زيانى، نه مشكلى را حل مى‏كنند، و نه در روز بيچارگى پناهگاه كسى هستند.
درست است كه اين خانه براى عنكبوت با آن پاهاى بلند و طولانيش هم مركز استراحت است و هم دامى براى صيد حشرات و تحصيل غذا. ولى در مقايسه با خانه‏هاى حيوانات و حشرات ديگر بى نهايت سست و بى دوام است.
كسانى كه غير خدا را تكيه‏گاه خود قرار دهند، تكيه آن ها بر تار عنكبوت است.
آن ها كه غير از خدا را معبود خويش برگزينند ،تكيه آن ها بر تار عنكبوت است. تخت و تاج فرعون ها، اموال بى حساب قارون ها، قصرها و گنج‏هاى شاهان، همه مانند تارهاى عنكبوت است.
بى دوام، سست، غير قابل اعتماد و ناپايدار در برابر طوفان حوادث.
تاريخ نيز نشان مى‏دهد كه به راستى هيچ يك از اين امور نمى‏تواند تكيه گاه انسان گردد.ولى آن ها كه بر ايمان و توكل بر خدا تكيه مى‏كنند ،تكيه بر سد پولادين دارند.
(1)
اما اينکه گفته ايد خانواده عنکبوت چنينند که بعد از تولد والدين خود را مي خورند، ثابت نشده است .
پي نوشت:
1. تفسير نمونه، ج‏16، ص 277.