پرسشگر گرامی با سلام و تشکر و تسلیت ایام عزای امام حسین (ع)
انسان به حکم عاطفه و انسان دوستی، جنگ را یک اقدام وحشیانه و غیر انسانی میداند، به طوری که از یادآوری مصائب و پیامدهای شوم و زیانبار جنگ، انقلابی در روحیه انسان به وجود میآید . جنگ را در اوضاع عادی، محکوم و تقبیح میکند . این یک احساس بشری است.
اسلام که دین فطری و طبیعی است، به این واقعیت اعتراف دارد . جنگ را از نظر طبیعت بشری سنجیده و میگوید: "کتب علیکم القتال و هو کرهٌ لکم(1)؛ جهاد بر شما واجب گردیده و حال آن که برای شما موجب دشواری و کراهت است."
باید این مسأله را عمیقتر کاوش کرد که آیا جنگ و جهاد در هر وضعی محکوم و ناروا است و هیچ ملت و گروهی در هیچ شرایطی نباید دست به قیام مسلحانه بزند؟
گاهی شرایطی پیش میآید که هیچ راهی جز توسل به جنگ باقی نمیماند، در این صورت، جنگ کردن نه تنها غیر انسانی نیست، بلکه ترک آن جز پذیرفتن ذلت و خواری، نیست.
اگر جامعهای مورد تعدی و تجاوز قرارگیرد، انسان باید به حکم عقل و فطرت، از جامعه و از حقوق خود دفاع کند . چنین جنگی از نظر عقل واجب است، بلکه دفاع از حق، حق طبیعی هر موجود زندهای است. حال باید دید انگیزه تشریع جهاد در اسلام چیست؟
نخستین آیاتی که درباره جهاد وارد شده، چهار آیه سوره حج است.
دقت در مفاد این آیات میرساند که انگیزه واقعی تشریع جهاد، چیزی جز دفاع از جان و مال و حقوق شهروندی نبوده است.
مسلمانان در مکه، پیوسته زیر ضربات شکننده دشمن قرار داشتند، جان و مال آنان مورد تجاوز قرار میگرفت؛ مخالفان ایشان را مجبور میساختند که خانههای خود را ترک کنند و در دیار غربت آواره شوند. وقتی مسلمانان در مدینه تشکیلاتی پیدا کردند و قدرت و توانایی برای دفاع از حقوق شهروندی خود پیدا کردند، از جانب خداوند مأموریت پیدا کردند به خاطر دفاع از حقوق از دست رفته خود قیام کنند و دشمن را سرکوب کنند و حقوق طبیعی خود را به دست آورند.(2)
دقت در این آیات ما را با انگیزههای جهاد آشنا میکند، بنابر این اسلام هرگز آغاز به جنگ نکرده، بلکه پاسخگوی نبردی است که از طرف تجاوزگران آغاز شده بود.
مسلمانان، جنگزده هستند، نه جنگجو. بدیهی است دفاع از خود (که مورد تجاوز است) لازم و واجب است؛ در غیر این صورت، پذیرش ظلم و ستم است که مسلمان واقعی هرگز آن را تحمل نخواهد کرد.
اسلام به هیچ وجه موافق با جنگ، خشونت و ترور نیست . همواره بر کرامت انسانها تأکید کرده، زیرا دین رحمت و صلح است. این که عدهای از مستشرقان نوشتهاند اسلام دین شمشیر و جنگ است و پیامبر اسلام(ص) آیین خود را با زور و شمشیر بر ملتها تحمیل کرد و... از روی کینه بوده و توطئهای بر ضد اسلام و مسلمانان محسوب میشود. این همه را گفته و تبلیغ کردهاند تا جلوی گسترش دین رحمت و صلح و انسان دوست را بگیرند و بهتر بتوانند به چپاول ملتهای مظلوم بپردازند.
این سخن نادرست را استعمارگران ساختند . برخی از موافقان ناآگاه هم این سخن را رواج دادند و برای آن مبانی دینی درست کردند(3).
در صورتی که اگر اسلام با زور و شمشیر جلو رفته بود، در این عصر (که عصر عقلانیت و خردورزی است) نباید مردم گرایش به دین اسلام داشته باشند، در حالی که آمارهای غربیان، بیانگر گرایش زیاد مردم به دین اسلام است.
چگونه میتوان اسلام را موافق با جنگ، خشونتطلبی و ترور دانست، در حالی که ضمن تأکید بر رعایت حرمت و کرامت اشخاص (اعم از مسلمان و غیر مسلمان) حفظ جان اتباع و یا حتی ساکنان کشور اسلامی را به عنوان وظیفه دولت اسلامی دانسته است؟! حفظ جان و حق حیات انسانها به قدری در اسلام مورد اهتمام است که کشتن انسان بیگناهی، برابر با کشتن همه انسانها است. زنده کردن یک نفر، برابر با زنده کردن همه مردم تلقی شده است! از این رو حق حیات یک موهبت الهی است که هیچ کسی حق سلب آن را ندارد، مگر این که خود، قتل عمد کرده یا بر ضد امنیت مردم و جامعه، اقدام کرده باشد که در این موارد نیز قصاص باید بر اساس محاکمه در دستگاه قضایی عادلانه و مبتنی بر موازین شرعی باشد.
اسلام با کشتار انسانهای بیگناه با هر عنوان و نامی (ترور یا غیر ترور) جهاد یا غیر جهاد و با هر انگیزهای (سیاسی یا مذهبی) و از هر فرقهای که باشد (مسیحی، یهودی یا مسلمان) و در هر کجای عالم که باشند و با هر وسیلهای، مخالف است، بلکه این کار جنایت است و باید محکوم و عاملان آن مجازات گردند.
جهاد ابتدایی در اسلام به منظور کشورگشایی و اجبار افراد به آیین اسلام نیست، بلکه برای واژگون کردن نظام های غلط و ظالمانه و اجازه یافتن مردم برای مطالعه آزاد دربارة مذهب و شیوه های زندگی اجتماعی است. اصولاً اسلام در سه مورد به قدرت نظامی توسل جسته است و پيامبر اسلام نيز بر اين سه اصل اقدام به جنگ نمودند.
1ـ در مورد محو آثار شرک و بت پرستی، زیرا هم چنان که گفتیم، از نظر اسلام بت پرستی یک دین و آیین نیست، بلکه یک انحراف، بیماری و خرافه است . هرگز نباید اجازه داد جمعی در یک مسیر صددرصد غلط و خرافی پیش روند و به سقوط کشانده شود. اسلام بت پرستان را از راه تبلیغ به سوی توحید دعوت کرد . آن جا که مقاومت کردند، متوسل به زور شد. بت خانه ها را در هم کوبید . از هر گونه مظاهر بت و بت پرستی جلوگیری کرد تا این بیماری روحی و فکری به کلّی ریشه کن گردد . آیات جهاد با مشرکان مانند آیه 189 سوره بقره (به کارزار با مشرکان ادامه دهید تا آن که شرک از اجتماع برافتد) نظر به همین موضوع دارد.
2ـ در برابر کسانی که نقشه نابودی و حمله مسلمانان را می کشیدند، دستور جهاد دفاعی و توسل به قدرت نظامی داده شده است. شاید بیش تر جنگ های اسلامی در زمان پیامبر از همین قبیل باشد، به عنوان نمونه جنگ اُحد، احزاب، حنین، موته و تبوک را میتوان نام برد.
3ـ برای کسب آزادی در تبلیغ، زیرا هر آیینی حق دارد به طور آزاد به صورت منطقی خود را معرفی کند . اگر کسانی مانع از این کار شوند، می تواند با توسل به زور این حق را به دست آورد.(4)
جهاد ابتدایی به گونهای بازگشت به جهاد دفاعی میکند، زیرا در حقیقت جهاد ابتدایی نیز یک نوع دفاع است، دفاع از حقوق خداوند و دفاع از حقوق انسان های مستضعف، بنابراین اگر قدرت های ستمگر و کافر بر مردمی مسلط شوند و مانع از گسترش توحید گردند و با سلطه و استبداد، مال خدا را مال خود و بندگان خدا را بردگان خود بپندارند و در زمین فساد و تباهی را گسترش دهند، به حکم عقل، مبارزه با چنین افرادی واجب و ضروری است.
جهاد ابتدایی در زمان غيبت :
حضرت امام خميني (ره) در "كتاب البيع" در بحث ولايت فقيه بعد از بحثهاي مفصل فرموده است:
"در زمان غيبت در تمام اموري كه امام معصوم در آنها حق ولايت دارد، فقيه داراي ولايت است؛ از جمله آن ها است: خمس [ چه سهم امام باشد و چه سهم سادات ]،
انفال، آنچه كه بدون لشكركشي به دست مسلمانان رسيده و به "فيء" موسوم است. پس كليه اختياراتي كه امام معصوم (ع) دارد، فقيه داراست مگر دليل شرعي اقامه شود مبني بر آن كه فلان اختيار به جهت حكومت ظاهري او نيست، بلكه به شخص امام مربوط ميشود كه به سبب مقام معنوي به وي اختصاص يافته است، يا دليلي اقامه شود كه فلان موضوع مخصوص شخص امام معصوم (ع) است و شامل ديگران نميشود، همچون دستور به جهاد ابتدايي كه بين فقها مشهور است، هر چند اين مسئله جاي بحث و تأمل بسيار دارد".(5)
بنابراين به فتواي امام (ره) تمام شئوني كه براي امام معصوم ثابت است، براي فقيه نيز ثابت ميباشد، از جمله جهاد ابتدايي، گرچه مشهور فقها جهاد ابتدايي را از مختصات پيامبر و امام معصوم ميدانند. اما در مورد جهاد دفاعي هيچ جاي اشكال نيست كه فقيه ميتواند دخالت كند و به آن دستور دهد، چون دفاع از جان و مال و ناموس يك امر معقول است، حتي اگر فقيه بدان دستور ندهد، بر مردم واجب عقلي است كه از خود و كشور مال و ناموس خويش دفاع كنند.
پینوشتها:
1. بقره (2) آیه 276.
2. حج (22) آیات 38 ـ41.
3. مائده (5) آیه 32.
4. تفسير نمونه،مكارم شيرازى ، ج 2، ص 206، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1374 ش؛ مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، ج 3، ص 219.انتشارات صدرا.
5.شئون و اختيارات ولي فقيه (ترجمه مبحث ولايت فقيه) از كتاب البيع حضرت امام خميني، ص 77. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي .
۱۳۸۹/۰۹/۲۲ ۱۶:۲۳
شناسه مطلب: 22884






