پرسشگر گرامی با سلام و تشکر و تسلیت ایام عزای امام حسین (ع)
غرق گنه نا امید مشو ز دربار ما که عفو کردن بود در همه دم کار ما
بنده شرمنده تو ، خالق بخشنده من بیا بهشتت دهم مرو تو در نار ما
توبه شکستی بیا هر آنچه هستی بیا امیدواری بجو زنام غفار ما
عزیز گرامی ! به جز پیامبران و امامان معصوم، همه انسانها در معرض اشتباه و خطا هستند . هیچ انسانی نیست که ـ حتی سهوا ـ اشتباه نکند. از طرفی خداوند بندگانش را دوست دارد . دوست دارد که همه ، در مسیر حق و هدایت قرار گیرند . از تمام ظرفیت وجودی خود، برای دستیابی به کمالات استفاده کنند. به همین دلیل راه توبه و بازگشت را برای بندگانش باز گذاشته است؛ اگر چه انسان کثیف ترین ، بدترین و بزرگ ترین گناهان را مرتکب شده باشد.
اگر کسی به صورت واقعی توبه کند، نه تنها خداوند او را از همه آلودگیها پاک میکند ، بلکه او را دوست میدارد؛ چنان که در قرآن کریم می فرماید: ان الله یحبّ التوابین؛ (1) همانا خداوند توبه کنندگان را دوست می دارد . به ویژه اگر توبه کننده جوان باشد .
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:
انّ الله تعالی یحبّ الشابُّ التائب (2) ؛خداوند جوان توبهکار را دوست دارد.
بنا بر این اگر به هر دلیلی، تاکنون گناهان و اشتباهاتی مرتکب شدهاید،با توبه حقیقی بخشیده می شوید . این وعده خدا است .
چه کسی راستگوتر از خدا است ؟ چه کسی در وفای به عهد و پیمان و قول و قرار های خود وفادار تر و صادق تر از خدا است ؟
پس ترس و نا امیدی از رحمت خدا برای چیست ؟
درست است که مؤمن واقعی باید پیوسته در خوف و رجا یا ترس و امیداوری به سر ببرد . وجود این دو حالت در دل انسان یک امتیاز و کمال است . اما این حالت غیر از یأس و نا امیدی است .
آیا می دانید که یأس و نا امیدی از رحمت خدا در ردیف یکی از بزرگ ترین گناهان است ؟ یعنی چه بسا کیفر گناه نا امیدی از کیفر همه گناهان گذشته شما بیش تر باشد ، زیرا اگر حقیقت نا امیدی واکاوی شود ، مفهومش این خواهد بود: به گفته ها و وعده های خدا اعتماد ندارم ! از این رو با آن که می دانم که خداوند فرموده : «و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفوا عن السیّئات ؛ (3) اوست که که توبه بندگانش را می پذیرد و گناهان شان را می می بخشد »نیز فرموده« لا تقنطوا من رحمة الله ان ّ الله یغفر الذنوب جمیعا ؛ (4)از رحمت خدا نا امید نشوید ، چه آن که خداوند ( در صورت توبه ) همه گناهان را می بخشد » ولی باز می ترسم و از آمرزش و انجام وعده اش نا امیدم .
بنا براین با توبه حقیقی به لطف و رحمت خدا امیدوار باش . خود را از دام وسوسه شیطان نجات بده .اين فكر صحيح نیست كه بالاخره مجازات خواهید شد و در زندگي سختي خواهد كشيد.
گناه اگر جنبه مالی داشته باشد ، مثلا مالی از کسی سرقت یا به زور غصب کرده، یا قرض الحسنه گرفته، پس نداده، یا قرض داده و سود و ربا گرفته، و یا سر خریدار یا فروشنده کلاه گذاشته، و بیش تر از حق خود برداشته یا کم تر از حق وی به او داده ، و یا خسارت و زیان به خانه، ماشین و مانند آن به اموال دیگران وارد کرده ، در همه این موارد باید رضایت آن طرف را با پس دادن عین مال - اگر موجود باشد - ، مثل زمین و یا با پرداخت قیمت و میزان خسارت وارد شده، جبران کند . او را راضی نماید، مگر آن که آن شخص بگوید : حلالت کردم، از حق خودم گذشتم، چیزی نمی خواهم . همین مقدار کافی است .
اگر صاحب مال، مرده یا او را نشناسد یا دسترسی به او نداشته باشد، باید به بازماندگان و ورّاث و اقوام او مراجعه کند . اگر به آن ها نیز دسترسی ندارد، به مقدار مال یا خسارت وارد شده، صدقه و انفاق کند و ثوابش را به آن طرف هدیه نماید .
اگر گناهش جنبه مالی نداشته باشد، بلکه مربوط به حقوق انسانی، دینی ، آبرو و شخصیت وی بوده، مثلا به او تهمت زده، غیبت کرده و یا فحش، توهین و بدگویی یا کاری کرده که حقی از او ضایع شده (که جنبه مالی نداشته) و یا حق اولویتی به او تعلق می گرفته، از او سلب شده ، در همه این موارد باید عذرخواهی کند. به تقصیر یا قصور خود اعتراف نماید. از وی رضایت بطلبد، مگر آن که بداند یا احتمال عقلایی بدهد که اگر تقاضای حلالیت و رضایت کند، رضایت نمی دهد و حلالش نمی کند، یا خبردادن به او باعث فتنه و مفسده ای می شود، مثلاً موضوعی که خبر نداشته، وقتی با خبرش می کند، کینه و دشمنی جا باز می کند، و یا آن که طرف مرده یا جایی باشد که دسترسی به وی ندارد و یا اصلا او را نمی شناسد.
در هر یک از پنج صورت اخیر، کافی است از عملکرد خود توبه و استغفار کند . کارهای خیری انجام می دهد و ثوابش را به عنوان رد مظالم به طلبکار هدیه نماید، خواه زنده باشد یا مرده، بشناسد یا نشناسد.مثلا در حقش دعا کند، قرآن بخواند، نایبالزیاره شود و صدقه و انفاق بدهد.
هم چنین اگر گناهش از قبیل لواط و زنا و مانند آن باشد ، توبه و استغفار کافی است. حلالیت طلبیدن لازم نیست.
پی نوشت ها :
1. بقره(2) آیه 222.
2. محمدی ری شهری ، میزان الحکمه ،ج2 ، ص 1401.
3. شوری(42) آیه 25.
4. زمر (39) آیه 53.






