با سلام، نظر شما را در مورد ازدواج با دختری که تقریبا 7ماه از من بزرگتر است رو می خواستم بدونم. با توجه به اینکه هر دو در یک دانشگاه و مشغول گذراندن ترم 7 هستیم. ضمن اینکه من تا این ترم تقریبا با ایشان هم دوره و هم کلاس بوده ام و تاحدود زیادی بیشتر مجذوب اخلاق و رفتار و حجاب و متانت ایشون شده ام یا به عبارتی بهتر می تونم بگم ایشون رو فقط به خاطر خودش میپسندم وعشقم از روی هوی و هوس نیست. با توجه به این مورد که طی پرس و جویی که از ایشون داشتم، سطح فرهنگی و مذهبی دو خانواده شبیه به هم بوده. اما با توجه به صحبتی که با مادر و خواهرم داشتم، آنها رو موافق این ازدواج نمی بینم. در صورتی که خود من با توجه به رفتاری که از این خانم دیده ام و شناختی که ازش پیدا کردم، اصلا فکر نمی کنم ایشون حتی در آینده(با فرض ازدواج با هم) قصد تحکیم حرف خودش به من یا حس بزرگتر بودن داشته باشه. این رو هم لازمه بگم که ایشون فرزند اول خانواده 2نفره و من فرزند آخره خانواده 3نفره(2 خواهر بزرگتر) هستم.
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
در مورد ازدواج شما با دختر مورد علاقه تان نکاتی را متذکر می شویم:
1. ازدواج بزرگترين و مهمترين حادثه زندگي انسان است . موفقيت يا شكست در آن سرنوشت ساز خواهد بود. ازدواج و زندگي مشترك وقتي ثمر بخش، سودمند و ماندگار است كه عقربه روحيهها، غرايز و طرز تفكر دو طرف، همسو و نزديك باشد. در غير اين صورت، ريسمان وحدت و يگانگي به ضعف و سستي ميگرايد و سرانجام گسسته ميشود. ما در زندگي خود شاهد پديدههاي تلخ و درد آوري هستيم كه دختران و پسران و خانوادهها شان را ميآزارد و كاخ زندگي مشترك زوجين را فرو ميپاشد. بيترديد محاسبات غلط، احساسات زودگذر، خيالات و توهمات بياساس عامل اصلي تحقق اين پديدهها به شمار ميآيد. بنابراين،اگر در گزينش همسر اصول صحيح رعايت شود، بخش عظيمي از ناگواريها و نابسامانيها و مشكلات از ميان ميرود و زندگي جوانان پربارتر و زيباتر ميشود.
2. اگر واقعاً قصد ازدواج با فرد مورد نظر را داريد و ایشان را در ظاهر فرد مناسبی برای ازدواج می دانید، به طوری که شما را مجذوب اخلاق، رفتار، حجاب و متانت ایشان کرده است، ابتدا عشق و علاقه را كنار بگذاريد . همچون يك بيگانه با او برخورد كرده، درباره وي تحقيق كنيد. مطمئن شويد از شرايط مثبت و کافی ازدواج برخوردار است. بدانید هرگونه شتاب و احساسي برخورد كردن، نتايج زيانباري را به دنبال خواهد داشت، معمولاً روح حاكم در عشقهاي احساسی عشق ورزيدن است، نه خردورزي، در حالي كه براي تصميمگيري درباره ازدواج، علاوه بر عشق و مهروزي بصيرت و تعقل لازم است. مسئلهازدواج و پيوند زناشويي از حساسيت ويژهاي برخوردار است، كه به حكم عقل و شرع نبايد چشم بسته و بدون تأمل، آن را پذيرفت،بلكه تحقيق و تفحص و انتخاب همسري كه همشأن و حايز ملاكهاي عقلي و شرعيباشد، امري لازم و مورد توصيه اسلام است.
با توجه به اهميت ازدواج و نقش آن در سرنوشت انسان، اسلام زوجين را به بصيرت و شناخت دقيق فرا خوانده است. اسلام هرگز راضي نيست دختر و پسر بي گدار به آب زنند و چشم بسته عمل نمايند.
پس دقت كنيد و ببيند آيا فرد مورد نظر، از لحاظ اعتقادي، اخلاقي، فكري، فرهنگي و جغرافیایی، اجتماعی، خانوادگي، جسمی و زیبایی، روحی و روانی، سنی، سیاسی، تحصیلی و عشق و علاقه با شما همخواني دارد يا نه. بدون شک مهم ترین عامل موفقیت و خوشبختی در ازدواج، وجود تطابق و همخوانی دختر و پسر در زمینه های ذکر شده می باشد. تحقیقات بسیاری این نتیجه را به اثبات رسانیده که زن و شوهرهایی که بیش ترین تطابق و همخوانی و تفاهم را با هم دارند، ازدواج موفق و پایداری دارند و در زندگی با مشکلات کم تری مواجه هستند.
3. ازدواج و انتخاب همسر مسئله بسيار مهم و سرنوشت سازى است. از اين رو بايد در يك حالت عادى و به دور از احساسات و بر اساس معيارهاى صحيح انجام گيرد.
البته ملاک مندي و معيار مندي در انتخاب از ارکان ازدواج موفق است . از این روی آن چیزی که در ازدواج مهم تلقی می شود، میزان همخوانی، تطابق و تناسب دختر و پسر در معیار ها و ملاک های ازدواج است. يكي از مهم ترين ثمرات و اهداف ازدواج رسيدن به آرامش است . آرامش در صورتي حاصل مي شود كه با توجه به معيارها و ملاك هاي اساسي و مهم، انتخاب مناسبي داشته باشيم، چرا که سعادت و خوشبختی ازدواج، در گرو رعایت دقیق معیارها و پایبندی به آن هاست؛ چه بسا یک انتخاب نامناسب منجر به گرفتار شدن انسان در کوهی از مشکلات و مصائب گردیده ، از این روی لازم است در انتخاب همسر آینده، نهایت دقت و هوشیاری را بکنید، چرا که مسئله ازدواج از مهمترين مسائل دوران جواني است كه نبايد آن را ساده انگاشت. نيازمند دقت و تحقيق است. اندكي سهل انگاري مساوي با يك عمر پشيماني است.
به جرأت مى توان گفت بيش ترين مشكلاتى كه در زندگى خانوادگى به وجود مى آيد، به خاطر اين است كه دختر و پسر به خطا رفته و همسر متناسب خود را انتخاب نكرده اند.
چه بسيار همسرانى كه به خاطر "همسنخ نبودن " و " عدم تناسب " به تباهى و بدبختى كشيده شده اند. بسيارى از مشكلات و اختلافاتى كه در زندگى مشترك به وجود مى آيد، ريشه در انتخاب غلط همسر دارد.
4. اگرچه در انتخاب همسر بايد كاملاً دقت كرد و تمام كوشش خود را به خرج داد تا همسرى متناسب و همسنخ برگزيد، اما بايد در نظر داشت هماهنگى و همفكرى كامل امكان ندارد و مقدارى فاصله و ناهماهنگى باقى خواهد ماند. بايد كوشيد فاصله و نا هماهنگى كم تر باشد. فاصله باقيمانده را با تفاهم و گذشت و محبّت و عشق و شكيبايى و بزرگوارى جبران كرد.
تنها اعتدال و ميانه روي است كه انسان را به سرمنزل مقصود ميرساند . افراط و تفريط يا تندروي و كندروي در هر كار و عرصهاي آدمي را از نيل به هدف باز ميدارد. حضرت لقمان عليهالسلام در سفارش خويش به فرزندش ميگويد:"و اقصِد في مشيك" .
اقتصاد، يعني اعتدال و ميانه روي را نه تنها در "راه رفتن" بلكه در همه "راه هاي زندگي" توصيه ميكند.
اعتدال و ميانه روي سرلوحه برنامه تبليغي و كاركرد انبياي الهي عليهم السلام در همة امور عبادي و غير عبادي اعم از نظامي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي و معيشتي بوده است.
در امر مقدس ازدواج و تحقيق و معيار سنجي و معيار سازي هاي آن، بايد اعتدال را در پيش گرفت. نه سخت گيري و احتياط غير ضروري كار درستي است و نه ولنگاري و ريسك كردن، در اصطلاح عربي ميگويند:
كل شئِ اذا جاوز حدّه انعكس ضّده ؛ هر چيزي از مرز اعتدال گذشت، به ضد يا نقيض خويش تبديل ميگردد و نتيجه معكوس خواهد داد. گاهي برخي افراد با همه سخت گيري ها و به اصطلاح احتياط كردن ها، به آن چه مطلوب و مقصودشان بوده نميرسند . به آن چه دست يافتهاند، با ملاك و معيارهاي مورد نظرشان ناهمگون است.
معمولاً روانشناسان می گویند: در ازدواجی که حدود 70 درصد، دختر و پسر در معیارها و ملاک های ازدواج باهم تطابق داشته باشند، می توانند ازدواج موفق و پایداری داشته و در زندگی با مشکلات کم تری مواجع خواهند شد.
5. یکی از معیارهای ازدواج، تناسب و تطابق سنی زوجین می باشد. با بررسي سن ازدواج در ميان قشرهاي مختلف و جوامع گوناگون در مي يابيم كه غالبا ًسن مردان در جريان ازدواج بيش از زنان است. آلن ژيرار مي نويسد:
آگاهي هاي جمعيت شناسانه درباره سن همسران به هنگام ازدواج آموزنده است . مي دانيم كه بيش تر اوقات، افرادي با هم پيوند زناشويي مي بندند كه از لحاظ سني به هم نزديك باشند. از اين رو تناسب سني را بايد به عنوان يك ضريب مهم همسان همسري كه در جامعه از اهميت والايي برخوردار است، در نظر بگيريم.
چنین به نظر می رسد که فاصله سنی مناسب میان زن و شوهر را می توان 4 ـ 3 سال در نظر گرفت. البته این بدان معنا نیست که اگر یکی دو سال به این سنین افزوده و یا از آن کاسته شود، حتماً نباید ازدواجی انجام گیرد. شاید بتوان گفت که اگر تمام زمینه ها بررسی شده باشد و مشکل خاصی دیده نشود، می توان فاصله سنی را به دیده اغماض نگریست، ولی در عین حال بهترین و مناسب ترین فاصله سنی می تواند 4 ـ 3 سال باشد. طبیعی است که اگر سایر شرایط مناسب نباشد، باز هم ازدواج نمی تواند موفق باشد.
به هر حال رویه اغلب افراد نشان می دهد که مردان از همسران خویش بزرگ تر هستند . راسل دیویس نیز در اثر خود به این امر اشاره کرده، می نویسد: «حدود 80 درصد شوهران مسن تر از همسران خود هستند.» در این جا رویه غالب می تواند به عنوان ملاکی برای انتخاب همسر، مد نظر باشد.(1)
اكثر كارشناسان معتقدند كه در شرايط عادي لازم است سن پسر چند سالي بيش تر از دختر باشد تا اينكه زن هميشه براي شوهرش جذابيت داشته باشد. اين مطلب مبناي فرهنگي نيز دارد . فرهنگ عمومي جامعه اقتضا مي كند سن پسر چند سالي بزرگ تر باشد. زيرا مديريت خانواده معمولاً به عهده مرد است . نفقه زن نيز بر مرد واجب است. اين مسائل را كه كنار هم بگذاريم ،بهتر است تفاوت سني باشد.
البته تفاوت سني بين پسر و دختر، خصوصاً اگر دختر بزرگ تر از پسر باشد ،ممكن است مشكلاتي از اين قبيل را ايجاد كند:
- تفاهم و درك متقابل را كاهش دهد.
- جذابيت زن براي مرد امكان رضامندي جنسي را كاهش دهد.
- مديريت خانواده دچار مشكلاتي شود.
معمولاً فاصله سنی زیاد دختر و پسر در ازدواج مشکل آفرین می باشد. در شرایط معمولی چنین ازدواج هایی توصیه نمی گردد. اما در مورد شما باید عرض کنیم که اگرچه بهتر است سن شما از همسر آیندتان 3 تا 4 سال بزرگ تر باشد، ولی در موقعیت فعلی که دختر مورد علاقه تان هفت ماه از شما بزرگ تر است، اگر ملاک های و معیار های دیگر ازدواج در حد بالایی در ایشان وجود داشته باشد، این مقدار اختلاف سنی آسیب زا و مشکل آفرین نمی باشد . می توان به دیده اغماض به آن نگریست. البته باید توجه کنید همین مقدار هم ممکن است در حد خود مشکلاتی برای شما ایجاد کند که توجه به آن می تواند در رفع مشکلات احتمالی نقش به سزایی داشته باشد.
6. موافقت و مخالفت والدين در ازدواج تأثیر شگرفی دارد؛ از ديدگاه روان شناختي نه تنها موافقت والدين در آغاز ، ضرورت يك ازدواج موفق است، بلكه شرط انجام يك ازدواج موفق، رضايت و همراهي مستمر والدين است. چه بدون تحصيل رضايت آن ها، هر يك از دختر و پسر در انجام يك عمل خطير كه نيازمند همراهي و تأييد ديگران است، بدون پشتوانه مي مانند . اين خود آغاز اضطراب ناخواسته و ورود آفت است. چه بسا فرزنداني كه با وجود فراهم بودن تمام شرائط يك ازدواج موفق ، چون رضايت والدين را به همراه ندارند ،نتوانند يك زندگي شيرين و همراه با پيشرفتي را پيش روي داشته باشند.
بهره مندي از عنصر رضايت والدين از نظر ارزشي و فرهنگي حداقل يك پشتوانه روحي براي جوانان در مسير ازدواج است ، تا اين راه را با اطمينان خاطر و پشتگرمي كامل طي نمايند. ازدواج كردن بدون توجه به عوامل ديگري كه در كنار آن قرار مي گيرد ،خود به خود يك عمل همراه با دل نگراني و اضطراب است . به واسطه ناآشنا بودن ماهيت عملي، مبهم بودن آينده آن و ناآشنا بودن دو طرف براي همديگر ، عملي رازآلود و معماگونه است. كم ترين تأثير روان شناختي اين نوع مخالفت آن است كه به ميزان دل نگراني و اضطراب يك جوان كه جوياي اطمينان و سكون است ، مي افزايد. جواني كه از ازدواج آرامش را مي خواست، همان ميزان آرامش دوران تجرد خود را نيز از كف مي دهد . هميشه در حال دل نگراني، اضطراب به سر مي برد . اضطراب هم خود شكننده است و هم استمرار آن موجب سست شدن بنيان وجودي فرد مي گردد . او را اندك اندك تا مرز نابودي پيش مي برد. پس از ديدگاه روان شناختي جلب رضايت والدين در ازدواج يك ضرورت بي ترديد است . حضور اين عامل موجب دلگرمي جوانان به ازدواج، برخورداري آن ها از اطمينان به خود ، جرأت به عمل و آرامش گشته و راه بهره مندي از پشتوانه والدين ، تجارب آن ها و دلسوزي و نيك انديشي شان را هموار مي نمايد. خرمني از خوبي ها و علم و دانش و تجربه و مصلحت انديشي دلسوزانه و حتي پشتوانه اقتصادي را فرا روي دو جوان نيازمند تمام اين نيكي ها مي گذارد . مخالفت والدين با ازدواج يعني محروميت از تمام اين خوبي ها . از دست دادن اين عناصر ضرري است كه نمي توان از يكي از آن ها حتي چشم پوشيد.
پر واضح است كه ازدواج بي بهره از سرمايه رضايت والدين در واقع به نوعي ازدواج بي بهره از موفقيت كامل خواهد بود.
چنانچه دختر مورد نظر شما معیارهای اساسی ازدواج را داراست و فقط از جهت تفاوت سنی با شما همخوانی ندارد ، با در نظر گرفتن مطالب بالا می توانید با هم ازدواج موفق داشته باشید. تفاوت سنی در حد چند ماه به ازدواج خیلی آسیب وارد نمی کند، البته مشکل دیگر شما مخالفت جدی مادر و خواهرتان است که باید به نحوی رضایت آنان را جلب کنید .توصیه می گردد با نرمی و ملایمت و با بهره گیری از استدلال و منطق با ایشان سخن بگویید .می توانید با پیدا کردن کسانی که حرف آن ها در مادرتان اثر دارد و واسطه قرار دادان آنان، مشکل خود را حل کنید. با جلب موافقت مادر و خواهرتان دغدغه شما کاهش یافته و با خیالی آسوده با دختر دلخواه تان ازدواج خواهید کرد.
جهت آگاهي بيش تر براي ازدواج و زندگي زناشويي موفق، مطالعه كتاب هاي زير را توصيه مي كنيم:
- نظام حيات خانواده در اسلام، بهشتي
-آئين همسرداري، ابراهیم اميني
-انتخاب همسر، ابراهیم اميني
-خانواده متعادل، شرفي
- خانواده متعادل، خسروي
- تحكيم خانواده، رشيدپور
- ازدواج آسان، اشتهاردي.
-همسران برتر، غلامعلي افروز
پی نوشت :
1. راسل دیویس، دیرک، درآمدی به آسیب شناسی روانی، ترجمه دکتر نصرت اللّه پورافکاری.






