سلام.خسته نباشید.میخواستم راجع به دسته اتش بیگی از فرقه اهل حق توضیحاتی بهم بدید. چه جور فرقه ای هستند و عقایدشون چیه؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
اهل حق، علیاللهی، سرسپردگان، یارسان، غُلات، نُصیریه، علویان و...، نامهایی است برای افراد و گروه هایی که درباره امام علی (ع) راه غُلو را پیموده و او را به درجه خدایی رسانیده اند و برای خود آداب و رسوم خاصی وضع کرده اند.
برخی از این گروه ها حتی درباره رؤسای خود نیز غُلو می کنند. در کشور ما ایران درباره این گروه ها معمولاً از اسامی و عناوین «اهل حق» و «علیاللهی» استفاده میشود، گرچه خود آنها ترجیح میدهند که بر آنان اهل حق اطلاق شود و القاب علیاللهی و غُلات خوشایندشان نیست، در ترکیه به این گروه بکتاشی و علوی و در سوریه نُصیریه و علویان میگویند.(1)
گروه های مختلف اهل حق، در آرا و عقاید و آداب و رسوم با هم اختلافاتی دارند ،به طوری که به راحتی نمیتوان اهل حق را فرقه و مذهب واحدی دانست. برخی از آنان صریحاً امام علی (ع) را خدا میدانند. گروهی از اینان خود را مسلمان و شیعه اثنی عشریه معرفی میکنند و میکوشند تا عقاید خود را با عقاید شیعه امامیه هماهنگ سازند و به شریعت، اعمال و عبادات اسلامی پایبند باشند.
برخی از اهل حق - چنان که اشارت رفت - همان اعتقادی که درباره حضرت علی (ع) دارند در مورد برخی از بزرگان و مرشدان خود نیز دارند و معتقدند خداوند در جامههای مختلف به میان مردم آمده است.(2)
از دیگر عقاید رایج میان اهل حق، مسأله حلول است. حلول یعنی ذات خدا در اشیا و افراد حلول کرده است. مسأله حلول، به اعتقاد به الوهیت امام علی (ع) و برخی از بزرگان اهل حق بر میگردد؛ به این معنا که خداوند در حضرت علی (ع) و شاه خوشین و سلطان اسحاق و دیگران حلول کرده است!
تناسخ یکی دیگر از عقاید اهل حق است. تناسخ عبارت است از داخل شدن روح انسان پس از مرگ در بدن دیگر. بر این اساس هر انسان متناسب با اعمالی که در زندگی خویش انجام داده است، پس از مرگ وارد بدن خاصی که به منزله لباس جدید اوست، میشود. روح نیکوکاران وارد بدن و لباس ثروتمندان و روح بدکاران وارد بدن فقراء و بیچارگان میشود تا جزای کردار خویش را ببیند.
ادیان الهی به ویژه اسلام با مسأله حلول و تناسخ به شدت برخورد کرده، آن را عقیدهای باطل و بی پایه دانستهاند.
با توجه به این عقاید سخیف (غلو، حلول، تناسخ و...) است که اهل حق جزو فرقههای ضالّه و انحرافی محسوب میشوند و مورد تایید مراجع وعلمای اسلامی قرار نمیگیرد و از این رو نمیتوان از آنها پیروی کرد. چرا که پیروی از راه و روش اهل حق برای رسیدن به سعادت و کمال، همانند راهپیمایی در جاده سنگلاخ و پر پیچ و خم برای رسیدن به مقصود است. این در حالی است که جاده اسفالته و مستقیم فرا راه ما میباشد.(3)
اهل حق، مهم ترین مظهر حق را انسان میدانند و از میان انسانها، سلطان اسحاق، متولد حدود 612، را برجستهتر و مهمتر از سایر مظاهر حق میدانند.
بر اساس نظریه اهل حق، بعد از سلطان اسحاق، شاه ویس قلی (قرمزی) مظهر ذات حق بود و ظهور بعدی ذات حق، در محمد بیگ (لرستانی) رخ داد، و پس از وی، خداوند در خان آتش یا آتش بیک تجلی کرد، آتش بیک در اوایل قرن یازدهم میزیست، او خاندانی به نام آتش بیگی تشکیل داد.(4)
اهل حق دارای چهار دستور اصلی اخلاقی به نام های :پاکی ،راستی ،نیستی و ردا هستند که انها را به سلطان اسحاق نسبت می دهند منظور انان از ردا بخشش وکمک است اینان به چله نشینی وعزلت گزینی اعتقادی ندارند ،بلکه ان را گناه می دانند .دستور اخلاقی دیگر انان قناعت است و اینکه نباید به مال دیگری نظر داشت
گفته شده که خاندان اثش بیگی استعمال دخانیات را ممنوع میدانند. تراشیدن یا کوتاه کردن شارب نزد اهل حق ممنوع وگناهی بزرگ است ،به سبب مقدس بودن سبیل تاره های جدا شده از ان راباید درجائی محفوظ نگاه داشت .
اهل حق هنگام برخورد با یکدیگر به جای سلام (یا علی ) میگویند ودر شب نوروز بر بام های خود اتش می افروزند همچنین در شب اول پس از مرگ بر روی قبر متوفی اتش روشن می کنند
اهل حق گرچه نوعا دارای عقائد مشترکی هستند ولی دارای حدود 12 خاندان هستند که با یکدیگر اختلاف هائی دارند یکی ازاین خاندان ها منسوب به اتش بیگ از مردم لرستان است .( 5 )
نظر برخی مراجع در باره آنان:
1) نظر مرحوم آیت الله گلپایگانی در مجمع المسائل:
پرسش:
گروهى از مردم که آنان را اهل حق یا علی اللهى می گویند ،طریقى براى خود قرار دادهاند مثلا اظهار می دارند که روزه ماه مبارک رمضان سه روز است؛ بدون نماز و بجاى نماز نیاز دارند و طریق آنها چنین است که نذرى می کنند و هر سال گوسفندى ذبح و برنج زیادى طبخ و گوشت داخل نان گذاشته بین مردم قسمت می کنند و شیطان را از جمله خوبان می دانند و شارب گذاشتن را بر خود لازم و گرفتن آن را حرام می دانند و منکر قیامت هستند و کیفر اخروى را در دنیا معتقدند ؛مثلا اعتقادشان این است که اگر کسى عملش خوب باشد ،به قالب حیوان خوب و اگر عملش بد باشد ،به قالب حیوان بد انتقال می یابد؛ حضر ت علی علیه السلام را نعوذ بالله خدا می دانند. آیا این گونه افراد مسلمان هستند یا نه و شرعا از ا غذای آنها خوردن چه صورت دارد و زن دادن و زن گرفتن از آنان اشکال شرعى دارد یا نه ؟
پاسخ:
اگر نعوذ بالله علی علیه السلام را خدا بدانند و همچنین اگر منکر معاد و یا یکى از ضروریات دین مثل نماز و یا روزه بوده باشند ،کافر و نجس می باشند ، و زن دادن و یا زن گرفتن از ایشان جائز نیست. (6)
2) حضرت آیت الله مکارم شیرازی، در سؤالی از ایشان راجع به اهل حق میشود میفرماید:
معتقدان به عقائد فوق، بر حسب ظاهر، در زمره مسلمانان هستند، هرچند انحرافات مهمی دارند و منکر بخشهای زیادی از ضروریات دینند، اما چون به ضروری بودن آنها توجه ندارند و انکار اینها مستلزم انکار توحید،نبوت و رسالت نیست، حکم کفر بر آنها بار نمیشود.(7)
3) مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی میفرماید:
اگر حضرت علی(ع) را خدا بدانند یا منکر معاد و یا یکی از ضروریات دین مثل نماز و روزه باشند، کافر و نجس هستند و ازدواج با آنان جایز نیست... ولی اگر چنین عقیدهای ندارند و منکر معاد و ضروریات دین نیستند مسلمان و پاک میباشند.(8)
برای آگاهی بیشتر درباره آنان به دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 10، ص 467 ـ 474 ،مراجعه نمائید .
پی نوشت ها:
1. آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، رضا برنجکار، ص 160.
2. سرسپردگان، سید محمد علی خواجه الدین، تاریخ و شرح عقاید دینی و آداب و رسوم اهل حق (یارسان)، ص 13 و 107، کتابفروشی منوچهری، تهران، 1363.
3. آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، رضا برنجکار، ص 160 - 168؛ طوایف غلاة، اسکندر اسفندیاری، ص 163 - 165، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی.
4. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 10، ص 467 ـ 470.
5 .همان ، ص 472 -473 .
6. مجمع المسائل (فارسی) - آیت الله گلپایگانی،ج 1 ، ص 44.
7. استفتائات، ج 1، ص 492، سؤال 1597.
8. جامع المسائل، ج 1، ص 40، سؤال 88.






