سلام
من سوالي دارم آيا در جشن ازدواج حضرت فاطمه و حضرت علي رقص پاي كوبي يا دف نواخته شد؟
يا اصلا وسيله اي براي شادي كردند استفاده كردند؟

پرسشگر گرامی باسلام و تشکر و تسلیت ایام عزای امام حسین (ع)

مورخان نوشته اند که:
چون مراسم عروسی حضرت فاطمه (س) فرارسید، پيغمبر دختران عبد المطلب و زنان مهاجر و انصار را فرمود تا همراه فاطمه به خانه على (ع) روند و در راه شادمانى نمايند.
شعرهائى كه نماينده اين شادى است، ‏بخوانند، ليكن سخنانى نباشد كه خدا را خوش نيايد.آنان فاطمه را بر استرى كه شهباء نام داشت (يا بر شترى) نشاندند.
سلمان فارسى زمام دار استر بود. حمزه و عقيل و جعفر! و ديگر بنى هاشم در پس آن مى‏رفتند. زنان پيغمبر پيشاپيش عروس بودند و چنين مى‏خواندند.
ام سلمه:
برويد اى هووهاى من بيارى خداى متعال و سپاس گوئيد خدا را در هر حال و بياد آريد كه خداى بزرگ بر ما منت نهاد و از بلاها و آفت‏ها نجات داد. كافر بوديم، راهنمائيمان نمود فرسوده بوديم، توانامان فرمود و برويد! همراه بهترين زنان كه فداى او باد همه خويشان و كسان این دختر آن است كه خداى جهان برترى داد او را بر ديگران! به پيغمبرى و وحى از آسمان!
و عايشه مى‏گفت:
اى زنان! خود را پوشيده بداريد! و جز سخنان نيكو بر زبان مياريد! بزبان آريد نام پروردگار جهان كه به دين خود، گرامى داشت ما را و همه بندگان سپاس خداى بخشنده را پروردگار بزرگ و تواننده را ببريد اين دختر را كه خدايش كرده محبوب! به داشتن شوى پاكيزه و خوب
و حفصه مى‏سرود:
تو فاطمه!اى بهترين زنان كه رخسارى دارى چون ماه تابان خدايت‏برترى داد بر جهانيان با پدرى كه مخصوص ساخت او را به آيت‏هاى قرآن ، شوى تو ساخت راد مردى را جوان ،على كه بهتر است از همگان .
هووهاى من! ببريد او را كه بزرگوار است و از خاندان بزرگان .
معاذة مادر سعد بن معاذ مي گفت:
سخنى جز آنكه بايد نمى‏گويم! و بجز راه نكوئى نمى‏پويم! محمد بهترين مردمان است! و از لاف و خودپسندى در امان است. آموخت ما را راه رستگارى پاداش بادش از لطف بارى. براه افتيد با دخت پيمبر! پيمبر كز شرف دارد افسر، خداوند بزرگى و جلال كه نه همتا دارد نه ...
و زنان، بيت نخستين هر رجز را تكرار مى‏كردند.
اين روايت را بدين صورت، مناقب ابن شهرآشوب نقل شده و او سند خود را كتاب مولد فاطمه و روايت ابن بابويه كه از بزرگان علماى اماميه است، معرفى مي كند. (1)
پى‏نوشت:
1. سید جعفر شهیدی، زندگانی فاطمه (ع)، ص 62 -65 ، تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی.