با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
عالم برزخ در ملکوت همین دنیاست، یعنی حقیقت و باطن دنیاست ،زیرا این عالم دو روی دارد: یک طرف برونی و دیگر طرف درونی ،همان طوری که بدن انسان نیز دو رو و جنبه دارد: یکی جنبه ظاهری که هیکل آدمی است . دیگری جنبه باطنی که همان بدن مثالی و روح حیوانی است. وقتی چشم و گوش ظاهری انسان بسته شد، از طریق چشم و گوش باطنی می‌تواند حقایق عالم برزخ را مشاهده نماید ،مثل موقعی که شخص خواب است .با این که حواس او از کار افتاده اما باز هم می‌بیند و می‌شنود .
پس عالم برزخ در همین دنیاست. اما در روایات زیادی وارد شده که ارواح مومنان در وادی السلام جمع می‌شوند که سرزمینی است در نجف اشرف که وادی ولایت است در پشت کوفه چون قبل از دفن جسد مطهر علی (ع) در نجف اشرف شهری نبوده است ،بلکه بیابانی بوده یک فرسنگ از کوفه دورتر . نجف را ظَهر کوفه می‌گویند. حبه می‌گوید:
با امیر المومنین (ع) به سوی ظَهر کوفه از کوفه خارج شدیم .حضرت در قبرستان وادی السلام توقف نمود ،همانند کسی که در مقابل مردمی برای مکالمه ایستاده است ، من نیز با قیام حضرت ایستادم تا خسته شدم .ناچار نشستم. مدتی گذشت و دوباره به پا خاستم . آن قدر ایستادم که مثل بار اول دچار خستگی شدم .مجدداً نشستم. پس از مدتی برخاستم. عبا را از دوش گرفتم و به علی (ع) عرض کردم :
از این همه سر پا ایستادن بر شما می‌ترسم. ساعتی استراحت کنید. عبای خود را گستردم تا حضرت بنشیند .حضرت فرمود: ای حبه ! قیام و توقف من چیزی جز تکلم و انس با مومن نبود.
عرض کردم: آیا مردگان هم با یکدیگر تکلم و انس و الفت دارند؟
فرمود: بلی اگر پرده در جلو دیدگان تو برداشته شود، آن ها را می‌بینی که حلقه حلقه نشسته و با عمامه خود یا چیز دیگری پشت و ساقه‌های پای خود را به هم بسته ، بدین طریق نشسته و گفتگو دارند.
عرض کردم: آیا آن ها اجسامی هستند یا ارواحی؟
حضرت فرمود: ارواح هستند . هیچ مومنی در سرزمینی نمی‌میرد. مگر آن که به روح او گفته می‌شود که به وادی السلام ملحق شود. وادی السلام بقعه‌ای از بهشت عدن است. (1)
هر چیزی حتی ساختمان ها و انسان ها و حیوان ها یک صورت ظاهری و مادی دارند ؛ یک صورت باطنی و ملکوتی. مکه‌ای که انسان زیارت می‌کند، صورت برزخی کعبه است که مادی نیست، ولی صورتش عین مکه است.
در بعضی روایات آمده است که در وادی ”برهوت“ روح هر کافری قرار دارد حتی در بعضی از روایات دارد که روح بعضی از مردگان به وادی السلام منتقل می‌شود. وقتی سوال از آشنایی می‌کنند، وی می‌گوید قبل از من مرده است .معلوم می‌شود به برهوت برده‌اند.
هنگامی که از ارواح مومنان از حضرت صادق (ع) سوال شد فرمود:
آن ها در حجره‌هایی از بهشت برزخی از طعام و شراب آن متنعم می‌شوند و می‌گویند: پروردگارا! قیامت را برای ما بر پا کن . وعده‌هایی را که به ما داده‌ای وفا نما. (2)
چون نعمت‌های برزخی محدود و اصولاً حیات برزخی شایسته اقامت دائمی نمی‌باشد، مومنان در وادی السلام در التذاذ و مسرت به سر می‌برند . در انتظار فرا رسیدن روز قیامت هستند اما کفار که دست شان از علم و معرفت کوتاه است ،در خشکزار برهوت اجتماع دارند . گذشت زمان برای آن ها سخت و ناگوار است . از قیام قیامت هراسان‌اند. از این جهت در روایات می‌خوانیم :
گناهکاران همین که عذاب برزخ را مشاهده می‌کنند می‌گویند: خدایا قیامت را برای ما بر پا مکن (3) چون می‌دانند عذاب موقت و گاه و بیگاه به مراتب آسان‌تر است از عذاب دائمی و سوزان جهنم.
از برخی آیات استفاده می‌شود که مکان بهشت و جهنم برزخی روی زمین است . در آیه‌ای آمده است :
النّارْ یْعًرُضُونُ عُلَیًها غُدْواً وُ عُشِیاً؛ عذاب ناراحت کننده آتش هر بامداد و شامگاه بر فرعونیان عرضه می‌شود. (4) انسان در عالم خواب صورت دارد .وزن و سنگینی ندارد . عالمی که در آن حرکت می‌کند، از این سنخ است . از بالای بلندی سقوط می‌کند. به زمین نمی‌خورد و یا گاهی مانند فرشته سبکبال در فضا پرواز می‌کند .اوج و حضیض دارد. به دورترین نقاط سفر می‌کند. در تفسیر آیه فوق امام صادق (ع) می‌فرماید:
این در دنیا قبل از روز قیامت است، زیرا آتش قیامت صبح و شام ندارد . اگر آن ها در قیامت تنها صبح و شام در آتش دوزخ عذاب شوند، در میان این دو باید سعادتمند باشند . چنین نیست. این مربوط به برزخ است پیش از روز قیامت (5) .
شب و روز و صبح و عصر آن ها به مناسب صبح و شام دنیاست. در مورد نعمت هم می‌فرماید:
وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فيها بُكْرَةً وَ عَشِيًّا ؛ روزی آن ها بدون هیچ گونه رنجی شب و روز به آن ها می‌رسد. (6) از بامداد و شامگاه فهمیده می‌شود که برزخ روی زمین است. بنابراین زندگی برزخی به تناسب روح و جسم برزخی ظهور پیدا می‌کند .تا وقتی انسان در قالب جسم مادی است ،زندگی او در دنیاست. به مجرد این که جسم را از دست داد، زندگی برزخی او شروع می‌شود.
پي نوشت :
1. محمد بن يعقوب كليني ، فروع کافی ، تهران ، نشر دارالكتب الاسلاميه ، 1365 هـ.ش ، ج 3 ،ص 243.
2. همان ، ج 3 ص 244.
3. عروسى حويزى ، نور الثقلین ، قم، انتشارات اسماعيليان‏ ، 1415 هـ.ق ، ج 4 ،ص 523.
4. غافر(40) آیه 46.
5. طبرسى ‏ ، مجمع البیان ، تهران ، انتشارات ناصر خسرو ، 1372 هـ.ش ، ج 8 ،ص 818.
6. مریم(19) آیه 62.