پرسشگر گرامی باسلام و تشکر و تسلیت ایام عزای امام حسین (ع)
قرآن فقط در آيه 41 سوره انفال به مسأله خمس اشاره کرده که به شرح زير است:
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ ؛ و بدانيد هر گونه غنيمتى به شما رسد خمس آن براى خدا و براى پيامبر و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه است.
مطابق اين آيه، خمس بر غنيمت قرار داده شده است. درست است که اين آيه در ضمن آيات جنگ و قتال مي باشد و غنيمت جنگي از مصداق هاي قطعي غنيمت است، ولي سئوال اساسي اين است كه:
لفظ (غُنم= غنيمت) كه در آيه آمده است، آيا فقط به غنايم جنگي گفته مي شود؛ يا دايره اين موضوع فراتر است؟
عالمان لغت شناس تصريح کرده اند که:
غنم و غنيمت بسيار فراتر از غنايم جنگي است.
در لسان العرب آمده:
الغنم الفوز بالشىء من غير مشقة و الغنم، الغنيمة و المغنم الفيء و فى الحديث الرهن لمن رهنه له غنمه و عليه غرمه، غنمه زيادته و نمائه و فاضل قيمته و غنم الشيء فاز به؛
(غنم)به دست آوردن چيزى بدون مشقت است و غنم و غنيمت و مغنم به معنى فىء است (فىء را نيز در لغت به معنى چيزهايى كه بدون زحمت به انسان مىرسد، ذكر كردهاند).
در حديث وارد شده كه:
گروگان در اختيار كسى است كه آن را به گرو گرفته، غنيمت و منافعش براى اوست و غرامت و زيانش نيز متوجه اوست و نيز غنم به معنى زيادى و نمو و اضافه قيمت است، و فلان چيز را به غنيمت گرفت يعنى به او دسترسى پيدا كرد. (1)
در تاج العروس مىخوانيم:
الغنم الفوز بالشيء بلا مشقه؛
غنيمت آن است كه انسان بدون زحمت به چيزى دست يابد. (2)
در كتاب مفردات راغب مىخوانيم:
غنيمت از ريشه (غنم) به معنى گوسفند گرفته شده؛ سپس در هر چيزى كه انسان از دشمن و يا غير دشمن به دست مىآورد، به كار رفته است. (3)
در استعمالات معمولى نيز غنيمت در برابر غرامت ذكر مىشود، همان طور كه معنى غرامت معنى وسيعى است و هر گونه زيان را شامل مىشود؛ غنيمت نيز معنى وسيعى دارد و به هر گونه درآمد قابل ملاحظه گفته مىشود.
مفسران اهل سنت نيز صريحا اعتراف كردهاند كه:
غنيمت در اصل و لغت، معنى وسيعى دارد و شامل غنائم جنگى و غير آن و به طور كلى هر چيزى كه انسان بدون مشقت فراوان به دست آورد، مىشود گر چه به نظر آنان منظور از (غنمتم) در اين آيه با توجه به سياق، فقط غنايم جنگي است. (4)
بنا بر اين لفظ (غنم و غنيمت) که موضوع حکم خمس است، از لحاظ لغوي به هيچ وجه اختصاص به غنايم جنگي ندارد و موارد ديگر از درآمدها را شامل مي شود .
با توجه به اين که موضوع آيه: (غنم) است و (غنم) اختصاص به غنيمت جنگي ندارد، شيعه برآن است که نمي توان به صرف قرار گرفتن آيه در سياق آيات جنگ و جهاد، آن را مختص غنيمت جنگي شمرد و بايد براي درک اختصاص حکم به غنيمت جنگي يا شامل بودن حکم بر ديگر درآمد ها و نوع مصرف و ديگر قيود و شرايط حکم، به محضر پيامبر و جانشينان معصوم ايشان که از جانب خدا به تبيين و تفسير و تعليم قرآن گمارده شده اند، مراجعه کرد و تفصيل را از آنان جويا شد و با توجه به روايات فراوان رسيده از پيامبر و اهل بيت ، خمس را علاوه بر غنايم، بر درآمد هاي ديگري هم واجب مي داند؛ ولي اهل سنت فقط با استناد به سياق آيه و به جهت واقع شدن آن در ضمن آيات جهاد، اين حکم را مختص به غنيمت جنگي مي شمارند.
پي نوشت ها:
1. لسان العرب، ج12، ص445.
2. تاج العروس، زبيدي، ج17، ص527.
3. مفردات،ص615.
4. تفسير قرطبي جلد 4 ،صفحه 2840؛ تفسيرفخر رازى، جلد 15 ،صفحه 164؛ تفسير المنار، جلد10، صفحه 3- 7 ؛ تفسير روح المعانى، جلد: 10 صفحه: 2.






