با سلام در کتاب عشیره مبشره از کتب اهل سنت نوشته که ایشان قضیه فدک را قبول ندارند آیا درست است ؟ آیا مالک اشتر جزءمحاصره کنندگان خونه عثمان بوده ؟

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مركز
در جستجويي كه به عمل آورديم، به اين مطلب برخورد نكرديم. چنانچه مطلب را از كتاب مذكور به همراه منبع كلام آيه الله خويي براي ما ارسال نماييد ،حتما بررسي خواهيم كرد و نتيجه را به شما اعلام خواهيم نمود. چنانچه در كتاب عشره مبشره كه ما نيز مولف آن را نمي شناسيم، بدون منبع كلام آيه الله خويي را آورده باشد،اين مطلب را ادعايي بيش نمي دانيم.
پرسش: آیا مالک اشتر جزء محاصره کنندگان خانه عثمان بود ؟

پاسخ:
@@
مالك اشتر به خاطر اعتراض هاي شديدي كه عليه حاكمان و واليان منسوب از طرف عثمان داشت، از حربه تبعيد عثمان كه در باره مخالفان به کار مي گرفت ، در امان نماند. از طرف دستگاه حكومتي به شام و حمص تبعيد شد، ولي در تبعيد نيز به مخالفت هاي خويش ادامه داد. در آخرين بازگشت به كوفه مالك با هفتاد نفر همراهانش ، به عنوان شكايت از فرماندار كوفه(سعيد بن عاص) راه طولانى بين كوفه و مدينه را با وسايل آن روز پيمودند و به مدينه رسيدند و مدتى در مدينه ماندند، توشه و غذاي شان تمام شد، ولى عثمان به تقاضاى آن ها در مورد عزل فرماندار كوفه پاسخ مثبت نمى‏داد.
سرانجام عثمان، فرمانداران و استانداران خود از جمله سعيد فرماندار كوفه را نزد خود جمع كرد و با آن ها در مورد انحراف فرماندار و استانداران، و اعتراضات مردم، به مشورت پرداخت و هر كسى سخنى گفت.
عمرو عاص كه در مجلس شورا حاضر بود، مخفيانه محصول گفتگوى آن مجلس را به طلحه و زبير كه در مسجد بودند، گزارش داد. طلحه و زبير، مالك اشتر را خواستند و به او گفتند: به ما خبر رسيده كه سعيد را در مقام فرماندارى كوفه، مستقر نموده و فرمان داده كه شما را به سوى كوفه بازگرداند، سعيد نيز به كوفه براى ادامه فرماندارى برگردد.
مالك در حالى كه سخت خشگمين بود گفت: ما براى آگاهى به راى و قضاوت عثمان اين جا نيامده‏ايم؛بلكه ما براى بيان رفتار بد سعيد بن عاص آمده‏ام، اگر توشه راه مى‏داشتم، زودتر خود را به كوفه مى‏رساندم و به كمك مردم نمى‏گذاشتم كه سعيد وارد كوفه گردد.
طلحه و زبير، وسايل و توشه راه را با مبلغ هنگفتى پول براى مالك فراهم نمودند، و مالك روانه كوفه گرديد.
سخنرانى آتشين مالك در كوفه و بيعت ده هزار نفر با او:
مالك با شتاب روانه كوفه شد، قبل از ورود سعيد، خود را به كوفه رسانيد، در حالى كه شمشيرش در گردنش آويزان بود، وارد مسجد شد. ميان اجتماع زياد مردم بر بالاى منبر رفت و گفت: اى مردم! شما كه از فرماندارتان ناراضى و شاكى بوديد، به دستور عثمان، او بار ديگر روانه كوفه شده، تا به اين جا بيايد و به برنامه خود ادامه دهد. با من بيعت كنيد كه از ورود او به كوفه جلوگيرى كنيم.
مردم، سراسيمه نزد مالك آمده و ده هزار نفر با او بيعت نمودند، مالك همراه آن ها از كوفه بيرون آمد تا از ورود سعيد به كوفه جلوگيرى نمايند، اين جمعيت به راهپيمايى ادامه دادند تا به چشمه واصقه يا جرعه (نزديك كوفه: بين نجف و حيره) رسيدند، و در آن جا با سعيد بن عاص و همراهانش روبرو شدند.
مالك اشتر در حالى كه شمشير كشيده بود، بر سر سعيد فرياد زد:
بازگرد، ما به تو نياز نداريم.
سعيد از فرياد مالك به وحشت افتاد و در حالى كه سخت منكوب و وازده شده بود ،با همراهان خود به مدينه بازگشت.
مالك اشتر با جمعيت به كوفه بازگشت و براى عثمان در ضمن نامه‏اى نوشت: سوگند به خدا! ما از فرماندار منصوب شده از طرف تو، جلوگيرى نكرديم، مگر براى اينكه اعمال فاسد تو را آشكار سازيم، اينك آن كس را كه دوست دارى (و شايسته است) حاكم كوفه كن.
عثمان در پاسخ نوشت: ببينيد حاكم شما در عصر خلافت عمر چه كسى بود، همان را حاكم كنيد، آن ها ابو موسى اشعرى را كه در عصر خلافت عمر، حاكم كوفه بود، حاكم خود نمودند.
اين ماجرا در دوازدهمين سال خلافت عثمان ( در سال 34 هجرت) رخ داد.(1)
مالك اشتر در ماجراى قتل عثمان‏
بدعت ها و ستم ها و انحرافات سياسى و اجتماعى خلافت عثمان موجب شد كه مسلمانان مصر، كوفه، بصره، و جمعى از مسلمانان مدينه و ... در مدينه اجتماع كردند، و خانه عثمان را محاصره نموده سپس با شمشير و تير او را كشتند، از اين واقعه در تاريخ به عنوان:يوم الدار و فتنه كبرى، ياد شده است.
اوضاع به قدرى وخيم بود كه به نقل ابن ابى الحديد، خانه عثمان، چهل روز در محاصره مسلمانان ضد او بود. حتى آب را بر او ممنوع نمودند، تا اينكه با وساطت امير مومنان على عليه السلام آب بر او برده شد، در عين حال از آن جلوگيرى نمودند.(2)
امير مومنان در اين ماجرا دخالت نمى‏كرد.
فقط چند بار طبق تقاضاى مردم، با عثمان صحبت كرد و او را نصيحت نمود، تا دست از كارهاى خلافش بردارد.
مالك اشتر همراه دويست نفر از مردم كوفه از كوفه براى اعتراض، به كارهاى عثمان، و تحت فشار قرار دادن او به مدينه آمده بود. همصدا با ساير مسلمانان مخالفت خود را نسبت به كارهاى عثمان ابراز مى‏داشت.
سرانجام، محاصره خانه عثمان تنگ‏تر شد و چندين نفر به او حمله كردند و با شمشير و تير و ضربات ديگر او را كشتند.
يكى از ضاربين، محمد بن ابى بكر بود كه عثمان را نعثل(ريش بلند يهودى) خواند. يكى از حمله كنندگان عمر بن حمق بود كه روى سينه عثمان نشست و نه ضربه به او زد، پس از آن كه عثمان كشته شد، سه روز و به گفته بعضى بيش تر جنازه‏اش در خانه ماند و كسى جرات نداشت او را دفن كند.
جمعى از اهالى مصر به خانه عثمان هجوم آوردند، مدافعان او در را بستند، اهل مصر در خانه او را به آتش كشيدند.(3)
در اين ميان عده زيادى از ياران عثمان نيز كشته شدند، مانند، ابن نعيم فهرى مغيره‏بن اخنس و نيار بن عبداللَّه.(4)
مذاكره مالك اشتر با عثمان‏:
هنگامى كه آب را بر عثمان ممنوع كردند، عثمان براى حضرت على پيام داد و از حضرت التماس كرد كه آب را به او برساند.
حضرت كه با ممنوع كردن آب، مخالف بود، سه مشك پر از آب به خانه عثمان فرستاد؛ ولى هنگامى كه مشك ها را به خانه عثمان آوردند، طلحه ممانعت كرد و با اصرار نگذاشت آب به خانه عثمان وارد شود.
هنگامى كه عثمان اين وضع را ديد،بسيار جزع و بى تابى كرد. پرسيدند: رئيس مخالفان كه مورد احترام و اطاعت مردم است كيست؟
گفته شد: او مالك اشتر است.
عثمان براى مالك اشتر پيام فرستاد، و از او التماس كرد نزدش برود.
مالك پس از دريافت پيام، وارد خانه عثمان شد و با عثمان كنار هم نشستند، و بين آن ها به طورى سرى چنين گفتگو شد:
عثمان: مردم از من چه مى‏خواهند؟
مالك: مردم سه موضوع را از تو مى‏خواهند كه به ناچار بايد يكى از آن ها را بپذيرى.
آن ها تو را بين انتخاب يكى از سه موضوع، مخير ساخته‏اند:
1- از خلافت استعفا بده و به مردم اعلام كن تا خودشان خليفه دلخواه خود را انتخاب كنند.
2- با رعايت عدالت و برقرار كردن قسط و اصول اسلام، نفس سركش خود را سركوب و تربيت كن.
3- اگر يكى از اين دو را انجام ندادى، مسلمانان تو را خواهند كشت.
عثمان پس از اندكى تامل گفت: به راستى چاره‏اى جز انتخاب يكى از اين سه راه نيست؟
مالك: آرى چاره‏اى جر اين نيست.
عثمان:در مورد اول، اگر گردنم را بزنند، براى من محبوب‏تر از آن است كه از خلافت استعفا دهم و آن را به مسلمانان واگذار نمايم، در مورد دوم نيز، راهى و توانى نيست. در مورد سوم، اگر مرا بكشند، بعد از من هرگز كار شما اصلاح نمى‏پذيرد...
مالك اشتر از خانه عثمان خارج شد. مهاجمان در خانه را آتش زدند و و وارد خانه شده و عثمان را كشتند.(5)
به اين ترتيب مالك اشتر، رسالت خود را ابلاغ كرد، عثمان گرفتار مكافات عملش گرديد، و مرحله طاغوت زدايى به پايان رسيد. جهت اطلاع بيش تر رك: مالك اشتر، تاليف محمد محمدى اشتهاردى.
پي نوشت ها:
1. مالك الاشتر، تأليف محمدرضا حكيمي ص 22، تا 25، موسسه الوفاء بيروت؛
شرح نهج البلاغه‏ابن ابى الحديد، ج 2، ص 135 و 136، 1378- 1959 م، دار إحياء الكتب العربية - عيسى البابي الحلبي و شركاه.
2 . شرح نهج البلاغه ابن‏ابى الحديد، ج 2، ص 143، و 154.
3 . همان، ص 155، تا 185، و ج 3، ص 27.
4 . الغدير، الشيخ الأميني، ج 9، ص 203، 1397 - 1977 م، دار الكتاب العربي - بيروت.
5 . مالك الاشتر، ص 44.