با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
هر آنچه قیام کنیم تا از مقام قرآن بگوییم، در همان ابتدا متوجه خواهیم شد که سخن گفتن در این عرصه، کار ما انسان های عادی نیست و عالم اگر همه قیام کند، نمی تواند بیانی در این مقام آورد، پس تفسیر آن را یا باید از خدای متعال بدانیم که بهترین معرف کلام خود در مقام توصیف است و یا باید حق چنین مقامی را از زبان اولیاء به حقش بشنویم :
به هر حال مقام قرآن،مقام نوید و بشارت و هدایت است و این مقامی است عالی و ارجمند. خدای متعال کتاب پر ارج خود را چنین توصیف کرده است:
"قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ،يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ،وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ".(1)
یعنی: از طرف خداوند نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد»«همان نورى كه خداوند بوسيله آن كسانى را كه در پى كسب خشنودى او باشند به طرق سلامت هدايت مى‏كند»«آن ها را از انواع ظلمت ها و تاريكي ها (ظلمت شرك، ظلمت جهل، ظلمت پراكندگى و نفاق و ...) به سوى نور توحيد، علم و اتحاد رهبرى مى‏كند
سخن از مقام و عظمت و نیز فضل قرآن است. تمام مقام و عظمت قرآن به این خاطر است که کلامی عادی و صادر شده از بشر نیست .قرآن کلامی الهی است کلامی که از خدای متعال صادر می شود بر گستره گیتی تاثیر می گذارد .قرآن موجودی زنده در عالم هستی است و حیاتی الهی دارد .
خدای متعال قرآن را ام الکتابی خوانده که در لوح محفوظ قرار دارد و توجه به تفسیر این آیات نشان دهنده مقام والا و ارجمند قرآن است .
مفسرین نوشته اند که:
خدای متعال به بيان اوصاف سه‏گانه ديگرى در باره اين كتاب آسمانى پرداخته مى‏گويد:" و آن در كتاب اصلى، در لوح محفوظ نزد ما است كه بلند پايه و والا مقام و حكمت آموز است" وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ"
در نخستين توصيف اشاره به اين مى‏كند كه قرآن مجيد در" ام الكتاب" در نزد پروردگار ثبت و ضبط است، چنان كه در آيه 22 سوره بروج نيز مى‏خوانيم:" بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ:" آن قرآن مجيد است كه در لوح محفوظ قرار دارد.
اكنون ببينيم منظور از" ام الكتاب" يا" لوح محفوظ" چيست؟
واژه" ام" در لغت به معنى اصل و اساس هر چيزى است و اينكه عرب به مادر" ام" مى‏گويد به خاطر آن است كه ريشه خانواده و پناهگاه فرزندان است، بنا بر اين" ام الكتاب" (كتاب مادر) به معناى كتابى است كه اصل و اساس همه كتاب های آسمانى مى‏باشد، و همان لوحى است كه نزد خداوند از هر گونه تغيير و تبديل و تحريفى محفوظ است، اين همان كتاب" علم پروردگار" است كه نزد او است و همه حقايق عالم و همه حوادث آينده و گذشته و همه كتب آسمانى در آن درج است و هيچ كس به آن راه ندارد جز آنچه را كه خدا بخواهد افشا كند.
اين توصيف بزرگى است براى قرآن كه از علم بى پايان حق سرچشمه گرفته و اصل و اساسش نزد او است.
و به همين دليل در توصيف دوم مى‏گويد:" اين كتابى است والا مقام" (لعلى).
و در توصيف سوم مى‏فرمايد:" حكمت آموز و مستحكم و متين و حساب شده است" (حكيم).
چيزى كه از علم بى پايان حق سرچشمه گيرد بايد واجد اين اوصاف باشد.(2)
توصیف قرآن در بیان رسول خدا صلوات الله علیه :
رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه فرمود:فضل القرآن على سائر الكلام كفضل الله على سائر خلقه،
فضل قرآن بر ديگر كلام ها چنان است كه فضل خداى تعالى بر دیگر مخلوقاتش(3)
آیا می توان مخلوقی را نشان داد که بتواند در مقابل مقام با عظمت الهی حتی به صورت نقطه ای در کهکشانی بی انتها عرض اندام کند؟ فاصله تا کجاست؟ آیا نهایتی را می توان فرض کرد که مرز فرش تا عرش تخمین زند؟
در کلام امامان سلام الله علیهم اجمعین توصیف ورود قرآن در هنگامه محشر سخن آمده است:
امام باقر (ع) فرمود: اى سعد، قرآن را بياموزيد زيرا قرآن در روز قيامت در زيباترين صورتى كه مردم ديده‏اند به محشر آيد . مردم يك صد و بيست صف دارند كه هشتاد صف آنها امّت محمد است (ص) . چهل صف از امّت‏هاى ديگرند . قرآن در صورت مردى بر صف مسلمانان گذرد و سلام دهد و آنان به وى نگرند و گويند:لا اله الَّا اللَّه الحليم الكريم‏، راستى كه اين مرد از مسلمانان است . ما او را به سيما و صفت مسلمانى مى‏شناسيم جز اينكه او بيشتر از ما در باره قرآن كوشش كرده است و از اينجا است كه به او خرّمى و زيبائى و روشنى بيشترى داده شده كه به ماها داده نشده. سپس مى‏گذرد تا به صف شهيدان مى‏رسد و شهيدان به او نگاه مى‏كنند و سپس مى‏گويند:لا اله الَّا اللَّه الربّ الرحيم‏، راستى اين مرد از شهيدان است او را به نشانى و وصفِ او مى‏شناسيم جز اينكه از شهيدان در دريا است و از اينجا به او خرّمى و فزونى دادند كه به ماها ندادند. فرمود: پس مى‏گذرد تا به صف شهيدانِ دريا مى‏رسد در صورت يك شهيد! و شهيدانِ در دريا به او نگاه مى‏كنند و بسيار تعجّب مى‏كنند و مى‏گويند: اين خود يكى از شهيدانِ دريا است او را به نشانى و وصفِ او مى‏شناسيم جز اينكه در يك جزيره كشته شده كه از آن جزيره‏اى كه ما در آن كشته شديم هراسناك‏تر بوده است و از اينجا است به او خرّمى و زيبائى و روشنى بيشترى داده‏اند كه به ما نداده‏اند. سپس مى‏گذرد تا به صف پيغمبران و رسولان مى‏آيد در صورت يك پيغمبر مرسل، و پيغمبران و رسولان به او نگاه مى‏كنند و شگفتى آنان را مى‏افزايد و مى‏گويند:لا اله الَّا اللَّه الحليم الكريم‏، راستى كه اين پيغمبر مرسل است و به نشانى و وصفش او را مى‏شناسيم جز آنكه فضيلت بسيارى به او داده شده است.فرمود: پس همه گرد آيند و نزد رسول خدا (ص) بيايند و از او بپرسند از وى و مى‏گويند: يا محمد اين كيست؟ در پاسخِ آنها گويد:آيا شماها او را نمى‏شناسيد؟ مى‏گويند: ما او را نمى‏شناسيم، اين كيست كه خدا به او خشم نكرده است؟ پس رسول خدا (ص) فرمايد: اين است حجّت خدا بر خلقش، و سلام دهد و بگذرد تا به صورت فرشته مقرّبى به صف فرشته‏ها رسد و فرشته‏ها بدو نگرند و در شگفت شوند و از فضل او كه بينند بر آنها گران آيد و مى‏گويند: پروردگار ما برتر است و مقدّس، راستى كه اين هم يك بنده‏اى است از فرشته‏ها كه به نشانى و وصف فرشته او را مى‏شناسيم جز اينكه نزديك ترين فرشته‏ها است به درگاه خدا عز و جل، و از اينجا است كه نور و جمالى در بر دارد كه ماها نداريم! سپس بگذرد تا به حضرت ربّ العزت رسد تبارك و تعالى و زير عرش به سجده افتد و خداى تبارك و تعالى او را ندا دهد: اى حجّت من در روى زمين و اى سخن راست و گويايم سر بردار و بخواه تا به تو عطا شود و شفاعت كن تا پذيرفته گردد. و سر بردارد. سپس خداى تبارك و تعالى مى‏فرمايد: چگونه ديدى بندگانم را؟ در پاسخ عرض كند:
برخى مرا نگهداشت و حفظ كرد و چيزى از مرا ضايع نكرد و برخى مرا ضايع كرد و حق مرا خوار شمرد و مرا دروغ دانست و منم حجّت تو بر همه خلقت.پس خدا تبارك و تعالى فرمايد: به عزّت و جلال و رفعت مقامم سوگند، امروز بهترين ثواب را براى تو بدهم و دردناك ترين كيفر را به خاطر تو بكنم. ..... تا آخر حدیث(4)
در بيان عظمت قرآن كريم و ارجمندى مقام آن كافي است كه بهترين مسطوره علم ربوبى بوده و ببهترين پيغمبران و پيشوايان بشر آن را اختصاص داده و يگانه معجزه براى سفارت كبرى و شريعت خالده اسلام مي باشد، و منظور تعجيز همه ادوار حياتى جامعه بشر است. و نيز پايدارترين كتاب آسمانى بوده كه در همه شؤون زندگانى فردى و اجتماعى عهده‏دار هدايت و سعادت بشر ميباشد.
و تمامى آيات قرآن كريم مبنى بر اعجاز بوده و هر جزئى گواهى ذاتى ميدهد كه از مقام ربوبى شرف صدور يافته است. و بزرگ ترين دليل باعجاز اينست كه كرارا اعلام فرموده، چنانچه جامعه بشر گردهم آيند هرگز نتوانند سوره يا چند آيه مانند آن بياورند. (5)
از حضرت سجّاد عليه السّلام روايت شده فرمود آيات كريمه قرآن خزائن الهيّه مي باشند و هر خزينه كه گشوده شود شايسته است كه در آن نظاره و تدبّر نمود.( 6)
و از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود قرآن كريم عهد و پيمان پروردگار با بندگانست و شايسته مي باشد كه مردمان بپيمان پروردگار نظر كنند و همه روزه آيات چندى از آن بخوانند.(7)
و سر انجام مولای متقيان در توصیف این کتاب با عظمت و مقام متعالی آن در ضمن خطبه هایی در نهج البلاغه فرمود:
در قرآن، علوم آينده و اخبار گذشته آمده است، دواى دردها و نظم امور در قرآن است . نهج البلاغه، خطبه 158.
قرآن، دريايى است كه قعر آن دست‏يافتنى نيست، بنايى است كه پايه‏هايش سست نمى‏شود و داروى شفابخشى است كه بيمارى در پى ندارد همان، خطبه 198.
قرآن، عزّتى است كه شكست ندارد و حقّى است كه خوار نمى‏شود. همان، خطبه 198.
قرآن بهترين موعظه، ريسمان محكم الهى، بهار دل‏ها، چشمه‏هاى علم و عنصرى است كه دل جز با آن صيقلى نمى‏شود همان، خطبه 176.
قرآن، نورى روشن، شفايى سودمند، سيراب كننده‏ى تشنگى‏هاى معنوى و وسيله‏ى حفظ و نجات است همان، خطبه 156.
كسى با قرآن ننشست مگر آنكه از انحرافش كاسته و به هدايتش افزوده شد همان ،خطبه 176.
در قرآن، سرگذشت پيشينيان، اخبار آيندگان و تكاليف حاضران است. همان ،خطبه 313.
قرآن، بزرگترين بيمارى‏ها را كه كفر و نفاق و انحراف و گمراهى است. درمان مى‏كند. همان، خطبه 175.
قرآن، خيرخواهى است كه خيانت نمى‏كند. راهنمايى است كه گمراه نمى‏سازد و محدّثى است كه دروغ نمى‏گويد همان، خطبه 167
انسان بدون قرآن غنايى و بعد از قرآن فقرى ندارد همان، خطبه 175.
برترى قرآن بر كتب ديگر همانند برترى خداوند بر خلق است.. بحار، ج 77، 114. (8)
پی نوشت ها:
1.سوره مائده آیات 15 و 16.
2.تفسير نمونه، ج‏21، ص: 10.
3.الميزان في تفسير القرآن، ج‏19،
4.اصول كافى ترجمه كمره‏اى، ج‏6، ص: 383.
5.تفسیر انوار درخشان، ج‏1، ص: 5.
6. تفسیرانوار درخشان، ج‏1، ص: 6.
7.همان، ص: 7.
8.تفسير نور، ج‏8، ص: 10.