باسلام من در مورد اصل وجود انسان که آیا جدااز موجودات دیگس و اینکه انسان تکامل یافته ی حیوان هست یا نه دلیل میخوام لطفا راهنماییم کنید.باتشکر
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
آنچه برای ما ملاک و معتبر است تحلیل مسئله با رویکرد قرآنی است؛ قرآن کریم بحث آفرینش انسان را به صورتهای مختلفی بیان فرموده است:
برخی آیات، بیانگر کیفیت و منشأ آفرینش حضرت آدم است.
دسته ی دوم، در مورد آفرینش نوع انسانی بحث میکند.
دسته ی سوم، آفرینش حضرت آدم و نسل او را به صورت جداگانه مورد بحث قرار داده است.
آیاتی که در مورد حضرت آدم بحث کرده، دو گونه است:
یک قسم به صراحت کیفیت خلقت حضرت آدم را توضیح داده است؛ مثل: "انّ مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب".(1)
و در قسم دیگر، از سیاق آیات میتوان فهمید که منشأ آفرینش آدم چه بوده است؛ نظیر داستان شیطان(2) که به خدا میگوید: "آیا به کسی که از خاک آفریدی، سجده کنم؟!".(3)
در این مورد دلیلی نداریم که ابلیس یا ملائکه مأمور باشند برای غیر آدم، یعنی نوع انسان همانند فرعون و نمرود و آتیلاها سجده کنند.
در سوره ی الرحمن میفرماید: "خلق الانسان من صلصالٍ کالفخار".(4)
این آیه نیز اختصاص به شخص حضرت آدم دارد، زیرا ما انسان ها، اگر از خاک هم خلق شده باشیم، از "صلصال کالفخّار"، خلق نشدیم، چون مواد خاکی که تبدیل به غذا و سپس تبدیل به نطفه میشود، صلصال نبوده است، چون اگر آن چنان خشک باشد، هرگز گیاه در آن نمیروید.
بنابراین آفرینش از «صلصال کالفخار»، ویژه ی حضرت آدم است و اگر به دیگران نسبت داده میشود، به اعتبار حضرت آدم است.(5)
در سوره ی سجده آیات: 7 و 8 ، کیفیت و ماده ی اولیه ی آفرینش نخستین انسان را از سایر انسانها به تفکیک بیان کرده و فرموده: "وبدأ خلق الانسان من طین ثمّ جعل نسله من سلاله من ماءٍ مهین"؛ انسان اولیه یا آدم را از: "طین" ، ولی نسل او را از: "ماء مهین"، یا نطفه آفریده است.
اگر خلقت حضرت آدم از نطفه بود، یعنی از انسان تکامل نیافتهای به نام "نئاندتال" یا میمون خلق شده بود، تکیه کردن روی نسل وجهی نداشت؛ پس کاملاً روشن است که آیه در مقام تفصیل است.(6)
آفرینش آدم از خاک به چه معنا است؟
آیا منظور این است که شخص حضرت آدم و همسرش مستقیماً از خاک آفریده شده و انواع و اصول خلقت بدون سابقه پدید آمده است؟ (نظریه ی: فیکسیسم)
یا منظور این است که بین آفرینش آدم از خاک، انواع دیگری از موجودات واسطه بودهاند و چون خلقت آدم و واسطهها بالاخره منتهی به خاک میشده، گفتهاند آدم از خاک آفریده شده است؟(نظریه ی: ترانسفورمیسم)
بر اساس این نظریه، پیدایش انواع موجودات زنده از پست به عالی به هم پیوسته است و هر نوع پایین، با گذشت زمان و تأثیر محیط، منشأ نوع بالاتر میگردد.
نظریه ی ترانسفورمیسم یا تکامل تدریجی که لامارک و مخصوصاً داروین ارائه دادهاند، میگوید: "نخست، موجودی تک سلولی به وجود آمد و طی میلیونها، بلکه میلیاردها سال کامل و کاملتر شد تا این که به حیوانی کامل مثل میمون مبدل شد. این تکامل ادامه یافت تا آن که انسانِ نئاندرتال از آن پدید آمد. انسانی که تنها مثل انسان امروزی راست قامت بود، اما عقل و خرد نداشت، با تداوم تکامل و پیداش عقل و استعدادهای کمال جویانه، نخستین نژاد انسان امروزی یعنی حضرت آدم به وجود آمد".(7)
سؤال این است که نصوص یا ظواهر کلماتی که در مورد خلقت حضرت آدم(ع) در منابع دینی آمده است، کدام یک از دو نظریه ی مذکور (فیکسیسم یا ترانسفورمیسم) را تأیید میکند و کدام یک را مردود میداند؟
تذکر چند نکته ی مهم:
پیش از ورود به بحث و پاسخ به سؤال مذکور، تذکر چند نکته لازم است:
1. آن چه علوم در این زمینه و در برخی زمینههای دیگر بیان داشته، فرضیههایی است که دائماً تغییر کرده و اصلاح یا باطل گشته و فرضیهایی دیگر جانشین آن شده است؛ قرنها نظریه ی بطلمیوس بر مجامع علمی حاکم بود و او میگفت: زمین ساکن و ثابت است و خورشید متحرک است.
کپرنیک و گالیله در تقابل آن اظهار نمودند که زمین متحرک و خورشید ثابت است. سالها از نظریه ی گالیله نیز گذشت و دانشمندان متوجه شدند که نظریه ی او نیز ناقص است و به اصلاح نیاز دارد، چون خورشید و کلاً منظومه ی شمسی نیز ثبات ندارند! قرآن در این مورد میفرماید: "والشمس تجری لمستقرّ لها ذالک تقدیر العزیر العلیم".(8)
روند تغییر و تکامل معلومات بر پایه ی تکامل اندیشه تداوم خواهد یافت؛ بنابراین اگر مطلبی در یک کتاب آسمانی به صورت صریح و غیر قابل توجیه آمده باشد، نمیتوان آن را با فرضیه هایی که گاهی همانند نظریه ی کالیله یا بطلمیوس، شکل علم و قانون به خود میگیرد، توجیه یا مردود دانست.
2. نظریه ی ترانسفورمیسم داروین هنوز در بوته ی فرضیه باقی مانده! اما فرضیهایی است که روی آن کار زیادی انجام گرفته و شواهد و قراینی بر درستی آن اقامه گشته، و لااقل داروین و لامارک و عده ایی از فیزیولوژیستها را به درستی آن قانع ساخته است.
البته بسیاری از زیست شناسان نیز آن را نپذیرفته و شواهد نقض فراوانی ارائه دادهاند و عدهایی دیگر با طرح سؤالات ابهام آمیز و بیان حلقههای کور و مفقودهای که در طرح داروین وجود دارد، در تحیر محققانه به سر میبرند و از اظهار نظر در صحت و سقم آن خودداری میکنند و میگویند: "با بررسیهای علمی و طبقات الارضی، فواصل میان انواع (موجودات) هنوز به دست نیامده و جزئیات این نظریه از جهت تجربه، و کلیات آن از جهت ادله ی فلسفی چنان که باید، اثبات نشده است".(9)
3. در زمینه ی خلقت آدم، اگر آیات و روایات، صراحت هم داشته باشد که: "آدم مستقیماً و بدون واسطه از خاک آفریده شده" به شکلی بیان گشته که نشان میدهد با نوعی فعل و انفعال در طبیعت همراه بوده است؛ چون در آثار مذهبی آمده است که:
طینت آدم در چهل صباح سرشته شد؛ شاید همه ی مراحلی را که به طور طبیعی، اولین سلول حیاتی باید در طول میلیاردها سال بپیماید تا به حیوانی از نوع انسان منتهی شود، سرشت و طینت آدم به اقتضای وضع فوقالعادهای که دست قدرت الهی فراهم آورده، در مدت چهل روز طی کرده باشد. هم چنان که نطفه ی انسان در رَحِم، در مدت نُه ماه، تمام مراحلی را که میگویند اجداد حیوانی انسان در طول میلیاردها سال طی کرده اند، طی میکند.(10)
مخصوصاً مراحلی که مربوط به نوعیت و ماهیت موجودات است، به صورت جهشی یا سریع و ناگهانی بوده است.
4. فرض میکنیم آن چه در زیست شناسی و سایر علوم در این زمینه آمده، از مرحله ی تئوری گذشته و به مرحله ی علمیت و قطعیت رسیده است؛ هم چنین فرض میکنیم که: ممکن نیست اوضاع طبیعی به صورتی فراهم شود که ماده مراحلی را که در وضع دیگر، طی میکند، در آن اوضاع بتواند به طور سریع پشت سر بگذارد و در نتیجه اجداد حیوانی انسان امری مسلّم و قطعی گردد؛ باز ظواهر آیات و روایاتی که در این زمینه داریم، غیر قابل توجیه نیست؛ بلکه هم متن قابل توجیه است و هم مدت سرشت طینت که در آثار مذهبی چهل روز ذکر شده است، زیرا ملاک محاسبه ی روز مشخص نیست که آیا منظور از چهل روز، چهل مرحله و دوره که چند سال به طول کشیده است یا با میزان و ملاک روزهای قیامت که قرآن میفرماید: هر روز آن به اندازه ی پنجاه هزار سال این دنیا است، یعنی دو میلیون سال، مراحل تکوین و سرشت آدم و تبدیل شدن از خاک به یک انسان کامل بوده و یا مراد روزهای معمولی است که از طلوع و غروب خورشید پدید میآید. اما در هر صورت نظریه ی تکامل تدریجی مورد نظر داروین را به طور مستقیم و صریح مورد تأیید قرار نمیدهد! زیرا اگر مراد از روز، دوره یا روزهای قیامت باشد، آن چه از آن میتوان فهمید، این است که آفرینش آدم به طور مستقیم از خاک و به صورت تکامل تدریجی طی هزاران سال انجام گرفته است، تا انسان کامل از لحاظ جسمی و فکری و عقلی و روحی شکل پیدا کند؛ اما تبدّل انواع را مورد تأیید قرار نمیدهد، یعنی حیوانی مثل میمون بر اثر تکامل، ماهیت نوعی جدیدی پیدا کند و به انسان مبدّل گردد، مورد تأیید قرار نگرفته است.
5. اعتقاد به این که حضرت آدم(ع) مستقیماً و به صورت آنی و دفعی (فیکسسم) از خاک آفریده شده و یا نقطه ی مقابل آن که نظریه ی ترانسفورمیسم است و معتقد میباشد که بر اساس تکامل تدریجی تک یاختهای که طی میلیونها سال منشأ پیدایش همه ی موجودات زنده از انواع گیاهان و حیوانات برّی و بحری و پرندگان و سرانجام انسان گردیده، هیچ کدام نه از ضروریات دین است و نه ملازم با رد یا قبول برخی از احکام نظری یا عملی دین است، به گونهایی که اگر کسی یکی را بپذیرد و دیگری را نفی کند، متهم به منکر ضروری دین شود، چون:
اوّلاً: ظواهر متون دینی با توجیه بر هر دو نظریه قابل تطبیق است، اگر چه خواهیم گفت که متون مذهبی بر یک نوع تکامل تدریجی دلالت دارد، (نه صراحت) اما نه آن تکاملی که داروین و لامارک گفته است.
ثانیاً: اگر نظریه ی تکامل تدریجی و تبدّل انواع اثبات شود، نه تنها تنافی با آموزههای دینی ندارد، بلکه شگفتی و عظمت نظام آفرینش را شفاف تر نشان میدهد و از این طریق میتوان دریافت که ناظمی هدفمند، دارای غایتی بلند و برنامهایی بسیار دقیق و محاسبه شده، همه ی موجودات زنده را از تک یاختهای با ساختمانهای جسمی و فهمی متفاوت آفریده و توحید در خالقیت و ربوبیت را در نظام آفرینش منسجم و یکپارچه، متجلّی ساخته است، تا نظام تکوین آیینه دار و تجلی گاه توحید گردد.
داروین در پایان کتاب اصل انواع در فصلی که تحت عنوان خلاصه و نتیجه ذکر کرده مینویسد: "اگر از این دریچه به حیات بنگریم، در آن عظمتی خواهیم یافت که نیروهای متعددش روزی به صورت یک موجود به دست خالق متعال پا به عرصه ی وجود نهاده است".(11)
او هم چنین میگوید: "محال است این جهان پهناور با این همه نشانههای روشن ...، بر اثر تصادف کور و نادان به وجود آمده باشد، زیرا تصادف نابینا قادر نیست نظام منظم بیافریند و سازمان حکیمانه به وجود آورد. به نظر من این بزرگ ترین برهان بر وجود "ذات اقدس الهی" است. جایی که این برهان ارزنده، مورد تأیید علم و منطق است، من پیرامون دلایل دیگری که میتواند خداوند جهان آفرین را اثبات کند، بحث نمیکنم".(12)
بنابراین شبهاتی را که برخی افراد محدودنگر با تمسّک به نظریه ی داروین مطرح میکنند، مردود است.(13)
آفرینش آدم
آیهایی که به روشنی دلالت دارد حضرت آدم(ع) بدون واسطه و به طور مستقیم از خاک آفریده شده، آیهایی است که برخی افراد جهت تأیید نظریه ی داروین و ترانسفورمیسم به آن تمسک جستهاند و آن آیه ی: 59 از سوره ی آل عمران است که می فرماید: "انّ مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب".
در شأن نزول آیه مینویسند: پس از سرکوب شدن بسیاری از مشرکان و گسترش نسبی اسلام، نصارای نجران، هیأتی را برای مباحثه به مدینه فرستادند که وفد نجران نام دارند؛ آنان به مسجد مدینه آمدند و نخست عبادت خود را انجام دادند؛ سپس با پیامبر(ص) به بحث پرداختند و سؤال کردند:
- شما فرزند چه کسی هستید؟
- عبدالله.
- موسی پسر کیست؟
- عمران.
- عیسی پسر کیست؟
بنا به روایتی پیامبر(ص) مکث فرمودند؛ سپس آیه ی مذکور (ان مثل عیسی) نازل شد.
مسیحیان می گفتند: حال که عیسی پدر انسانی ندارد، پس پدرش خدا است.
و یهودیان هم میگفتند: عیسی به طور نامشروع به دنیا آمده است!
آیه در مقام پاسخ به شبهه ی مسیحیان و یهودیان میفرماید: آیا شما معتقد نیستید که آدم پدر ندارد؟ عیسی هم مثل او است. همان طور که او پدر نداشت و شما این را قبول دارید، عیسی هم پدر نداشت و به امر خدا موجود شد.
این استدلال نشان میدهد که اگر فرض کنیم حضرت آدم از چیزهایی آفریده شده که منتهی به خاک میشود، این استدلال نمیتواند استدلال تامّی باشد، زیرا اگر بپذیریم آدم از نسل میانی و واسطهای بین خاک و خود، مثلاً از انسانهای کم خرد یا بی خردی چون نئاندتال به وجود آمده، در این صورت حضرت آدم از نطفه ی حیوانی به وجود آمده است.
بنابراین چگونه میتوان آفرینش بدون پدر عیسی را به آفرینش آدم تشبیه نمود! اگر ما این استدلال را تمام بدانیم - که هست، زیرا وحی مُنزَل از عالم الوهیت است - ناچار باید بپذیریم که حضرت آدم از نسل موجود دیگری به وجود نیامده است.
جهت تحقیق بیشتر در مورد آیاتی که دلالت روشن تری بر آفرینش مستقیم حضرت آدم(ع) از خاک دارد و تفسیر آیاتی که آقای یدالله سحابی و دیگران برای اثبات نظریه ی داروین به آن تمسک جستهاند، به کتاب "انسان شناسی" آقای مصباح یزدی، مراجعه شود که تحت عنوان معارف قرآن چاپ شده است.
پینوشتها:
1. آل عمران (3)، آیه ی: 59.
2. و مثل آیات: 76 ص (48) و 12 اعراف (7) و 26 و 28 و 33 حجر(15).
3. اسراء(17)، آیه ی:؟؟؟؟؟.
4. الرحمن(55)، آیه ی:؟؟؟؟؟.
5. جهت تحقیق و مطالعه در این زمینه به کتاب معارف قرآن، ج 3 - 1 نشر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم 1380 ش، استاد محمد تقی مصباح یزدی، مراجعه شود.
6. همان، ص: 237.
7. لابد همانند : نیچه آلمانی خواهند گفت: سپس بر پایه ی اصل تنازع بقا، نسل برتر یعنی نسل آدم بقا و حیات خویش را حفظ نمود و بقیه ی نسلها به سوی فنا و نابودی سرازیر شدند.
8. به تفسیر آیات: 38 الی 40 سوره ی یس (36) مراجعه شود.(تفسیر نمونه، ج 18، ص:381،نشر درالکتب اسلامیه، تهران 1370 ش)
9. محمود طالقانی، پرتوی از قرآن، ج اول، ص 113.نشر شرکت سهامی عام تهران1363 ش چاپ 4
10. مرتضی مطهری(ره)، علل گرایش به مادیگری، ص: 131،نشر صدرا، 1370 ش.
11. فلسفه علمی، ج1، ص: 299، نشرعلمی فرهنگی تهران، 1377 ش.
12. همان.
13. برای مطالعه و تحقیق بیشتر در این زمینه میتوانید به کتاب: علل گرایش به مادیگری، اثر شهید مرتضی مطهری (ره) فصل توحید و تکامل، مراجعه کنید.






