سلا و خسته نباشید.
راستش از سایتهای گوناگون مطالبی برای تقویت اعتماد به نفس خوانده ام اما کمک چندانی به من نکردند. می خواستم راهکارهایی عملی برای تقویت اعتماد به نفس ارائه دهید.
ممنون
با سلام و آرزوی قبولی عزاداری شما در اين ماه و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز
اعتماد به نفس، پديدهايى اكتسابى است؛ يعنى برخوردارى از خصيصه اعتماد به نفس، در گرو تمرين، رياضت و برنامه ريزى است، شخصى كه خود را در اين مورد ضعيف و ناتوان مىيابد، مىتواند با استفاده از روشهاى علمى و با روحيه اميدوارى، براى تغيير شخصيت خود اقدام نمايد.
به طور كلى شيوههاى ايجاد و تقويت اعتماد به نفس عبارتند از:
1. خودارزشمندى:
اعتماد به نفس در گرو احترام به خود و نگرش مثبت به خويش است. احساس ارزشمندى يا عزت نفس، نياز فطرى انسان است. «آبراهام مازلو»، روان شناس معروف، در كنار نيازهاى جسمانى، نيازهاى ايمنى، نياز به عشق، محبت، تعلق به ديگران و نياز به احترام و شأن اجتماعى را هم مطرح كرده است.(1)
اعتماد به نفس، ارتباطى مستقيم با ارضاى اين نياز درونى دارد.
مازلو مىگويد:
هنگامى كه نياز احترام به خود، ارضا شود، شخص احساس اعتماد به نفس، ارزش مندى، توانايى، قابليت و كفايت مىكند و وجود خود را در دنيا مفيد و لازم مىيابد، اما عقيم ماندن اين نيازها، موجب احساس حقارت، ضعف و نوميدى مىگردد.(2)
بر اين اساس، اسلام در تمام برنامههاى عبادى و اجتماعى و اخلاقى و اقتصادى خود، عزت و كرامت نفس را لحاظ كرده است. اگر انسان، خود واقعى خود را پيدا كند، ديگر احساس حقارت نمىكند و گوهر وجودى خود را با هيچ چيز، عوض نمىكند.
امام صادق(ع) فرمود:
«من با نفس خود هيچ موجودى را برابر نمىكنم جز پروردگارم را و تمام دنيا و غير خدا را با اين گوهر نفيس برابر نمىكنم».(3)
2. خودشناسى:
اعتماد به نفس تا حد زيادى متوقف بر شناخت جنبههاى مثبت و توانايىهاى نسبى و آگاهى از استعدادها، قابليتها و كشف آنها است. شخص داراى ضعف اراده، مىپندارد كه ديگران توانايىها و استعدادهايى دارند كه او ندارد يا ديگران كارهايى را انجام مىدهند كه او نمىتواند؛ در حالى كه اين مسئله اصلاً صحيح نمىباشد؛ چون كه اگر تأمل و دقت كند، مىبيند كه او نيز، همان توانايىها را دارد، يا استعدادهايى دارد كه ديگران ندارند. او مىتواند با آگاهى از اين استعدادها و توانايىها، آنها را شكوفا نموده و با تكيه بر آنها به توانايىهاى برتر دست يابد.
عدم اعتماد به نفس غالباً، بر اثر فقدان امكانات و توانايىها نيست؛ بلكه به دليل عدم شناسايى خويشتن است. در اين راستا، اطرافيان نقش بسيار مهمى مىتوانند ايفا نمايند به اين صورت كه با بيان قابليتها، به فرد مورد نظر اطمينان دهند تا به مرور زمان، وى بتواند با كفايتهاى شخصى اش رابطه منطقى برقرار نمايد.
پس:
رسيدن به مقاصد و اهداف، دور از دسترس نيست، فقط بايد حوزه شناخت و آگاهى را توسعه داد.
ژان پل سارتر مىگويد:
«اگر يك فلج، قهرمان دو و ميدانى نشود، خودش مقصر است».
اين جمله كنايه از توانايى و نيروى عظيم نهفته در وجود آدمى است. متأسفانه انسانها نه تنها از ذخيرههاى درونى خدادادى خود به گونهی احسن استفاده نمىكنند؛ بلكه عموماً از اين توانايىها بى اطلاع اند.
گر در طلب گوهر كانى، كانى
ور در پى جست و جوى جانى، جانى
من فاش كنم حقيقت مطلب را
هر چيز كه در جستن آنى، آنى
3. خودپنداره مثبت:
در اصطلاح روان شناسان، ارزيابى كلى فرد از شخصيت خود را، خود پنداره مىگويند كه ممكن است مثبت يا منفى باشد. اگر تصور از خود، مثبت و متعادل باشد، شخص داراى سلامت روانى است.
همين كه فكر كنيم كارى ازما ساخته نيست، بهانه و انگيزه لازم را براى شكست خود به وجود آوردهايم.
بايد اين حقيقت را بپذيريم كه هيچ انسانى بى استعداد نيست. كسانى كه بى استعداد ناميده مىشوند، افرادى هستند كه نتوانسته يا نخواستهاند ظرفيت وجودى و بالقوه خود را پرورش دهند. بعضى از مردم در حقيقت، اسير و زندانى تصور منفى و بدگمانى خويش هستند و خود را ضعيف، عنصرى نامطلوب و به درد نخور توصيف مىكنند.
4. خوداتكايى:
يكى از راههاى رسيدن به اعتماد به نفس، بىنيازى از ديگران و اتكاى به خود است. انسان نبايد به اميد معجزهی ديگران باشد! بلكه بايد خود معجزه گر شود. اين امر جز با قطع اميد از ديگران حاصل نمىگردد.
امام سجاد(ع) مىفرمايد:
«تمامى خير و سعادت را در اين ديدم كه انسان به آن چه در دست مردم است، چشم طمع نداشته باشد».(4)
خوداتكايى تنها به مرحله فعل و عمل منحصر نمىشود؛ بلكه در حوزه فكر و انديشه، از اهميت بيشترى برخوردار است.
در سايه استقلال فكرى، بهرهورى از توانايى ذهنى حاصل مىگردد و تأثير پذيرى از قضاوت مردم به حداقل مىرسد و بر اساس جو و قضاوت ديگران تصميمگيرى صورت نمىگيرد.
5. رويارويى با مشكلات:
قرار گرفتن جوانان در موقعيتهاى جدى و نسبتاً دشوار، به مراتب، آنها را بيش از گريز از موقعيت، به مرزهاى اعتماد به نفس نزديك مىكند. هيچ تمرينى مفيدتر از تلاش براى غلبه بر مشكلات نيست.(5)
انسان بايد در ميدان عمل با تجربه اندوزى از شكستها، راه رسيدن به موفقيت را بيازمايد.
امام على(ع) مىفرمايد:
«هرگاه سختى چيزى باعث بيم و هراست شد، در مقابل آن سخت و مقاوم شو! كه با تن دادن به سختىها مشكل بر تو آسان خواهد شد».(6)
6. تلقين درمانى:
بهرهگيرى از روش تلقين درمانى، آدمى را براى غلبه بر ضعفها يارى مىدهد.
به هنگام خطور افكار منفى، لازم است بلافاصله انديشهی مثبتى را جايگزين آن كرد و آن را به ذهن تلقين نمود. كسى كه فاقد اعتماد به نفس است، مىتواند از فرمول تلقين به نفس استفاده كند به اين كه بگويد:
هر روز بيش از پيش، از هر لحاظ اعتماد به نفس من، بهتر مىشود.
با توجه به تحقيقات و مطالعاتى كه انجام شده، معلوم گرديده است كه مواقع شب و قبل از خواب، بهترين موقع براى انجام تلقين به نفس است.(7)
افراد سست اراده، از واژه «نمىتوانم» و غير ممكن است، زياد استفاده مىكنند؛ در حالى كه اگر راه «نمىتوانم» را بر ذهن خود ببندند و دريچه روشنايى: «مىتوانم» را روى خويش بگشايند، قطعاً به موفقيت خواهند رسيد.
ژاگو مىگويد:
«تا وقتى فكر مىكنيد كه نمىتوانيد و داراى ظرفيت نيستيد، احتمال موفقيت كم است. اگر درخشانترين شايستگىها را داشته باشيد، خاموشش مىكنيد، ولى فردى كه از نظر هوش و قابليت، متوسط، ولى به خود اطمينان كامل داشته باشد كه موفق خواهد شد، او موفق مىشود».(8)
7. تمرين در تصميمگيرى:
زندگى سراسر عرصه تصميمگيرى است. اگر بياموزيم كه خودمان براى خويش تصميم بگيريم، نه ديگران، به تدريج به اعتماد به نفس كامل خواهيم رسيد. مهم نيست كه در چه زمينهایى تصميم مىگيريم؛ مهم، تمرين و تكرار آن است.
بعضى مىگويند:
ما از اتخاذ تصميم عاجزيم، چون بارها برخلاف تصميم خود عمل كردهايم.
در پاسخ بايد گفت:
بياييد از نو تصميم بگيريد و مطمئن باشيد كه شكستن تصميم به معناى از بين رفتن همه آثار آن نيست. كوهنوردى كه تصميم گرفته به قله كوه دست يابد، چه بسا در بار اول و دوم به مقصود نرسد و نتواند تصميم خود را عملى سازد، اما با تجربهاندوزى از گذشته، سرانجام، قله را فتح خواهد كرد.
8. فراگيرى مهارتهاى زندگى:
انسان هر چه بيشتر درباره زندگى خود بداند، بهتر مىتواند با مشكلات آن روبهرو شود. بعضى از افراد به دليل عدم آشنايى با اصول و قوانين زندگى، در برابر هر شكست جزئى به بهت و حيرت فلج كنندهاى دچار مىگردند و با يك حادثه ناگهانى، روحيه خود را از دست مىدهند، يا همه تقصيرها را متوجه ديگران مىسازند و به خيالپردازى و رؤياسازى متوسل مىشوند؛ در حالى كه اگر تصوير صحيحي از زندگى مىداشتند، از قبل خود را براى رويارويى با هر نوع مشكلى آماده مىكردند و ناكامى را به سكوى پرش و جهش تبديل مىنمودند.
خداوند قدرت مقابله با مشكلات را در وجود بشر به وديعه گذارده است؛ مهم، استفاده از اين نيروى عظيم و تجربه اندوزى از ناكامىها است.
پيشوايان دين، به ما آموختهاند كه:
در سختترين شرايط زندگى، نبايد از مشكلات فرار كرد و روح اميدوارى را از دست داد.
امام على(ع) مىفرمايد:
«هرگاه سختى به اوج و نهايت خود رسيد، باز بايد اميد گشايش و پيروزى داشت».(9)
9. كسب تجارب موفقيتآميز:
موفقيت در انجام مهارتهاى مختلف، موجبات تقويت انگيزه و رغبت افراد براى ادامه كار و تلاش را چند برابر مىسازد.
تجارب موفق، انگيزه و جرأت و اعتماد به نفس آدمى را تقويت مىكند. اگر كسى در يكى از رشتهها تخصص لازم را پيدا كرد، اين احساس به او دست مىدهد كه چيزى مىداند كه ديگران آن را نمىدانند و توانايى كارى را دارد كه ديگران از انجام آن ناتوان اند؛ آن چه در اين جهت مهم است: انگيزه تلاش است، نه نتايج حاصل از آن.
برايناساس، مقوله كار و اشتغال، جنبه تربيتى به خود مىگيرد.
دبس مىگويد:
«شغل و انتخاب آن، يك نقش مستقيم در اثبات شخصيت جوان دارد، زيرا اين موضوع، نشانه آزادى جوان است و از اين پس مىتواند از وسايل شخصى براى ادامه زندگى استفاده كند و به همين دليل است كه به دست آوردن اولين پول، اين قدر لذيذ و مطبوع است. در نتيجه اعتماد به شخص خوبي پيدا مىكند».(10)
10. مطالعه زندگى افراد موفق:
آشنايى با زندگينامه بزرگان و نام آوران عرصههاى علم و انديشه و ادب و هنر از دو جهت، اعتماد به نفس انسان را بيشتر مىكند، چون از يك سو، راه و روشى را مىنماياند كه ديگران رفتند و به مقصود رسيدند؛ از سوى ديگر چون زندگى مشاهير و نخبگان، آكنده از سختى و پر از درد و رنج بوده است، جوانان و قشرهاى ضعيف و متوسط جامعه را براى نيل به موفقيت ترغيب مىكند.
11. به دست آوردن تكيه گاه معنوى:
رسيدن به اعتماد به نفس در حد عالى كه توان ايستادگى در برابر امواج سهمگين مشكلات را در انسان افزايش دهد، در گرو تكيه بر عنصر ايمان و توكّل به خداوند است. در سايه توكل و ايمان عميق مذهبى، انسان احساس مىكند كه ديگر تنها نيست؛ بلكه هميشه خدا را در كنار خود مىبيند.
براين اساس امام على(ع) درباره مؤمن مىفرمايد:
«روح شخص با ايمان از سنگ خارا شكست ناپذيرتر است».(11)
از مجموع مطالب ياد شده، رعايت نكات ذيل ضرورى به نظر مىرسد:
1 - خودتان را آن طورى كه هستيد بپذيريد.
2 - توانايىهاى خود را شناسايى كنيد و آنها را فهرست نماييد.
3 - نقاط ضعف خود را فراموش كنيد.
4 - براى زندگى روزمره، يك برنامه دقيق و منطقى تهيه كنيد و مطابق آن عمل نماييد.
5 - تصميمگيرى را تمرين كنيد و به نتيجه تصميم خود فكر نكنيد.
6 - از به زبان آوردن واژههاى مأيوس كننده مانند: «نمىتوانم و خراب مىشود» اجتناب كنيد.
7 - براساس توان خود عمل كنيد، نه براساس خواسته ديگران.
8 - به انگيزه قضاوت ديگران، كارى را ترك نكنيد.
9 - مهارتهاى موفقيتآميز و زودبازده را كسب نماييد و از كارهاى كوچك شروع كنيد.
10- زندگينامه افراد موفق را مطالعه كنيد و از رفتار آنها الگو بردارى كنيد.
كتابهاى زير جهت مطالعهي بيشتر معرفي و توصيه ميشود:
روشهاى افزايش عزت نفس از اسماعيل بيابانگرد.
رموز اعتماد به نفس از رابرت آنتونى، ترجمه اسماعيل كيوانى.
روانشناسى اعتماد به نفس، از پيرداكو.
به خود اعتماد كنيد، از پترستر، ترجمه دكتر سرورى.
جوان و نيروى چهارم زندگى از محمد رضا شرفى.
پى نوشتها:
1 - آبراهام مازلو، روانشناسى شخصيت سالم، ترجمه شيوا رويگردان، ص 154.
2 - همان، ص 155.
3 - بحارالانوار، ج 47، ص 25.
4 - اصول كافى، ج3، ص 219.
5 - موسوى لارى، رسالت اخلاق در تكامل انسان، ص 345.
6 - غررالحكم، ج3، ص 164.
7 - پترلستر، به خود اعتماد كنيد، ترجمه دكتر سرورى، ص 125.
8 - موسوى لارى، همان، ص 360.
9 - غررالحكم، ج4، ص 319.
10 - محمد تقى فلسفى، جوان، ج2، ص 350.
11 - نهجالبلاغه، فيض الاسلام، كلمات قصار 325.






