من نمی خواستم بادختری رفیق شوم ام ماجرایی پیش امدکه بادختری رفیق شدم بعدازمدتی متوجه شدم که ان دخترشوهردارد خواستم که ترکش کنم تهدیدبه خودکش کرد(2برهم خودکشی کرده است).بارهاکاری کردم که ازم بدش بیاد امانشد. حالاترس ازین کارازسرمجبورهنوزبااودراتباط هستم به نظرشماچیکری بایدانجام داد؟ درصورت ترک کردن اگراوخودش رابکشدمقصر مرگش کیست؟

پرسشگر گرامی باسلام و تشکر و تسلیت ایام عزای امام حسین (ع)
شما باید هر چه سریع تر رابطه خودتان را با این فرد قطع نمایید و گرنه این رابطه هر چه پیش تر برود، عمیق تر خواهد شد و می تواند شما و ایشان را با مشکلات متعددی روبرو سازد. این مشکلات می تواند شامل مسایل روانی و اغتشاسات هیجانی تا مسایل حقوقی و قانونی باشد.
چنانکه ممکن است هر چه رابطه عمیق تر شود این فرد دچار وابستگی بیشتر شده و شما را به یک رابطه جنسی که معمولاً در انتهای این روابط قرار دارد بکشاند و شما را با گناه آلوده و ملوث سازد.
همچنین ممکن است در نتیجه وقوع یک وابستگی به مشکلات روانی متعددی مانند انواع اختلالات روانی افسردگی و روان پریشی مبتلا شود. طبعاً خودکشی پیامد اصلی این قبیل رویدادهای ناگوار است. از طرف دیگر روابط گسترده شما با این خانم که شوهر دارد می تواند مشکلات حقوقی و قانونی را برای شما به همراه داشته باشد که موجب بی آبرویی و رسوایی شما خواهد شد.
در نامه گفته اید که این فرد تهدید به خودکشی کرده است، اما شما هیچ گونه مسوولیتی در قبال این فرد ندارید. کسی که قصد خودکشی دارد، قبلاً با مسایل و مشکلات روانشناختی متعددی روبرو بوده است که همین عامل هم باعث شده است تا او به یک رفتار نابهنجار و ایجاد یک رابطه خارج از پیمان زناشویی بزند.
ایشان باید با مراجعه به روانپزشک مشکلات روانی خود را برطرف نماید. خودکشی مناسب ترین نشانه برای وقوع یک افسردگی ماژور است و نیاز به درمان دارد. در ادامه درمان های روان شناختی و مراجعه به روانشناس و گفتگو با او می تواند وضعیت روحی و روانی او را بهتر سازد.
تهدید به خودکشی نباید باعث شود که شما به این رفتار نابهنجار ادامه دهید، چرا که این تهدید نهایتاً برای شما رخ خواهد داد. شما تا کجا می توانید با او همراه باشید و این فرد تا کجا می خواهد پیش برود و این رفتار نامطلوب خود را در کدام نقطه متوقف خواهد نمود. مطمئناً بر اساس فرضیه های گسترش رابطه او نیز به دنبال گسترش رابطه است مگر آنکه مشکلی در حین ارتباط پیش آید و او از شما مأیوس و دلسرد گردد؛ ولی کدام تضمین وجود دارد که او بالاخره روزی از شما دلسرد گردد؟
در نتیجه می بینید که شما نمی تواند برای همیشه و تا ابد با او باشید و این رابطه روزی آشکار و فاش خواهد شد. بنابراین برای شما چه بهتر که کاری که باید روزی بالاخره انجام گیرد را همین امروز به انجام برسانید.
شما به صورت مشترک در یک اشتباه قرار گرفته اید و هر دو مقصر هستید؛ اما نه نسبت به یکدیگر. اما استفاده از ترفندهایی مانند« بد کردم که ازم بدش بیاد!»، نمی تواند مسایل شما را برطرف نماید.
این فرد چنان درگیر ماجرا با شما است که نمی تواند به درستی نسبت به مسایل بیاندیشد و شما در صدد هستید که از فنون انزجار استفاده کنید. نه این راهبرد و نه راهبردهای مشابه نخواهد توانست مسایل بین شما را برطرف نماید . لازم است که شما به طور قاطعانه از او بخواهید که به روابط خودش با شما پایان داده و در صدد درمان خوش بر آید و بگویید که شما نمی توانید برای همیشه با او بمانید و او باید به فکر ادامه زندگی با همسر خودش باشد و اگر مشکلاتی در بین وجود دارد باید با مراجعه به روانشناس و مشاور آنها را برطرف نماید.