ما ملل زیادی را سراغ داریم که از دین اسلام اطلاعی ندارند یا نداشته اند. فرض کنید روستای کوچکی در کشوری دور یا قبیله های سرخپوست امریکا که قرنها پس از ظهور اسلام قاره امریکا کشف شد. ایا پیامبران الهی ماموریت نداشتند دین خدا را به گوش انها برسانند؟

پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز؛

وظیفه و تکلیف در اين زمينه دو طرفه است، ولی با این تفاوت که منشا وظیفه انبیا ماموریت الهی است.
علت تکلیف مردم در اجابت دعوت انبیا نیاز آنان به هدایت الهی است؛ در این ارتباط که انبیای الهی موظف به هدایت مردم اند، کلام نورانی امام صادق(ع)شنیدنی است:
« چون ثابت کردیم که آفریننده و سازنده‌ای داریم که برتر از ما و از همه آفریده‌ هاست، و این صانع حکیم و بلند مرتبه است، هیچ یک از آفریدگان شایسته و سزاوار آن نیستند که از نزدیک با او گفت‌وگو نمایند، پس معلوم می‌شود که خداوند حکیم در میان خلق خود، سفرایی دارد که میان او بندگانش واسطه‌اند. پیام‌های خالق را به مخلوق می‌رسانند. آدمیان را به مصالح و منافع و وسایل بقای آنان و موجبات فنای‌شان آگاهی می‌دهند، پس ثابت می‌شود که در میان آفریدگان، کسانی هستند که از سوی خدای حکیم و علیم مأموریت امر و نهی دارند و آن ها پیامبران و برگزیدگان او هستند.» (1)
از این کلام معلوم می‌شود که ضرورت نبوت به عنوان نموداری از حکمت خداوند مطرح است، یعنی چون خداوند حکیم برتر از مشاهده است، حکمت او ایجاب می‌کند که از طریق انبیا و سفیران خود، راه سعادت و کمال و قرب الهی را به بندگان نشان دهد. آنچه به صلاح و مصلحت آنان است، ابلاغ نماید.
از آن جا که نبوت نمودار حکمت و رحمت خداوند است، معلوم می‌شود که پیامبر جلوه و ظهور اسم حکیم است. آدمیان در پرتو هدایت‌های حکیمانه او در دایره حکمت قرار می‌گیرند. يكي از آموزه‌هاي متعالي در باب وظايف انبيا براي هدايت مردم بيان نوراني امير مؤمنان (ع) در نهج البلاغه است كه از پيامبر چنين ياد كرده است:
« طبيب دوار بطبه، قد احكم مراهمه و احمي مواسمه، يضع ذلك حيث الحاجه اليه من قلوب عمي، و آذان صم و السنه بكم متتبع بدوائه مواضع الغفله و مواطن الحيره ؛ (2)
پيامبر طبيبي است كه براي درمان بيماران سيار است. مرهم‌هاي شفابخش او آماده. ابزار داغ كردن زخم‌ها را گداخته، براي شفاي قلب‌هاي كور و گوش‌هاي ناشنوا و زبان‌هاي لال، آماده . با داوري خود در پي يافتن بيماران فراموش شده و سرگردان است».
از اين كلام حضرت معلوم مي‌شود كه انبيا طبيبان دوره‌گردي‌اند كه همواره در پي درمان مريضي‌ها در گردش‌اند تا آنان را درمان كنند.
قرآن کریم فرمود: «و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا؛ (3)هرگز امتی را عذاب نمی‌کنیم تا پیامبری به سوی آنان مبعوث نماییم».
در آیه دیگر واضح‌تر از این فرمود: «و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت؛ (4) میان هر امتی، پیامبری را مبعوث کردیم تا به آنان بگوید خداوند یکتا را پرستش و از مظاهر طاغوت و شرک پرهیز کنید.
از تعبیر «فی کل امه» به دست می‌آید که میان تمام مردم و مناطق پیامبری مبعوث شده و هیچ امتی بدون نبی نبوده است. بنابر این هدف از فرستادن پیامبران این است که دعوت الهی به گوش همه امت‌ها و اقوام و مردمان در همه جای جهان رسیده ،چون در همه جا
پیامبری بوده و یا مبلغ وحی او در آن جا حضور داشته است. (5)
بر اساس آموزه‌های قرآن کریم بسیاری از انبیا میان بشر بوده‌اند که خداوند از آن ها به پیامبر اسلام چیزی نگفته است: «و رسلا قد قصصناهم علیک من قبل و رسلا لم نقصهم علیک؛ (6)پیامبرانی که سرگذشت آن ها را برای تو بیان کردیم و پیامبرانی که سرگذشت آن ها را بیان نکرده‌ایم».
از این آیه به دست می‌آید نام برخی از انبیا برای پیامبر اسلام بیان نشده تا ما از وجود آن ها باخبر باشیم.
از این گذشته گرچه زندگی بشر روی کره‌زمین زمانی طولانی دارد، ولی از آغاز خلقت انسان پیامبر میان بشر بوده حتی در زمان خلقت آدم و حوا یکی از آن دو یعنی آدم پیامبر و حوا امت او بوده است.
به تصریح قرآن ظهور پیامبران اختصاص به منطقه خاصى ندارد. طبق آموزه های اسلامی همه امت ها از خود پیامبر داشته اند:
« و ان من امّة الا خلافیها نذیر، (7)در هر امتی نذیر و هشدار دهنده ای وجود دارد».

تعابيري نظير اين كه در هر قوم يا امتي پيامبري فرستاده شده،به معني آن نيست كه در هر مقطع زماني و در هر قبيله اي پيامبري فرستاده شده، بلكه اگر در 4 هزار سال پيش پيامبري چون زرتشت در ميان قوم پارس فرستاده شده و اثر تعالیم او باقی باشد،مي توان گفت كه اين قوم داراي پيامبر بوده است. به علاوه برخي از پيامبران در گذشته هاي دور در پاره اي مناطق محدود و كم جمعيت مبعوث شدند كه باقي ماندن اثر تبليغ و رسالت آنان معنا ندارد.
در هر حال اگر در قرآن مجید، تنها نام عدّه معدودى از پیامبران بزرگ برده شده؛ بدین معنا نیست که تعداد ایشان منحصر به همین افراد است؛ بلکه در خود قرآن تصریح شده بسیارى از پیامبران بوده‏اند که نامى از ایشان در قرآن به میان نیامده است.(8)
بنابراین نمى‏توان گفت که همه پیامبران در یک منطقه خاص ظهور نموده‏اند، بلکه طبق احادیثى که در مورد تعداد آنان رسیده؛ یعنی124 چهار هزار نفر، از این تعداد چند پیامبر مشخص مربوط به آسیا و خاورمیانه است، از بقیه خبری نیست؛ در نتیجه هر چند یقینا پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت و کتاب آسمانی، به دلایل خاصی که فعلا در مقام بررسی آن نیستیم،از شرق میانه برخاستند اما این احتمال بعید نیست که در بسیاری از مناطق جهان همانند هند، چین، آمریکا و ... نیز در گذشته های دور که امکان ارتباط وجود نداشته،بر حسب ضرورت پیامبرانی مبعوث شدند.
اتفاقا برخی از شواهد و قرائن تاریخی و اجتماعی بیانگر آن است که در سایر مناطق جهان نیز در گذشته های دور انبیایی مبعوث شده اند، مثلا برخی از اقوام سرخپوست و ساکنان منطقه آمریکای جنوبی،سنت های دینی و اذکار و اورادی نظیر عبادات سایر ادیان دارند که به احتمال قوی ناشی از تعالیم انبیایی است که در گذشته در آن مناطق زیسته اند، ولی نامی از آن ها به دست ما نرسیده است.
در واقع احتمال بسیار جدی وجود دارد که بسیاری از آیین های فعلی آسياي دور مانند بودا و ... و تمدن های آمریکای جنوبی مانند تمدن مایا و اینکا و... به نوعی متاثر از تعالیم انبیای آن ها بوده که برای ما ناشناخته است. نمی توان گفت اثری از تعالیم این انبیا باقی نمانده است؛ اما در هر حال گذشت زمان باعث تغییر و تحریف بسیار دراین آیین ها شده، حقیقت این تعالیم امروزه چندان با تعالیم اسلامی منطبق نیست.
البته این حقیقتی غیرقابل انکار است که پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت و کتاب آسمانی، از شرق میانه برخاستند. نوح (ع) از عراق برخاست و مرکز دعوت ابراهیم(ع) عراق و شام بود. به مصر و حجاز نیز سفر کرد. موسی(ع) از مصر برخاست. چون که در زمان ظهور پیامبران، منطقه مسکونى عمده انسان‏ها مناطق آسیایى بود و خاور میانه مهد تمدن قرار داشت.
مورخان بزرگ جهان تصریح می کنند که مشرق زمین (مخصوصاً شرق میانه) گهواره تمدن انسانی است.
تمدن مصر باستان که قدیمی ترین تمدّن شناخته شده جهان است، تمدّن بابل در عراق، تمدن یمن در جنوب حجاز، همچنین تمدّن ایران و شامات، همه نمونة تمدن های معروف بشری هستند ... قدمت تمدن انسانی در این مناطق به هفت هزار سال یا بیش تر باز می گردد. از سوی دیگر، رابطة نزدیکی میان تمدن انسانی و ظهور پیامبران بزرگ است، زیرا انسان های متمدن نیاز بیش تری به آیین های الهی دارند، تا هم قوانین حقوقی و اجتماعی را تضمین کرده، جلو تعدیات و مفاسد را بگیرد، و هم فطرت الهی آن ها را شکوفا سازد. به همین دلیل نیاز بشر امروز مخصوصاً کشورهایی که از تمدن و صنعت سهم بیش تری دارند، به مذهب، از هر زمین بیش تر است.
بعید نیست ادعا شود که هبوط حضرت آدم(ع) و ثقل جمعیت بشری در منطقة خاوری بوده و انسان ها از این منطقه به دیگر مناطق کوچ کرده اند. اگر چنین باشد می گوییم : بین ثقل جمعیت و تمدن و بعثت پیامبران ارتباط منطقی برقرار است.
پیامبران بزرگ هرچند در یک منطقه خاص ظهور یافتند اما این به معنای انحصار رسالت آن ها در آن منطقه نیست . اگر رسالت یک پیامبر جهانی هم باشد اما در عین حال لازم است که در منطقه ای خاص ظهور یابد که امکان گسترش شریعت وی به دیگر نقاط عالم نیز از آن جا فراهم باشد. بعثت در مکان و مهد تمدن ها موجب می شود که پیام انبیا از طریق مردم آن سرزمین به مناطق دیگر نیز برود، چون با وجود تمدن در یک سرزمین، ارتباط مردم آن سرزمین با مناطق دیگر ساده تر و بیش تر خواهد بود.
البته در اين ميان ممكن است تبليغ و ترويج به دلايل گوناگون و به طور كامل محقق نگردد و رسيدن پيام پيامبر اسلام به برخي از مناطق سال ها بلكه قرن ها به طول بيانجامد، اما به هر حال اين پيام به آن ها خواهد رسيد. تا زماني كه اين افراد و مناطق از اين پيام الهي محروم باشند، موظف به عمل بر اساس اصول عقلاني و فطري انساني خود هستند و خداوند نيز بر همان اساس از آن ها بازخواست خواهد نمود .
پي‌نوشت ها:
1.کافی، ج1 ،ص168 ،نشر داردالکتب الاسلامیه ،تهران، بی تا.
2. نهج البلاغه، خطبه 108.
3. اسراء (17) آیه 15.
4.نحل (16) آیه 36.
5. تفسیر نمونه، ح11، ص228، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران 1379 ش.
6. نساء (4) آیه 165.
7. فاطر (35) آیه 24.
8. نحل ، آیه 36.