علت تخریب قبر ایشان چیست؟علت اصلی عدم اعتقاد آنان به وجود بارگاه برای اموات است یا اینکه اعتقاد دارند پدر پیامبر اکرم کافر بودند؟
پرسش:
درست است که وهابیون اعتقاد دارند پدر پیامبر کافر است؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز
امامیه و زیدیه و گروهی از محققان اهل سنت معتقدند که والدین پیامبر (ص) برخط توحید بودند و آنی منحرف نشده اند (1) .سایر گروهای اسلامی از جمله وهابیت والدین پیامبر را کافر می دانند.
پي نوشت:
1 . منشور جاوید ، ج 6 ،ص 64-65 ،جعفر سبحانی ،قم ،موسسه امام صادق (ع) ،1375 ،چاپ اول .
پرسش: علت تخریب قبر ایشان چیست؟علت اصلی عدم اعتقاد آنان به وجود بارگاه برای اموات است یا اینکه اعتقاد دارند پدر پیامبر اکرم کافر بود؟
پاسخ:
از جمله مسائلي كه وهابيان بر آن حساسيت خاصي دارند, و آن را حرام مي دانند . تعمير قبور و ساختن بنا روي قبور پيامبران و اولياي الهي است , و عمده دليل شان دو چيز است :
1- اجماع (اتفاق نظر) علماي اهل سنّت.
2- حديث ابي الهيّاج . از ابي الهيّاج : روزي حضرت اميرالمؤمنين (ع)به من فرمود:شما را براي انجام كاري مي فرستم كه رسول خدا(ص)مرا براي انجام آن مأمور كرد, و آن اين كه : هر تصويري را ديدي , محو كن . هر قبري را مشاهد كردي , آن را مساوي و برابر با زمين بنما.(1)
نقد دلايل ياد شده :
اجماع:
اجماع و اتفاق علما و امت اسلامي در تمام ادوار اسلامي برخلاف اين اعتقاد بوده و در زمان خود پيامبر و ياران او تعمير قبور و ساختن بنا بر روي آن وجود داشته است .
روزي كه اسلام در شبه جزيره انتشار يافت و قسمت مهمي از خاورميانه را گرفت , قبور پيامبراني كه مدفن آنان شناخته شده بود, سقف و سايبان و قبه و بارگاه داشت . در مكه قبر حضرت اسماعيل و مادرش در حِجْرقرار داشت . قبر دانيال در شوش , قبر يونس و هود و صالح و ذوالكفل در عراق بود. قبر حضرت ابراهيم و فرزندش اسحاق و يعقوب و يوسف , در قدس اشغالي همگي داراي نشان بود, حتي پدر محمّد بن عبد الوهاب رهبر فكري وهابي ها و برادرش كه از عالمان اهل سنت بودند, با او مخالف بودند.
حديث ابي الهيّاج :
سند حديث ابي الهيّاج , ضعيف است , چون در سندش وكيع , سفيان الثوري , حبيب ابن ابي ثابت , و ابي وائل الأسدي است كه مورد انتقاد حديث شناسان اند, مثلاً حافظ ابن حَجَر عقلاني در كتاب(تهذيب التهذيب) در مورد (وكيع)از امام احمد بن حنبل نقل مي كند : او در پانصد حديث اشتباه كرده است (انّه اخطا في خمس مأة حديث ).(2)
درباره سفيان ثوري از ابن مبارك نقل مي كند: سفيان در حال حديث گفتن براي عده اي بود كه من رسيدم و ديدم در حديث تدليس مي كند و وقتي مرا ديد, خجالت كشيد.
در مورد حبيب بن ابي ثابت از ابي حيان نقل مي كند كه او هم در حديث تدليس مي كرد و غير واقع را واقع جلوه مي داد. درباره ابي وائل مي گويند: وي از نواصب و از منحرفان از طريق امام علي (ع)بود.(3)
وانگهي ابى الهيّاج از افرادي است كه از علوم نبوي بي بهره بود . در تمام صحاح ششگانه تنها يك حديث از او نقل شده , آن هم همين حديث . معلوم است فردي كه اهل حديث نبود, نمي شود به حرف او اعتماد كرد. پس حديث سنداً مخدوش است . از نظر دلالت هم ناتوان است , چون در حديث آمده : و لا قبراً مُشرِفاً اِلاّ سَويّته ُ; مُشرف در لغت به معناي بلندي است , مخصوصاً بلندي كه به شكل كوهان شتر باشد. كلمه (تسوية) در لغت به معناي مساوي قرار دادن و كج و معوج را راست كردن است .
پس از آگاهي از معاني گفته مي شود: مقصود حضرت اين است كه روي قبر را صاف و يكسان قرار بده و از صورت پشت ماهي و كوهان شتري خارج ساز. اصلاً اين حديث ربطي به تخريب قبور و تساوي آن ها با زمين ندارد, بلكه همان طوري كه گفته شد, منظور حضرت اين است كه برآمدگي هاي روي قبر را يكسان بكن .
بنا بر اين ثابت شد وهابيان دليلي بر ادعاي خود ندارند, اما بر حرف خود ايستاده و بر عمل شان پافشاري مي كنند. دليل كردارشان جز عناد و دشمني با خاندان نبوت ،توجيه ديگري ندارد.
قبر پدر بزرگوار پيامبر اسلام نيز از كردار زشت وهابيان مصون نمانده و دليلش همان است كه آن ها با قبه ساختن بر روي قبر و زيارت اهل قبور رفتن مخالفند ، اگرچه پدر و مادر پيامبر را نيز مشرك دانسته و جايگاه ابدي آن ها را دوزخ مي دانند.
أَنَس نقل كرده كه مردي به رسول خدا گفت : اي رسول خدا ! پدرم (كه قبل از اسلام از دنيا رفته) كجاست ؟ پيامبر جواب داد : در آتش ، آن شخص برگشت كه برود، پيامبر او را خواند و گفت : پدر من و تو در آتشاند . (4)
ابن تيميه نيز در ضمن مطلبي به اين نكته تصريح مي نمايد :
توسل به دعاي او - يعني پيامبر اسلام - و شفاعت وي در صورت ايمان به او ، فايده مي دهد ؛ اما اگر به وي ايمان نداشته باشد ( خير ؛ فايده نمي دهد ) ؛ پس شفاعتِ شفاعت کنندگان ، براي کافران و منافقان در آخرت فايده ندارد ؛ به همين جهت رسول خدا از استغفار براي عمو و پدرشان و ديگر کفار منع شد!(5)
بنا بر اين، اين ديدگاه وهابيان(شرك پدر پيامبر) هم بي تاثير در تخريب قبر عبد الله بن عبد المطلب نبوده است.
پي نوشت ها:
1.جعفر سبحاني، آيين وهّابيّت، ص 29 . ،دفتر انتشارات اسلامی، قم ، 1376.
2. همان ، ص 61. به نقل از تهذيب التهذيب , ج 11 ص 125 .
3 . همان ، ص 62. به نقل از شرح ابن ابي الحديد, ج 9 ص 99 .
4. صحيح مسلم نيشابوري ، ج 1 ص 191، دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي.
5. ابن تيميه ، مجموع الفتاوى ، ج1 ،ص145، دار الوفاء ، 1426 .






