سلام
با توجه به روایات وارده از پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) در مورد نشانهای اخر الزمان چه دلیلی برای انتظار وجود دارد؟ به نظر میاید چند صد سالی باید صبر کرد تا ان نشانهای شگفت پدیدار دشود. لفطا توضیح دهید.

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز
در روایات برخی امور به عنوان نشانه‏های ظهور ذکر شده است. از جمله انحراف بنی عبّاس و از هم گسستن حکومت آنان، جنگ صلیبی، فتح قسطنطنیه به دست مسلمانان، درآمدن پرچم‏های سیاه از خراسان، خروج مغربی در مصر و تشکیل دولت فاطمیان، وارد شدن ترک‏ها در منطقه بین النّهرین، وارد شدن رومیان در منطقه رمله و شام، رها شدن کشورهای عرب از قید قدرت‏های ظالم (استعمار)، بالا آمدن آب رودخانه دجله و سرازیر شدن آن به کوچه‏های کوفه، بسته شدن پل روی دجله در بین بغداد و کرخ، اختلاف بین شرق و غرب و جنگ و خونریزی فراوان، خروج سفیانی، خروج یمانی، خروج دجال، صیحة آسمانی، قتل نفس زکیه، فراگیر شدن جهان از ظلم، رواج علوم دینی در قم و نشر آن در سایر بلاد و. . . . (1)
روشن است که بسیاری از این نشانه ها قرن هاست و برخی در عصر حاضر به وقوع پیوسته و محقق شده است . چه بسا برخی هم محقق نشده باشد ؛ اما باید نگاه درستی در مورد اصل این نشانه ها داشت .
در این خصوص چند مطلب بیان می گردد:
1- اگر از نشانه‏های ظهور سخن به میان می‏آید، بدین معنا نیست که از این طریق وقت ظهور حضرت را مشخص کنیم. بنا به مصالحی زمان ظهور مشخص نشده است. هیچ کس جز خدا از وقت دقیق ظهور آگاه نیست. بارها از امامان(ع) در مورد زمان خروج قائم پرسیدند، اما آنان از مشخص نمودن آن نهی نمودند . زمان ظهور را همانند علم به قیامت در انحصار خدا معرّفی کردند. (2)
«شیخ طوسی» در این‏باره می‏گوید: زمان ظهور مهدی به روشنی بر ما معلوم نیست، بلکه او تا آن ‏گاه که خداوند اجازه خروج بدهد، از دیدگاه ما پنهان است. (3) بنابراین نشانه‏های ظهور تنها بیانگر نزدیک شدن زمان ظهور است. بیش از آن نباید انتظار داشت. حال اگر روایتی باشد که در آن زمان ظهور حضرت مشخص شده است، ناگزیر باید آن را توجیه نمود و یا به کناری نهاد.
2- مقصود از نشانه‏های ظهور این نیست که با تحقق هر یک ظهور حضرت وقوع می‏یابد، بلکه مراد، رخدادهایی است که بر اساس پیشگویی معصومان پیش و یا در آستانه ظهور حضرت مهدی پدید خواهند آمد که تحقق هر یک نوید نزدیک‏تر شدن ظهور حضرت است، به گونه‏ای که در حالت عادی و بدون رخ دادن بدا و تغییر در قضای الهی ، با وقوع تمامی آن رخدادها و به دنبال آخرین نشانه‏های ظهور، حضرت قیام خواهد نمود.
3- با نگاهی به روایات معصومان می‏توان نشانه‏های ظهور را بدین شرح تقسیم و دسته بندی نمود:
أ) نشانه‏های حتمی و غیر حتمی:
نشانه‏های شماری به روشنی به عنوان علائم حتمی ظهور یاد شده است؛ بدین معنا که بدون هیچ قید و شرطی قطعاً تحقق خواهند یافت و ظهور حضرت منوط به پیدایش آن ها می‏باشد، امّا نشانه‏های غیر حتمی به نشانه‏هایی گفته می‏شود که مقید و مشروط به اموری هستند که در صورت تحقق آن ها، به عنوان نشانه به شمار می‏آیند. (4)
ب) نشانه‏های عادی و غیر عادی:
برخی از نشانه‏های ظهور به روال طبیعی و عادی تحقق می‏یابد، مانند زوال دولت عباسیان، ولی برخی به روال غیر طبیعی و غیر عادی است مانند «صیحة آسمانی» و «طلوع خورشید از مغرب». این دسته روایات را باید به نوعی خاص معنا نمود، چون پدیدار شدن آن ها عادتاً ممکن نیست. این ها را یا می‏بایست در چار چوب معجزه قرار داد و توجیه نمود، یا از معنای ظاهری آن دست کشید و به معنای کنایی و مجازی آن دانست.
ج) نشانه‏های متصل و غیر متصل:
در روایات شماری از نشانه‏های ظهور به گونه‏ای بیان شده است که از آن ها استفاده می‏شود بین آن ها و ظهور حضرت فاصله‏ای وجود ندارد، بلکه به زمان ظهور متصل می‏باشند، مانند خروج سفیانی و یمانی. این ها نشانه‏های متصل به ظهورند، امّا بیش تر نشانه‏ها به گونه‏ای دیگر است که بین تحقق آن ها و زمان ظهور حضرت مهدی ممکن است فاصله زیادی وجود داشته باشد، به عنوان مثال در روایات آمده:
یکی از نشانه‏ها درآمدن پرچم‏های سیاه از خراسان است. حال اگر این را به خروج ابومسلم خراسانی و سپاه سیاه جامگان تفسیر کنیم، بین این نشانه و ظهور حضرت مهدی زمان طولانی فاصله است.
4- برخی از نشانه‏ها مانند خروج دجال و طلوع خورشید از مغرب، در پاره‏ای از منابع روایی، از نشانه‏های برپایی قیامت و «اشراط الساعه» آمده است اما در بعضی دیگر از نشانه‏های قیام حضرت مهدی، به نظر می‏رسد در برخی روایات بین این دو دسته نشانه‏ها جابجایی صورت گرفته باشد. بعید نیست برخی از نشانه‏های غیر عادی که در پاره‏ای از منابع روایی، از نشانه‏های ظهور حضرت آمده است، نشانه‏های برپایی قیامت باشند، نه نشانه‏های ظهور، چون این گونه امور با «اشراط الساعه» بیش تر تناسب دارد.
5- اهمیت بحث مهدویت به ویژه بهره‌مندی آن از بار سیاسی از یک سو، و علاقه شدید مسلمانان به آگاهی از چگونگی رخدادهای آینده و پدیدار شدن نشانه‏های ظهور از سوی دیگر، سبب شد که برخی در پی تحریف و جعل روایات در زمینه مهدویت و نشانه‏های ظهور برآیند.
با دقت در روایاتِ نشانه‏های ظهور این سخن تأیید می‏شود، زیرا بسیاری از روایاتی که در زمینه نشانه‏های ظهور وجود دارد، از نظر سند ضعیف و قابل مناقشه است و دلالت آن ها نیز با مشکل مواجه است.
با توجه به آنچه گفته شد، می توان به این جمع بندی رسید که اولا همه نشانه های ذکر شده قابل اعتقاد جزمی و قطعی نیستند . چه بسا از نظر سندی قابل قبول و یقینی محسوب نشوند ، به علاوه چه بسا بسیاری از این نشانه ها در زمره نشانه های غیر قطعی باشند که در اثر علل گوناگون دچار تغییر شده اند و در مورد آنان بدا حاصل شده است و دیگر رخ ندهند .
در هر حال مراد از ذکر نشان های ظهور تنها آمادگی کلی افراد برای قیام حضرت است . چه بسا در کنار ده ها نشانه محقق شده ،دیگر نشانه روشنی از این امر محقق نشود . در نتیجه ممکن است هر لحظه این امر مهم رخ دهد و حضرت ظهور بفرمایند . یقین به عدم ظهور تا مدت های مدید بی معناست ؛ به علاوه که ما نشانه ای که نیازمند گذشت چنین زمانی باشد هم نداریم .

پی‌نوشت‌ها:
1. سید محمد صدر، تاریخ الغیبة الکبری، ج 2، ص 472 به بعد؛
کتاب الغیبة، محمد بن ابراهیم نعمانی، ص 283 - 247؛
سفینة البحار، ج 2، ص 445.
2. مجلسی، بحارالأنوار، ج 52، ص 182.
3. الغیبه، ص 425.
4. مجله حوزه، شماره 72، ص 240.