دختري هستم 22 ساله . كه مدت 10 ماه است با پسر دايي خودم كه همسن هستيم عقدهستم.در اين مدت رئابط زناشويي ما اغاز شده است (بخاطر ميل همسرم)ولي مدتي است كه بدليل بي مسئوليت بودن همسرم در مورد زندگي مشترك و سر كار نرفتن او روابط ما به استانه طلاق رسيده است.اين مورد بشدت روي روحيي من تاثير داشته بطوري كه كاملا در برابر مسائل منفعل شده ام.و باعث درگيري بين خودم و همسرم شده ام.ضمنا هسمرم نسبت به گذشته بسيار بي علاقه شده و بدون هسج ابايي دائما به من بي احترامي مي كند. بارها با خانواده وارد گفتگو شده ايم اا جواب نگرفته ايم.با علاقق بسيار شديد ميانمان هم نمي توانيم طلاق بگيريم عاجزانه خواهشمندم مرا ياري كنيد.
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
برای بنده هنوز مشخص نیست که معیارهای شما برای ازدواج با یک مرد چه بوده، آیا پسر دایی شما فردی مسئولیت پذیر بوده است ؟ ملاک های شما به تأیید چه کسی رسیده
و آیا هیچ گونه شناختی نسبت به او نداشته اید؟
هنگامی كه فرد فاقد کفایت برای احراز همسری است، نمی توان نسبت به او مطمئن بود و ازدواج نمی تواند پایه و اساسي داشته باشد. گفتگو با خانواده بايد نخستين اقدام براي تنظيم يك قرار باشد كه متعهد شود. براي تأمين معاش خانواده سر كار برود. اما در ادامه اگر نتواند به تعهداتش عمل كند، بايد براي حل مسأله به يك مشاور مراجعه نماييد . از راهنمايي هاي او استفاده كنيد.
در گام سوم، بايد براي دفاع از حقوق تان به قانون مراجعه نماييد. البته براي رسيدن به اين نتيجه كه به قانون مراجعه نماييد، بايد مراحل گوناگون پيش گفته را پشت سر بگذاريد و به اين نتيجه برسيد كه هيچ گونه راه اصلاحي درباره او مؤثر نخواهد افتاد.
مداخلات خانوادههاي طرفين معمولاً نمي تواند مشكلي را حل كند. در برخي موارد حتي ممكن است والدين با جانبداري هاي غيرمنطقي مشكلات را پيچيدهتر بكنند. در تمام اين موارد نياز به مراجعه به يك مشاور ضروري است. براي روشنتر شدن موضوع فقط كافي است به اين مساله توجه كنيم كه والدين ما از كينه و احساسات به دور هستند و آيا تخصصي در زمينه خانواده درماني دارند كه بتوانند مشكلات ما را برطرف نمايند؟
در خصوص طلاق گرفتن ، مجوزي براي طلاق به صورت نخستين نداريد. به همين دليل در ابتدا بايد تمام راه هاي منطقي را بپيماييد . در صورت مأيوس شدن ميتوانيد دربارة آن بيانديشيد.
بي احترامي همسرتان نسبت به شما امري است نابهنجار . نبايد اجازه تكرار آن را بدهيد. به همين دليل تمام راهبردهايي كه به كار ميگيريد، بايد عزت مدارانه باشد . براي خاموش كردن بياحترامي او نبايد به او باج داده و با نرم خويي با او رفتار كنيد. بايد به اين نكته
توجه داشته باشيد كه بد رفتاري در برابر بدرفتاري مي تواند مشكلات ارتباطي شما را پيچيدهتر كند و بد رفتاري او را توجيه نمايد. بنابراين توصيه ميكنيم هرگز از بي احترامي به عنوان يك روش مقابله با همسرتان استفاده نكنيد. به ويژه آن كه وقتي به ديگران بياحترامي ميكنيم، به اين اميد كه مزه بي احترامي به ديگران را بچشند، خودمان مجوز بي احترامي را صادر ميكنيم و بعداً نمي توانيم گلهمند باشيم.






