سلام من یه پسر 23 ساله و دانشجو هستم. مدتیه که با دختر خانمی آشنا شدم که از هر لحاظ زن ایده آله منه.قبل از آشنایی با ایشون هیچ هدف مشخصی برای زندگیم نداشتم. از درس و کار بیزار بودم و مثل همه ی جوونای هم سن و سال خودم فقط به فکر رفیق بازی و خوشگذرونی بودم. ولی آشنایی با ایشون زندگیمو از این رو به اون رو کرد. ازم خواست که رفیق بازی رو کنار بذارم و برم سر کار. به خاطرش همه چیزو تعطیل کردم و چسبیدم به کار.قبل از آشنایی با ایشون نماز و روزه می گرفتم ولی تو خوندن نماز کمی تنبل بودم. گاهی می خوندم و گاهی نه. گفت باید نمازاتو سر وقت بخونی . به خاطرش عابد و مومن شدم.گفت من از آدمای بی سواد خوشم نمی یاد. همیشه آرزو داشتم شوهر آیندم تحصیل کرده باشه. اگه منو دوست داری برو دانشگاه و درست رو ادامه بده.منی که از درس خوندن گریزون بودم بخاطرش اون قدر درس خوندم که همون سال اول, دانشگاه سراسری قبول شدم.حالا یه آدم دیگه ای شدم. واسه زندگیم هدف دارم و هدفم هم رسیدن به این دختر خانمه. اون قدر دوستش دارم که واسه ازدواج باهاش بی طاقتم و می دونم اونم منو خیلی دوست داره. ولی خانواده ی این دختر خانم خیلی سخت گیر هستند.از اون جایی که تمام خواستگار های ایشون دکتر و مهندس هستند اگه بدونن من دانشجو هستم محاله با ازدواج ما موافقت کنند. از طرفی خود من هم فعلا شرایط ازدواج ندارم. پدرم رو در 6 سالگی از دست دادم و خانوادم نمی تونن واسه ازدواجم بهم کمک مالی کنند. مجبورم خودم چند سالی کار کنم و پول جمع کنم تا بتونم به خاستگاری ایشون برم.ولی این دختر خانم به من قول داده که تا وقتی درسم تموم می شه و کمی پول پس انداز می کنم منتظرم بمونه.به خدا قسم اگه بهش برسم هر کاری می کنم که خوشبختش کنم .
با اینکه هم خودش هم من می دونیم که قصدمون از این رابطه فقط ازدواجه ولی بازم این خانم مرتب بهونه گیری میکنه می ترسه که نکنه با هم بودنمون گناه باشه.اون قدر این حرفا رو زد تا منم ته دلم خالی شد که نکنه واقعا داریم گناه می کنیم ؟ میگه باید تا وقت ازدواج از هم دور بمونیم تا خدانکرده گناهی مرتکب نشیم ولی هر دومون می دونیم که طاقت دوری از هم دیگرو نداریم. من نمی تونم حتی یه ثانیه ازش دور بمونم و خودش هم همین حسو داره ولی میگه چاره ای نیست ! مجبوریم ! اگه این کارو نکنیم خدا ازمون رو بر می گردونه. یه مدت این کارو کردیم و زندگی واسه هر جفتمون جهنم شده بود.تجربه ی خیلی تلخی بود واسه همین نتونستیم تحمل کنیم.آخرش تصمیم گرفتیم تا وقتی شرایط برای ازدواجمون محیا شد یه جوری با هم محرم بشیم ولی بهمون گفتن واسه خوندن صیغه ی محرمیت رضایت پدر شرطه ! آخه اگه پدرش راضی می شد که همین الان عقدش می کردم ! چرا صیغه ؟! شما بگید ما باید چکار کنیم ؟ نیت هر دوی ما از با هم بودن فقط ازدواجه ولی ای کاش خانواده ها کمی انصاف داشتند. البته من به پدرش حق می دم ولی به خدا همه ی تلاشمو می کنم تا اون چیزی بشم که خانوادش می خوان. ولی این کار چند سالی طول می کشه ما چکار کنیم که هم با هم بمونیم و هم گناهی مرتکب نشیم ؟ حتما باید اجازه ی پدر واسه صیغه باشه؟ یعنی نمی شه کاریش کرد ؟ آخه به خدا خیلی ظلمه. تو رو خدا منو راهنمایی کنید من چکار کنم که هم این دختر خانم رو داشته باشم هم رضایت خدا رو ؟ مرسی

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز
در ازدواج موقت يا دائم با دختر باکره نظر مراجع مختلف است، جمعاً پنج نظر دراين مسئله وجود دارد:
1- حضرت امام (ره) فتوي بر لزوم اذن پدر دختر داده است. کساني که مقلدين حضرت امام هستند ،بدون اذن پدر دختر باکره نمي توانند ازدواج موقت يا دائم نمايند.
2- اکثر مراجع،(ازجمله آيت الله مکارم) بنابر احتياط واجب اذن پدر دختر باکره را شرط دانسته اند (1). کساني که مقلد اين عده از مراجع باشند، مي توانند در خصوص اين مسئله، به مرجعي که بعد از مرجع خودش اعلم يا مساوي با ديگران باشد و فتوا بر جواز ازدواج بدون اذن پدر داده است، رجوع کنند .
3- به نظر برخي مراجع، اذن دختر در ازدواج موقت کافي است . اجازه پدر مستحب است.(2)
4- طبق نظر برخي ديگر از مراجع، اذن پدر تکليفاً لازم است، يعني اگر بدون اذن پدر عقد خوانده شود ،عقد صحيح است، ولي فردي که بايد اجازه مي‌گرفت و نگرفته، گناهکار است.(3)
5- برخي از مراجع گفته‌اند: در عقد دائم اذن پدر لازم نيست، ولي در عقد موقت لازم است.(4)
بنابر اين هر کس طبق فتواي مرجع تقليد خودش عمل نمايد . شما نيز طبق فتواي مرجع تقليدخود عمل کنيد. مي تواني شرايط خودت را بنويسي، از جمله اينکه نياز به ازدواج داري، ولي شرايط ازدواج دائم را نداري و بفرستي به دفتر آيت الله مکارم .شايد با توجه به شرايط خاص، مانند عدم دسترسي به پدر ، فتواي ايشان به جواز باشد.
يا از طريق تلفن به شماره 3 -7743110 با پيش شماره 0251 در قم تماس بگيريد . به صورت غير مستقيم سوال تان را مطرح كنيد.
پى‌نوشت‏ها:
1. توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 387، مسأله2376.
2.همان؛ استفتاءآت جديد، آيت الله تبريزى، ص 33، سؤال 1481؛ آيت الله فاضل لنكرانى، جامع المسايل ج1، س 1546؛ استفتائات، آيت الله مكارم، ج 2، ص 318، س 913؛آيت الله خامنه اي ، مسايل مورد ابتلا، س50.
3. آيت الله گلپايگانى، مجمع المسائل، ج 4، ص 305، ص 843؛آيت الله سيد صادق روحاني، سوال حضوري از محضر ايشان؛ آيت الله گرامي، توضيح المسائل، مسئله2603.
4. توضيح المسائل آيت الله بهجت، مسئله 1891.
5. آيت الله صانعي، توضيح المسائل، مسئله 2412.