معصومین- اجازه- دست- بوسه

چرا معصومين اجازه می‌دادند کسي دستشان را ببوسد؟
در روايات، به موارد متعدّدي برمي‌خوريم که شخصي دست پيامبر (صلی‌الله عليه و آله) يا يکي از ائمّه (عليهم‌السلام) را بوسيده است. براي نمونه، در ضمن روايتي که از...

چرا معصومين اجازه می‌دادند کسي دستشان را ببوسد؟

در روايات، به موارد متعدّدي برمي‌خوريم که شخصي دست پيامبر (صلی‌الله عليه و آله) يا يکي از ائمّه (عليهم‌السلام) را بوسيده است. براي نمونه، در ضمن روايتي که از عبدالله بن عمر نقل‌شده، آمده است: «[من و همراهانم که از جنگ گريخته بوديم] نزد رسول خدا (ص) رفتيم و دستش را بوسيديم…». (1)

در روايتي ديگر، احمد بن عبدالله بن حارثۀ کرخي مي‌گويد: «…پس از مناسک حج، خدمت امام رضا (عليه‌السلام) رسيدم. آن حضرت پيش من آمد درحالي‌که پيراهني گلگون به تن داشت. به ايشان سلام کردم و دستش را بوسيدم و سؤالاتي از ايشان پرسيدم…». (2)

فيض بن مختار نيز در ضمن حديثى طولانى كه دربارۀ امامت امام موسي کاظم (عليه‌السلام) است، به اينجا مي‌رسد كه مي‌گويد: امام صادق (عليه‌السلام) [با اشاره به فرزندش موسي (ع)] به من فرمود: «اين است همان صاحب‌اختيار تو كه دربارۀ او پرسيدى. نزد او برو و به حقّش اعتراف كن». من برخاستم و بر سر و دستش بوسه دادم و به درگاه خداى عزوجل براى او دعا كردم. امام صادق (عليه‌السلام) فرمود: «آگاه باش كه خدا اظهار اين مطلب را به كسى پيش از تو، به ما اجازه نفرموده است…». (3)

اساساً بوسيدن دست پيامبر و يا امام، يکي از راه‌هاي متعارف براي اظهار ادب و تواضع نزد ايشان بوده است. در حديثي از امام صادق (عليه‌السلام) آمده است: «لايقبَّلُ رأسُ أحدٍ و لا يدُه إلا [يدُ] رسول الله أو من اريد به رسول‌الله». (4) يعني: «سر و دست کسي را نبايد بوسيد، مگر رسول خدا و يا کسي که از او رسول خدا اراده شود»؛ و منظور از «کسي که از او رسول خدا اراده شود»، امام معصوم است که جانشين رسول خدا (ص) شمرده مي‌شود؛ ولي ممکن است شامل حال سادات جليل‌القدر هم بشود که بسياري از مردم به‌عنوان ذريۀ رسول خدا به آنان احترام مي‌گذارند.

نکتۀ شايان توجه، اين‌که: «بوسيدن دست» يکي از راه‌هايي است که در بسياري از جوامع، براي اداي احترام یا به‌قصد تبرک به بزرگ‌ترها و مخصوصاً پدر و مادر و شخصيت‌هاي بزرگ مذهبي به‌کاررفته و مي‌رود. شناخت اين رفتار، بايد با توجه به فرهنگ و آداب‌ورسوم هر جامعه و ملّتي صورت بگيرد و ممکن است وضعيت از جامعه‌اي به جامعۀ ديگر، يا حتي از زماني به زمان ديگر، متفاوت باشد. براي مثال، امروزه در برخي از مناطق ايران، مردان هنگام ملاقات و احوال‌پرسي، شانه‌هاي يکديگر را مي‌بوسند؛ و در بسياري ديگر از مناطق، گونه‌هاي يکديگر را مي‌بوسند. بار ارزشي هر يک از اين دو رفتار، به آداب‌ورسوم هر منطقه بستگي دارد. اين در حالي است که در متون ديني توصيه‌شده است که مؤمنان هنگام ملاقات با يکديگر، پيشاني يکديگر را ببوسند که محل سجده براي خدا است. (5) مي‌توان گفت که بوسيدن پيشاني، نمادي از بزرگداشت مقام بندگي و عبوديت است.

بوسيدن دست، بيشتر به معناي تعظيم و تکريم است؛ چنانچه طبق نقلي، رسول خدا (صلی‌الله عليه وآله) دست فردي را که براي روزي حلال تلاش مي‌کرد، بوسيد. انس بن مالک مي‌گويد: هنگامي‌که رسول خدا (ص) از جنگ تبوک بازگشت، سَعد انصارى به پيشواز وى آمد. پيامبر پس‌ازآن كه دست او را فشرد، به وى فرمود: «به چه سبب دستانت اين‌گونه سخت و زبر شده است؟». گفت: «اى رسول خدا! بيل مي‌زنم و طناب می‌کشم و خرج زندگي خانواده‌ام مي‌کنم». پس رسول خدا (ص) دست وى را بوسيد و فرمود: «اين، دستى است كه هرگز آتش به آن نمی‌رسد». (7)

 

پي‌نوشت‌ها:

1. ميزان الحکمة، حديث 16287 (به نقل از سنن ابي داود، حديث 5223). اين روايت در منابع ديگري مانند سنن ابن ماجه و سنن ترمذي نيز نقل‌شده است.

2. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 49، ص 43.

3. اصول کافي، ج 1، ص 309؛ ترجمۀ مصطفوي، ج 2، ص 84.

4. ميزان الحکمة، حديث 16287 (به نقل از الکافي، ج 2، ص 185).

5. ر.ک: ميزان الحکمة، باب التقبيل، حديث 16285 از امام صادق (عليه‌السلام).

6. اُسد الغابة، ابن اثير، ج ۲، ص ۲۶۹؛ تاريخ بغداد، خطيب بغدادي، ج ‏۷، ص ۳۵۳.