پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
سيد رضي درست گفته يا ابن ابي الحديد؟
مرحوم خويي از شارحان نهج البلاغه، در خصوص اين جمله بيان می‌کند: برخي قائلند اين روايت درخصوص خوارج می‌باشد و برخي قائلند که درمورد منافقين می‌باشد و ...

خطبه دوم نهج‌البلاغه دقیقاً چه زماني بيان شده بعضي ميگويند بعد از جنگ صفين برخي زمان ديگر را؟ سيد رضي درست گفته يا ابن ابي الحديد؟

امام (علیه‌السلام) خود دراین‌باره فرموده است: «الآن اذ رجع الحقّ الي اهله و نقل الي منتقله».

اگرچه سيد رضي گفته است امام (علیه‌السلام) اين سخنان را پس از بازگشت از صفين بيان کرده است، ولی همانگونه که ابن ابي الحديديادآور شده، اين سخنان با آن موقعيت مناسبتي ندارد، چرا که در جريان صفين با نيرنگ عمرو بن عاص و ساده‌لوحي خوارج امر به مردم مشتبه گرديد، و حق به اهلش سپرده نشد، و سيد رضي صرفاً آنچه را به او رسيده، نقل کرده است و گويا در نقل اين مطلب توسط راويان اشتباهي رخ داده است.

با سلام و آرزوي قبولي عبادات و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني.

مرحوم خويي از شارحان نهج البلاغه، در خصوص اين جمله بيان می‌کند: برخي قائلند اين روايت درخصوص خوارج می‌باشد و برخي قائلند که درمورد منافقين می‌باشد و (1) سپس در ادامه به تقسیم‌بندی که مرحوم بحراني در اين زمينه ارائه نمودند اشاره می‌کند، و می‌گوید: مقصود از اين جمله همه افرادي که از حضرت روي برگرداندند نمی‌باشد بلکه متعصبين که ازجمله آنان قاسطين که همان اصحاب معاويه می‌باشد و مارقين که خوارج مي باشند را در بر مي گيرد.(2) با توجه به احتمال اول مي تواند روايت در پايان جنگ صفين رخ داده باشد.

در انتهاي متن روايت حضرت اينگونه بيان می‌کنند: «و لهم خصايص حقّ الولاية، و فيهم الوصيّة و الوراثة، الان إذ رجع الحقّ إلى أهله، و نقل إلى منتقله». اين متن که اشاره به ولايت و خلافت می‌باشد، می‌تواند اين احتمال که در پايان جنگ صفين که جريان حکمين اتفاق افتاده است را تقويت نمايد.

آيت الله العظمي مکارم شيرازي در کتاب پيام امیرالمؤمنین علیه‌السلام در مورد اين نظريه اينگونه بيان می‌کند: همان‌گونه كه در آغاز خطبه خوانديم مرحوم سيّد رضى تصريح می‌کند كه اين خطبه بعد از بازگشت امام (ع) از صفّين ايراد شده است. حال و هواى خطبه نيز تناسب با اين معنى دارد زيرا شرح احوال مردم در عصر جاهليّت، بازگو كننده اين حقيقت است كه از تكرار جاهليّت دوّم بر حذر باشند و اجازه ندهند بازماندگان عصر جاهليّت كه عمدتاً لشكر شام را در ميدان صفّين تشكيل می‌دادند، دررسیدن به نيّات سوء خود موفّق شوند. و نيز تأكيد می‌کند كه دست به دامان اهل‌بیت پيامبر بزنند تا از خطراتى كه اسلام را در آن زمان تهديد می‌کرد رهايى يابند، چراکه خود پيامبر پارها فرمود: من در ميان شما دو چيز گرانمايه به يادگار می‌گذارم كه اگر به آن‌ها تمسّك جوييد هرگز گمراه نخواهيد شد: «قرآن و اهل بيت».

از اين جا روشن می‌شود كه آنچه ابن ابى الحديد در يك داورى عجولانه درباره زمان صدور خطبه گفته است، صحيح به نظر نمی‌رسد. او می‌گوید حال و هواى آخر خطبه متناسب با زمان بازگشت از صفّين نيست چراکه آن زمان بر اثر حادثه حكميّت و نيرنگ عمرو بن عاص و تقويت معاويه و مشكلات ديگرى كه در لشكر آن حضرت ظاهر گشت مناسب چنين سخنى نبود، بلكه تناسبى با آغاز خلافت آن حضرت دارد و اگر سيّد رضى زمان صدور آن را بعد از بازگشت از صفّين دانسته، اشتباهى از او نيست، او آنچه را در كلمات پيشينيان يافته، بازگو كرده است و چه‌بسا اشتباه از سابقين باشد. به گفته بعضى از دانشمندان اين سخن را درباره كسى بايد گفت كه كوه علم و درياى وقار و اسطوره مقاومت و جهاد نباشد.

شخصى با سعه صدر على (ع) هرگز در برابر چنين حادثه‌ای خودش را نمی‌بازد و روح بلند و فكر گسترده او اجازه نمی‌دهد كه پریشان‌حال و مضطرب و مشوّش گردد، بلكه به‌عکس، همان‌گونه كه گفتيم اين خطبه به مردم هشدار می‌دهد كه تسليم تبليغات مسموم و تلاش‌های شيطانى حاكمان شام نشوند و از بازگشت به عصر جاهليّت بپرهيزند و آن‌گونه كه حق به اهلش بازگشته، دست از آن برندارند و محكم، تا آخر بايستند.

اینکه ابن ابى الحديد معتقد است پيروزى در اين ميدان از آن معاويه بود و با جمله: «الآن اذ رجع الحقّ الى اهله، اكنون حق به اهلش بازگشته» تناسبى ندارد صحيح به نظر نمی‌رسد، زيرا:

اوّلاً: معاويه هرگز در اين ميدان پيروز نشد، تنها از يك شكست قطعى براثر نيرنگ عمرو بن عاص نجات يافت و على (ع) همچنان حق را در اهلش (خودش و اهل بيت) می‌بیند و به مردم هشدار می‌دهد، مراقب باشند كه حق از اهلش گرفته نشود.

ثانیاً: داستان حكميّت و داورى زشت و ظالمانه عمرو بن عاص- برخلاف آنچه بسيارى فكر می‌کنند- به هنگام حضور امام در صفّين واقع نشد بلكه چند ماه بعدازآن صورت گرفت و جالب اینکه خود ابن ابى الحديد در جاى ديگر به اين معنى تصريح كرده است. بنابراین اگر ابن ابى الحديد می‌خواهد جمله اخير خطبه را دليل بر اين بگيرد كه اين خطبه بعد از جنگ صفّين نبوده، دليل نادرست و شاهد باطلى است.(3)

 

پی‌نوشت‌ها:

1. منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج‏2، ص 324.

2. همان.

3. پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام، ج 1، ص 274-267.