پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
چرا خداوند عمر طولاني تري به ما انسانها نمي دهد؟
در ابتدا بايد گفت: گرچه اين گونه امور از اسرار آفرينش محسوب مي‌شود و جزئيات آن براي همه كس به خوبي معلوم نيست، ولي از مجموع آموزه‌هاي وحياني و تحليل‌هاي صاحب...

مي خواستم بدانم فلسفه زندگي محدودانسان دراين دنيا چيست؟ چرا خداوند عمر طولاني تري به ما انسانها نمي دهد؟

در ابتدا بايد گفت: گرچه اين گونه امور از اسرار آفرينش محسوب ميشود و جزئيات آن براي همه كس به خوبي معلوم نيست، ولي از مجموع آموزههاي وحياني و تحليلهاي صاحبنظران برخي نكتهها به دست ميآيد كه به آن اشاره ميشود:

براي همه آدميان زمان معين زندگي در دنيا مقدور شده است كه هرگز از آن لحظهاي كمتر يا بيشتر نميشود:

«لكلّ اُمّةٍ أجلٌ إذا جاء أجلهم فلا يستأخرون ساعةً ولا يستقدمون؛(1) هر امتي را زماني محدود است. آن گاه كه زمانشان به سر رسد، نه ساعتي از آن تأخير كنند و نه پيشي گيرند».

 در آية ديگر فرمود:

«هو الّذي خلقكم من طينٍ ثمّ قضي أجلاً و أجلٌ مسمّي عنده؛(2) اوست كسي كه شما را از گِل آفريد، آن گاه مدتي را براي شما عمر مقرر داشت و اجل حتمي نزد اوست».

در تحليل تفسيري اين آيه گفته شده: بسياري از موجودات از نظر ساختمان طبيعي و ذاتي استعداد و قابليت بقا براي مدت طولاني دارند، ولي در اثناي اين مدت ممكن است موانعي ايجاد شود كه آنها را از رسيدن به حداكثر عمر طبيعي باز دارد، مثلاً يك چراغ نفتسوز با توجه به مخزن نفت آن ممكن است مثلاً بيست ساعت استعداد روشنايي داشته باشد، اما وزش يك باد شديد و ريزش باران و يا عدم مراقبت از آن سبب ميشود تا عمر آن كوتاه گردد.

در مورد انسان نيز چنين است، اگر تمام شرايط براي بقاي او جمع گردد و موانع برطرف شود، ساختمان و استعداد او ايجاب ميكند كه مدت طولاني هر چند اين مدت بالاخره پايان و حدي دارد، عمر كند. اما ممكن است بر اثر سوء تغذيه يا مبتلا شدن به اعتيادات مختلف و يا دست زدن به خودكشي يا رانندگي و يا ارتكاب گناهان خيلي زودتر از آن مدت بميرد، در هر دو صورت اجل و مرگ او، همان اندازه بوده است كه آشكار شده است.

بنابراين عمر انسان ها بر اثر عوامل و حوادثي واقع مي شود كه برخي از آنها به اختيار انسان بوده و برخي ديگر در اختيار انسان ها نيست، اما مربوط به عالم طبيعت و عوامل مادي است، اگر چه برخي از امور معنوي نيز در عمر انسان تأثي مي گذارد، مانند آنچه در روايات آمده كه صلة رحم عمر را زياد و يا قطع رحم عمر را كم ميكند. (3)

بنابراين گرچه هر انساني عمر مشخص دارد، ولي بسياري از عواملي طبيعي و غير طبيعي در ازدياي يا كمبود عمر انسان مؤثر است. آنها باعث افزايش و يا كاهش عمر آدمي ميشوند. به عنوان مثال صلة رحم چه بسا عمر آدمي را افزايش ميدهد و قطع صلة رحم آن را كاهش ميدهد. نيز نحوة تغذية و محل زندگي و شرايط گوناگون زندگي و رخدادهاي زندگي و بهداشت جسماني و روحي در افزايش و يا كاهش عمر انسان نقش بسيار مهم دارند، بنابر اين علل طول عمر انسان بستگي به عوامل گوناگون دارد. آنچه مربوط به مشيت الهي ميشود كه از آن در آموزههاي وحياني به «اجل» تعبير شده، حقيقتي است كه سِرّ آن براي كسي مشخص نشده، در روايات هم در اين خصوص چيزي بيان نگرديده است.

پينوشتها:

1. يونس (10) آيه 49.

2. انعام (6) آيه 2.

3. ر، ك: تفسير نمونه، نشر دار الكتب الاسلاميه، تهران 1379ش.  ج 5، ص 149.