پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
اگر قرآن براي همه است چرا گفته به زبان عربي نازل كرديم؟
در بخشي از آيات قرآن، سخن از بعثت پيامبر براي قوم خود، يا حتي اهل مكه و اطراف آن و... آمده، اما بخش ديگر از آيات او را پيامبر براي تمام عالميان و براي تمام ...

اگر قرآن براي همه است چرا گفته به زبان عربي نازل كرديم؟

در بخشي از آيات قرآن،  سخن از بعثت پيامبر براي قوم خود، يا حتي اهل مكه و اطراف آن و... آمده، اما بخش ديگر از آيات او را پيامبر براي تمام عالميان و براي تمام كساني كه پيام او بدان ها برسد، شمرده است. برخي از آن آيات چنين است: 

و ما أرسلناك الاّ كافةً للناس بشيراً و نذيراً؛(1)

ما تو را بشارت دهنده و ترساننده، براي عموم مردم فرستاديم.

نيز فرمود: و ما أرسلناك الا رحمةً للعالمين؛(2)

ما تو را جز براي رحمت جهانيان نفرستاديم.

چون این بعثت و كتاب برای عموم جهانیان و انسان ها است، قرآن در دعوت هاي خود از لفظ "ناس" بهره گرفته و مي گويد: يا أيّها النّاس قدجائكم الرّسول بالحقّ من ربّكم فآمنوا خيراً لكم؛ (3)

اي مردم، رسولي از جانب پروردگار شما به حق نزد شما آمده است. پس به او ايمان بياوريد كه براي شما بهتر است.

البته رسول گرامي اسلام(ص) زماني كه دعوت خويش را آغاز كرد، به طور طبيعي انذار خود را در مرحله نخست، متوجه قوم خود فرمود تا جمعيتي را كه پيش از او براي آنان بيم دهنده اي نيامده بود، انذار كند:

بل هو الحق لتنذر قوماً ما أتاهم من نذيرٍ من قبلك؛ (4)

اما اين سخن حقي است از سوي پروردگارت تا گروهي را انذار كني كه پيش از تو انذار كننده اي براي آنان نيامده است.

اين به معناي آن نبود كه قلمرو رسالت وي ، محدود به ارشاد گروهي خاص است. بدين جهت گاه مي بينيم كه قرآن در عين اين كه جمعيت خاصي را مورد دعوت قرار مي دهد،بلافاصله آن را براي همه كساني كه دعوت او مي تواند به آنان برسد،حجت مي شمرد و مي فرمايد:

و أوحي إليّ هذاالقرآن لانذركم به و من بلغ؛ (5)

 قرآن بر من وحي شده تا به آن، شما و همه كساني را كه اين پيام به آنان مي رسد،انذار كنم.

بديهي است كه پيامبران در درجه نخست بايستي قوم خود را به آيين خويش دعوت كنند، خواه دعوت آنان جهاني باشد، خواه منطقه اي. قرآن در اين مورد يادآور مي شود كه  هيچ پيامبري را جز به زبان قوم خويش نفرستاديم (6). همان گونه كه مثلاً مسيح را با همان زمان قوم خود فرستاد، اما امروز در تمام نقاط عالم و سرزمين ها با زبان هاي مختلف به مسيح و دين او اعتقاد دارند.

بنابراين ارسال رسول به زبان قوم خويش هرگز به معني انحصار دعوت به آن گروه نيست،همان گونه كه قرآن به زبان عربي است و خود را جهاني معرفي مي نمايد.

قرآن كتاب زندگي بشر تا قيامت است.  از اين رو مسلمانان دين اسلام را دين خاتم و كتاب آسماني آن را برنامه سعادت براي همه بشريت در هر زمان و مكان مي دانند.مسلمانان خواه به زبان فارسي و ايرانيان و خواه به زبان هاي ديگر ،چون پيام و سخن قرآن و محتواي آن را برتر از كتاب هاي آسماني ديگر و در جهت سعادت و خوشبختي در دنيا و آخرت مي دانند ، به آن اعتقاد دارند، نه به خاطر زبان عربي بودن يا نبودن.

در واقع ما در اين جا با محتوايي روبرو هستيم كه زبان تمام انسان ها است و آن زبان فطرت است. اين زبان، عربي و فارسي و تركي و انگليسي ندارد . هر كس كه طبق فطرت الهي است، به آن اعتقاد دارد.

مگر رهاورد بعثت، هدايت و علم و نور نيست، همانند رهاورد دانشمندان و كاشفان و مصلحان اجتماعي؟ آيا ما رهاورد علمي دانشمندان را چون از قوم و قبيله ديگر بوده و به زبان ديگر سخن گفته اند و مطالب علمي خود را به زبان ديگر نوشته اند، رد مي كنيم و خود را از آن محروم مي نماييم؟ آيا رد  دستاوردها و محروم كردن خود ،بي عقلي و كار جاهلانه نيست؟ آيا عاقلان چنين محروم كنندگاني را محكوم نمي كنند و مذمت نمي نمايند؟

در كدام آيه يا ايها العرب داريم؟ كجا  مخاطبان فقط فرزندان ابراهيم هستند؟ اگر پيامبري ابتدا موظف مي شود خويشاوندان نزديكش و بعد اهل شهر و ديارش را انذار كند و دعوت نمايد ، يعني او فقط پيامبر آن ها است ؟ يعني نه او نسبت به ديگران وظيفه دارد و نه ديگران بايد از آب حياتي كه با او هست ، استفاده كنند ؟

 مخاطب پيامبران و پيامبر اسلام  "ناس " و "بني آدم " و "انسان" است، نه عرب يا قريش يا اهل حجاز يا ...و همه پيامبران حلقه هاي يك سلسله هستند . بايد به همه ايمان آورد . تابع دستور عمل آخرين پيامبر شد، زيرا هميشه آخرين دستور عمل فرستاده شده از طرف حاكم ، ناسخ دستور عمل هاي قبلي است؛ يعني حاكم با فرستادن دستورعمل جديد اعلام مي كند دستورعمل هاي قبلي گرچه از جانب من و حق بوده اند ، ولي ديگر نمي خواهم به آن ها عمل شود. از حالا مي خواهم به دستورعمل جديد عمل شود حتي  كساني كه دستورعمل هاي قبلي را آورده بودند. 

پي نوشت ها:

1.سبا (34) آيه 28.

2.انبياء (21) آيه 107.

3.نساء (4) آيه 170.

4.سجده (32) آيه 3.

5.انعام (16) آيه.

6.ابراهيم (14) آيه4.