پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
تعریف "عدالت" در اسلام چیست؟
يعني اين كه كسي خود رابا ديگران برابر داند در اين كه حقّ خود را چنان كه از براي خود مي‏خواهد حقّ ديگران را هم از براي ايشان خواهد و در پي بردن حقّ كسي ...

تعریف "عدالت" در اسلام چیست؟ در این زمینه چه روایاتی ازمعصومین (ع) داریم؟

در پاسخ به سوال اول شما عرض می كنیم :

امام علی(ع) در معنای عدالت فرمودند:

 الْعَدْلُ إِنْصَاف‏؛ (1) عدالت‏ انصاف است.

 يعني اين كه كسي خود رابا ديگران  برابر داند در اين كه حقّ خود را چنان كه از براي خود مي‏خواهد حقّ ديگران را هم از براي ايشان خواهد و در پي بردن حقّ كسي نباشد خواه حقّ مالي باشد و خواه غير مالي، و همچنين ميانه هر دو كس چنين حكم كند و سلوك نمايد، و اطلاق انصاف بر اين معني‏ به اعتبار آن است كه هر كه چنين باشد خود را با هر كه بسنجد انصاف كرده يعني خود را يك نصف قرار داده و او را يك نصف، و همچنين هر دو كس را كه با هم بسنجد هر يك را نصفي قرار داده و خود را بر ديگري ترجيح نداده و همچنين شخصي را بر شخصي‏.

و شهید مطهری به بیان دیگر به عنوان یك كارشناس اسلامی می گوید:

عدالت یعنی رعايت حقوق افراد و این كه به هر صاحب حق، حق او داده شود.

اين عدالت متّكي بر دو چيز است:

يكي حقوق و اولويّت ها، يعني افراد بشر نسبت به يكديگر و در مقايسه با يكديگر، نوعي حقوق و اولويّت پيدا مي‏كنند. مثلا كسي كه با كار خود، محصولي توليد مي‏كند، طبعاً نوعي اولويت نسبت به آن محصول پيدا مي‏كند و منشأ اين اولويت، كار و فعاليت اوست. همچنين كودكي كه از مادر متولد مي‏شود، نسبت به شير مادر حق و اولويت پيدا مي‏كند و منشأ اين اولويت، دستگاه هدفدار خلقت است كه آن شير را براي كودك بوجود آورده است.(2)

اين معني از عدل ، به حكم اين كه از يك طرف، بر اساس اصل اولويت ها است و از طرف ديگر از يك خصوصيت ذاتي بشر ناشي مي‏شود كه ناچار است يك سلسله انديشه‏هاي اعتباري استخدام نمايد و «بايدها» و«نبايد ها» بسازد و حسن و قبح گرفته می شود، از مختصات بشري است و در ساحت كبريائي راه ندارد؛ زيرا او مالك علي الاطلاق است و هيچ موجودي نسبت به هيچ چيزي در مقايسه با او اولويّت ندارد. از اين رو ظلم به اين معني، يعني به معني تجاوز به اولويّت ديگري و تصرّف در حقّ ديگري و پاگذاشتن در حريم ديگري، درباره او محال است؛ و از آن جهت محال است كه مورد و مصداق نمي‏تواند پيدا كند.

عدالت يك ركن مهم اسلام است و كمتر مساله‏اي است كه در اسلام به اهميت عدالت باشد، زيرا مساله" عدل" همانند مساله" توحيد" در تمام اصول و فروع اسلام ريشه دوانده، يعني همانطور كه هيچ يك از مسائل عقيده‏اي و عملي، فردي و اجتماعي، اخلاقي و حقوقي، از حقيقت توحيد و يگانگي جدا نيست، همچنين هيچ يك از آنها را خالي از روح" عدل" نخواهيم يافت.

بنا بر اين جاي تعجب نيست كه" عدل" به عنوان يكي از اصول مذهب و يكي از زير بناهاي فكري در اسلام شناخته شود، گر چه عدالتي كه جزء اصول مذهب است يكي از صفات خدا است و در اصل خداشناسي كه نخستين اصل از اصول دين است واقع مي‏شود ولي ممتاز ساختن آن بسيار پر معني است.(3)

اسلام‏ يك دين اجتماعي است، عدالت‏ را به عنوان يك اصل مسلّم قطعي اجتماعي قبول دارد. بلكه پيامبران را مأمور اجراي آن مي‏داند و يكي از دو هدف ارسال پيغمبران را برقراري عدالت‏ مي‏داند. عدالت خودش يك حقيقتي است ولي اسلام‏ شعارهايي دارد كه به موجب آن شعارها ما مي‏خواهيم بگوييم در دين ما اصلِ عدالت هست، در دين ما اصلِ انصاف هست، در دين ما اصلِ مبارزه با ظلم و زير بار ظلم نرفتن هست، يعني وابستگي خودمان را به اين اصل اعلام مي‏كنيم.(4 )

و سپس در پاسخ به سوال دوم شما به چند نمونه از روایات در این زمینه اشاره می كنیم:

1-«  قَالَ‏ رسول ا...(ص) :عَدْلُ‏ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَبْعِينَ سَنَةً قِيَامٍ لَيْلُهَا وَ صِيَامٍ نَهَارُهَا وَ جَوْرُ سَاعَةٍ فِي حُكْمٍ أَشَدُّ وَ أَعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الْمَعَاصِي سِتِّينَ سَنَة: ( 5) يك ساعت به عدالت رفتار كردن بهتر از هفتاد سال عبادت است؛ كه شبهايش را بيدار و روزهايش را روزه دار باشد، و يك ساعت حكم به ظلم كردن نزد خدا از گناهان شصت سال سخت‏تر و بزرگتر است.»

2-« قال علی (ع) : الْعَدْلُ‏ رَأْسُ‏ الْإِيمَانِ وَ جِمَاعُ الْإِحْسَان‏ ؛ (6) عدل و دادگري سر ايمان و اشرف اجزاي آن است و گرد آورنده نيكوئي است( باعث اين شود كه نيكوئي كار در صاحب آن جمع شود).»

3- »ِ قَالَ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع) تَبِعَ حَكِيمٌ حَكِيماً سَبْعَمِائَةِ فَرْسَخٍ فِي سَبْعِ كَلِمَاتٍ فَلَمَّا لَحِقَ بِهِ قَالَ لَهُ يَا هَذَا مَا أَرْفَعُ مِنَ السَّمَاءِ وَ أَوْسَعُ مِنَ الْأَرْضِ... فَقَالَ لَهُ يَا هَذَا، الْحَقُ‏ أَرْفَعُ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْعَدْلُ أَوْسَعُ مِنَ الْأَرْض...‏؛(7) حكيمي هفتصد فرسنگ دنبال حكيم ديگر رفت براي هفت كلمه و چون باو رسيد گفت اي فلاني چه چيز از آسمان بلندتر و از زمين پهناورتر است ... گفت‏: اي مرد، حق از آسمان بلندتر است و عدالت از زمين پهناورتر است... »          

پی نوشت:

1. محمدی ری شهری محمد، میزان الحكمه،ترجمه شیخی،ناشر دار الحدیث،نوبت ششم، سال1385،ماده عدل، ج7،ص3496 حدیث 11990.

2.شهيدمطهري،مجموعه‏آثار ،صدرا ،تهران، ج1، ص 78.

3.مكارم شیرازی ناصر،تفسير نمونه،ناشر دار الكتب الإسلامية،چاپ تهران،سال 1374 ش،نوبت اول،ج‏4،ص 302.

4. شهيدمطهری،مجموعه‏آثار،صدرا ، تهران، ج‏25، 364.

5.محمدی ری شهری محمد، میزان الحكمه،ترجمه شیخی،ناشر دار الحدیث،نوبت ششم، سال1385،ماده عدل، ج7،ص3494، حدیث 11973.

6.همان ،ص3494 حدیث 11983 .

7.همان ، ص 3496 ،حدیث 11993.