پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
مسئله جای ماندن عایشه (رض) از كاروان پیامبر (ص)
همانطور كه شما اشاره كردید دربرخی منابع مساله ی تهمت زدن به عایشه مطرح شده است، اما حقیقت این است كه عایشه از این تهمت بری است. این امرتوسط منافقان پی ریزی ...

 پرسش من مربوط می شود به غزوه بني المصطلق پیامبر و مسئله جای ماندن عایشه (رض) از كاروان پیامبر (ص) كه باعث شد شایعاتی در مورد ایشان به جای بماند كه به استناد از چند كتب تاریخی (از تاریخ عرب) حقایقی مبهم دستگیر بنده شد كه در صحت آن ها شك دارم در این كنب به خیانت عایشه (رض) اشاراتی شده، كه بعد از یك شبانه روز عایشه (رض) سوار بر پشت شتر صفوان بن معطل از قبیله بنی سلیم باز می گردند پس از باز گشت آن ها مسئله به طوری مهم می شود كه حضرت علی (ع) از پیامبر (ص) طلب مجازات ایشان را می كند و باقی ماجرا كه آیه ی مباركه 22 سوره ی نور به همین منظور بر پیامبر الله نازل شد! حتما شما اهل دین از من كه اطلاعات اندكی در مورد دین اسلام دارم بیشتر اطلاع دارید. مسئله دیگری كه باعث ابهام بیشتر ماجرا می شود اشاره اندك تاریخ نویسان(دینی) و اسلام شناسان دینی از قبیل (طبری، ابن هاشم الوكیدی، ویلیام مور) به این مسئله می یاشد منتظر پاشخ روشن كننده شما هستم.

همانطور كه شما اشاره كردید دربرخی منابع مساله ی تهمت زدن به عایشه مطرح شده است، اما حقیقت این است كه عایشه از این تهمت بری است. این امرتوسط منافقان پی ریزی گردید . متاسفانه طرح این مساله در برخی منابع سبب شد كه برخی دانشمندان غیر اسلامی نیز جریان" افك" را مطرح كنند.

 عدم صحت این امر را می توان از آیات استفاده نمود. خداوند در آیات 11 -17 سوره نور از این تهمت به عنوان خیانت عظیم یاد و كسانی را كه تحت تاثیر این شایعات قرار گرفته بود سرزنش نمود: " كساني كه آن تهمت عظيم را مطرح كردند گروهي از شما بودند، اما گمان نكنيد اين ماجرا براي شما بد است، بلكه خير شما در آن است، آنها هر كدام سهم خود را از اين گناهي كه مرتكب شدند دارند، و كسي كه بخش عظيم آن را بر عهده گرفت عذاب عظيمي براي او است. .چرا هنگامي كه اين (تهمت) را شنيديد مردان و زنان با ايمان نسبت به خود (و كسي كه همچون خود آنها بود) گمان خير نبردند؟ چرا نگفتيد اين يك دروغ بزرگ و آشكار است؟! ... و اگر فضل و رحمت الهي در دنيا و آخرت نصيب شما نمي‏شد به خاطر اين گناهي كه كرديد عذاب سختي به شما مي‏رسيد.(1)

دو شان نزول درباره این آیات ذكر شده است. شان نزول اول كه مشهورتر است و در كتب تفسير اهل سنت آمده و در تفاسير شيعه نيز بالواسطه نقل شده چنين است: از عايشه نقل شده است كه پيامبر در سفري براي جنگ، به قيد قرعه مرا همراه خود برد. چون دستور حجاب نازل شده بود، در هودجي سوار شده، منزل گرفتم. به هنگام بازگشت، در يكي از منزلگاه‏ها براي قضاي حاجت از هودج خارج شدم. بعد از قضاي حاجت متوجه شدم كه گلوبندم افتاده است. به دنبال آن مي گشتم كه لشكر حركت كرد. مأمورين به خيال اين كه من درون هودج هستم، آن را بر پشت شتر گذاشتند و حركت كردند. وقتي گلوبندم را يافتم و برگشتم، لشكر رفته بود و من در آن جا به انتظار افراد ماندم تا خوابم برد. صفوان بن معطل سلمي كه مأمور بود، از عقب لشكر حركت كند، مرا ديد و شناخت و به همراه خود به مدينه آورد ...(2) برخی از مفسران مانند علامه طباطبایی این شان نزول را مبهم و اشكالات متعدد برآن وارد نموده است. روايات مربوط به اين واقعه كه در كتب حديث اهل سنت فراوان است، متضمن تناقضات آشكاري است كه صحت آن روايات را جدّاً مورد ترديد قرار مي دهد. (3) آیت الله ناصر مكارم شیرازی نیز این شان نزول را دارای نقاط مبهم می داند:" با اينكه نخستين شان نزول- همانگونه كه گفتيم- در بسياري از منابع اسلامي آمده، ولي جاي گفتگو و چون و چرا و نقاط مبهم در آن وجود دارد."(4)

شان نزول دوم كه در بعضي از كتب در كنار شان نزول اول ذكر شده است چنين است:" ماريه قبطيه" يكي از همسران پيامبر (ص) از سوي" عايشه" مورد اتهام قرار گرفت، زيرا او فرزندي از پيامبر (ص) بنام ابراهيم داشت، هنگامي كه ابراهيم از دنيا رفت پيامبر (ص) شديدا غمگين شد، عايشه گفت چرا اينقدر ناراحتي؟ او در حقيقت فرزند تو نبود، فرزند" جريح قبطي" بود!! هنگامي كه رسول خدا اين سخن را شنيد علي (ع) را مامور كشتن" جريح" كرد كه به خود اجازه چنين خيانتي را داده بود. هنگامي كه علي (ع) به سراغ جريح با شمشير برهنه رفت و او آثار غضب را در چهره حضرت مشاهده نمود فرار كرد و از درخت نخلي بالا رفت هنگامي كه احساس كرد ممكن است علي (ع) به او برسد خود را از بالاي درخت بزير انداخت در اين هنگام پيراهن او بالا رفت و معلوم شد كه اصلا او آلت جنسي ندارد. علي (ع) به خدمت پيامبر آمد و عرض كرد آيا بايد در انجام دستورات شما قاطعانه پيش روم يا تحقيق كنم؟ فرمود بايد تحقيق كني، علي (ع) جريان را عرض كرد پيامبر (ص) شكر خدا را بجاي آورد و فرمود شكر خدا را كه بدي و آلودگي را از دامان ما دور كرده است. در اين هنگام آيات فوق نازل شد و اهميت اين موضوع را بازگو كرد (5)

مفسران شیعی مانند صاحب تفسیر نمونه این شان نزول را نیز قبول ندارد. وی با توجه به آیات 11-16 سوره نور وگزارش این شان نزول می گوید: "اما در مورد شان نزول دوم، مشكل از اين بيشتر است چرا كه: اولا: مطابق اين شان نزول كسي كه مرتكب تهمت زدن شد، يك نفر بيشتر نبود، در حالي كه آيات با صراحت مي‏گويد گروهي در اين مساله فعاليت داشتند، و شايعه را آن چنان پخش كردند كه تقريبا محيط را فرا گرفت، و لذا ضميرها در مورد عتاب و سرزنش مؤمناني كه در اين مساله درگير شدند همه به صورت جمع آمده است، و اين با شان نزول دوم به هيچوجه سازگار نيست. ثانيا: اين سؤال باقي است كه اگر عايشه مرتكب چنين تهمتي شده بود و بعدا خلاف آن ثابت گرديد چرا پيامبر ص حد تهمت بر او اجرا نكرد؟ ثالثا: چگونه امكان دارد پيامبر اكرم (ص) تنها با شهادت يك زن حكم اعدام را در مورد يك متهم صادر كند. (6)

بدینسان از شان نزول این آیات ودیدگاه برخی مفسران استفاده می شود كه كه جریان افك توسط دشمنان طرح گردید و همسران رسول خدا (ص) از این امر بری بودند: " مفسران گفته‏اند اين شخص" عبد اللَّه بن ابي سلول" بود كه سر سلسله" اصحاب افك" محسوب مي‏شد، بعضي ديگر نيز" مسطح بن اثاثه" و" حسان بن ثابت" را به عنوان مصداق اين سخن نام برده‏اند. (7)

جهت آگاهی بیشتر به این منابع مراجعه نمایید :

نقش عایشه در احادیث اسلام، علامه عسكری

-ترجمه المیزان ، ج15 ، ص137 به بعد

-تفسیر نمونه، ج14 ، ص 387 به بعد

-حدیث الفك جعفر مرتضی عاملی

پی نوشت ها :

1.نور آیات 11 -16.

2. ناصر مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، سال چاپ: 1374، ج14، ص 388 .

3 . ترجمه المیزان قم، دفتر انتشارات اسلامي جامعه‏ي مدرسين حوزه علميه قم، 1374 ش چاپ: پنجم، ص 137-143

4. ناصر مكارم شیرازی ، همان 391 .

5. همان.

6. همان ، ص391-39 .

7. همان 396-397.