پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
چون اخلاقهاي بدي دارم همش گير ميدم بهش ...
همان طور كه در پيش گذشت اضطراب، وسواس فكري و افسردگي به صرف خوددرماني درمان نمي پذيرد و نيازمند اقدامات تخصصي مي باشد. اقدام تخصصي يعني اين كه فرد به ...

دختري 23 ساله هستم دانشجو ترم آخر فيزيك هسته اي هستم.با پسري دوران دانشگاه دوست شدم بعد از3 سال نامزد شديم ولي تو اين مدت هم دوران دوستي و الان دوران نامزدي همش دعوا ميشه و بيشتر هم مقصر من هستم.چون اخلاقهاي بدي دارم همش گير ميدم بهش به سركار رفتنش كه دختر توش نباشه به اينكه با دوستاش رفت و آمد نكنه به مهموني رفتناش حتي وقتي تو حموم زياد ميمونه بهش گير ميدم ميدونم الان ميگيد ديوونه هستم ولي دسته خودم نيست و هي با خودم عهد ميبندم كه ديگه بهش گير ندم ولي باز روز از روز و روزي از نو بااينكارا و رفتارام باعث شدم كه اون ازم خسته و فراري شه بقول خودش دوستم داره ولي رفتارام اذيتش ميكنه وخسته شده.در ضمن اصلا طرز رفتار درست نه با خانوادم نه با اون دارم همش پرخشگري ميكنم و با داد حرف ميزنم و از همه طلب كارم و دعوا دارم و او از اين رفتارم متنفره.حتي به دست دادنش با زن عمو هاش هم گير ميدم و ميگم نامحرمن ولي ميگه از بچگي پيششون بودم مثل مادرمن.ولي من خيلي حساسم هم خودم هم اون اذيت ميشه تو رو خدا كمكم كنيد و يه راه حلي بدين كه خوب شم و بتونم همسرم و نگه و خوشحال نگه دارم و هميشه در كنارم آرامش داشته باشه نه اعصاب خورد كني خواهش ميكنم سريع جوابمو بديد چون دارم اذيت ميشم.كتابي چيزي معرفي كنيد كه من درمان شم. با سپاس از زحماتتون

همان طور كه مي دانيد معمولاً افرادي كه در رشته هاي تحليلي و جزيي نگر مانند فلسفه، رياضي، آمار، اقتصاد، برنامه نويسي كامپيوتر، فيزيك و... به تحصيل مي پردازند، كساني هستند كه ذهنشان بسيار درگير جزئيات است و بيش از ديگران به تحليل جزئيات مي پردازند. اين افراد معمولاً از ضريب هوشي بالايي برخوردارند و به واسطه همين ضريب هوشي بالا، حجم و سرعت پردازش ذهني در آنان از ديگران بيشتر و بالاتر است. اين حجم و سرعت بالاي پردازش داده هاي ذهني باعث مي شود كه آنان جزئيات مهم يا پيش پا افتاده را چند ده برابر معمول در ذهنشان تحليل و پردازش كنند. همچنين سطح اضطراب اين افراد معمولاً از افراد ديگر بالاتر است و به همين سبب همواره به دنبال يك آرامشگر دروني يا بيروني هستند.

در بسياري موارد اين آرامشگر از جنس مخالف است و فرد از بودن در كنار جنس مخالفش احساس آرامش مي كند. همين امر احتمالاً به دوستي شما با نامزد فعلي تان(فرض ما اين است كه منظور شما از نامزدي همان عقد رسمي و محرميت است) در دانشگاه انجاميده است. پس در حقيقت اين پسر بيش از آن كه نقش دوست يا نامزد را براي شما ايفا كند نقش يك آرامشگر و كاهنده اضطراب را براي شما بازي كرده است. اين مسأله يعني وجود اين آقا، كم كم رنگ و بوي حياتي به خود مي گيرد و فرد از فكر اين كه روزي اين آرامشگر را از دست بدهد يا ديگران او را از دستش بربايند به هم مي ريزد. اين امر باعث چسبندگي ذهني و عيني دختر به پسر مي گردد و فرد سعي مي كند با بيش مراقبتي، او را به هر قيمتي حفظ كند. وقتي فردي به فرد ديگر مي چسبد، كم كم راه نفس او را تنگ مي كند و را به خفگي عاطفي مي كشاند.

 در هر صورت اضطراب بالا در كنار ضريب هوشي بالاتر از متوسط، باعث مي گردد كه فرد مسائل اضطراب انگيز را بيش از ديگران پردازش ذهني نمايد و به عبارات تخصصي تر دچار رگه هايي از وسواس فكري و نشخوار دهني گردد. گير دادن شما به ايشان از نوع گير دادن وسواسي است و همان طور كه يك فرد وسواسي با خود عهد مي نمايد كه از فردا وسواسش را كنار بگذارد، ولي نمي تواند، شما هم نمي توانيد با عهد بستن با خود از پس افكار و رفتار وسواس گونه خود بر آييد. معمولاً افراد مبتلا به وسواس فكري از افسردگي نيز در رنجند و افسردگي آن روي سكه پرخاشگري كلامي و غيركلامي و زودرنجي است.

البته برخي از گير دادن هاي شما تا حدودي منطقي است. مثلاً شرعاً و منطقاً معنا ندارد كه يك پسر صد درصد  نامحرم با زن عموهايش دست بدهد. نامحرم، نامحرم است، هر چند از بچگي پيش آن ها بزرگ شده باشد.

پس تا حدودي شوهر شما بايد مراعات روحيات زنانه و ظرافت هاي عاطفي شما را نمايد.

همان طور كه در پيش گذشت اضطراب، وسواس فكري و افسردگي به صرف خوددرماني درمان نمي پذيرد و نيازمند اقدامات تخصصي مي باشد. اقدام تخصصي يعني اين كه فرد به رواندرماني (از طريق مراجعه به روانشناس باليني) و احياناً دارودرماني (از طريق مراجعه به روانپزشك) به درمان ناهنجاري هاي روحي خود بپردازد. 7 و 8 جلسه رواندرماني در كنار يك دارودرماني موقت (مثلاً شش ماهه) آبي بر آتش مشكلات شما خواهد ريخت و شما مي توانيد با كمترين تنش و اصطكاك به يك زندگي مسالمت آميز بپردازيد. باز تأكيد مي گردد خوددرماني يا كتاب درماني تأثير خاصي بر روي شما ندارند و صرفاً بايد مشكل خود را از طريق رواندرماني و دارودرماني حل نماييد.