پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
چرا؟
جنگ هایي كه مورد تأیید اسلام است، جنگ‏هاي كشور گشایي و فتوحات پادشاهان با انگیزه مادي نیست، بلكه مبارزات رهایي بخش است. شعار پیامبر : رستگاري، آزادي و آزادگي...

آیا جنگهای كشور گشایی كه در زمان خلفای راشد رخ داد مورد تائید اسلام و اهل بیت بود؟ وآیا به تاراج رفتن نوامیس مردم كشورهای دیگر از جمله ایران كه به دست لشكر اسلام اسیر میشدند و به عنوان كنیز فروخته میشدند یك كار انسانی است ؟ صرف نظر از اینكه آن مردم چه دینی داشتند ,انسان كه بودند, پس چرا؟

جنگ هایي كه مورد تأیید اسلام است، جنگ‏هاي كشور گشایي و فتوحات پادشاهان با انگیزه مادي نیست، بلكه مبارزات رهایي بخش است. شعار پیامبر : رستگاري، آزادي و آزادگي بشر بود. (قولوا لا اله الاّ اللَّه تفلحوا) مي‏كوشید با اقدامات فرهنگي مردم را به راه رستگاري رهنمون سازد. جنگ‏هاي پیامبر براي رفع موانع بود، چون كه دشمنان در مسیر فعالیت‏هاي سازنده آن حضرت موانع ایجاد مي‏كردند، حال اگر پیامبر موانع را از مسیر راه بر نمي‏داشت، نمي‏توانست به هدف‏هاي والاي خویش كه هدایت و رستگاري بشر بود، نایل گردد؛ به ناچار از استراتژي جهاد و دفاع بهره مي‏گرفت تا مانع‏هاي مسیر رشد زدوده و راه، براي سعادت و رستگاري هموار گردد. سیره رسول خدا نیز نشان می دهد كه دین اسلام دین رافت است. نمونه های زیادی وجود دارد كه نشان می دهد، پیامبر با مخالفان مدارا دشمنان را عفو می نمود، مثلا حضرت بعد از فتح مكه عفو عمومی اعلام نمود»(1)، از این رو در قرآن از پیامبر به عنوان «رحمه للعالمین»(2) یاد شده است. رسول خدا یكي از افسران خود را كه هنگام ورود به شهر مكه، اين‏گونه شعار مي‏داد: امروز روز نبرد است، امروز جان و مال شما حلال شمرده مي‏شود، از فرماندهي عزل كرد.(3)

اما حمله اعراب به ایران به اسلام ارتباط ندارد ،چون این حمله درزمان عمرصورت گرفت. شایدبتوان گفت اصل حمله تا حدودی مورد تایید اسلام بود، چون حاكمان ایرانی، اجازه نمیدادند اسلام ، به مردم ایران برسد، افزون براین اسلام كه مدافع مظلومان است،وظیفه دارد ، از مظلومان دفاع نماید. در صدراسلام، مردم ایران تحت ستم حاكمان ظالم قرار داشتند، لذا لازم بودبه آنان كمك شود تا از بردگی سلاطین ستمگر ساسانی نجات یابند؛ولی تخلفاتی كه در درگیریها به وجود میآمد - و افراد بیگناه كه احیاناً كشته شدند- ، مورد تایید اسلام نبود . به عبارت دیگر اسلام استفاده از قدرت نظامي را تنها در سه مورد روا مي‏داند:

1-براي نابودي آثار شرك و بت پرستي.

2- براي نابودي نقشه‏هاي دشمنان اسلام دستور جهاد و توسل به قدرت نظامي بر ضد اینان را صادر كرده است.

3- براي آزادي در تبلیغ، زیرا هر آییني حق دارد. آزادانه و به صورت منطقي خود را معرفي كند . اگر كساني مانع این كار شوند، مي‏توان با توسل به زور این حق را به دست آورد.(4) بر این اساس اگر جنگ ها دراین محور ها صورت گیرد اشكال ندارد

دراین حمله - آن چنان كه وانمود شده است - انسان هایی زیادی اسیر و كشته نشد، چون مردم ایران دربرابر مسلمانان مقاومت نكردند. چون زمینه های پذیرش اسلام قبل از جنگ در ایران وجود داشت. قبل از آنكه شریعت مقدس اسلام توسط مجاهدین مسلمان به این سر زمین بیاید ایرانیان مقیم یمن به آیین اسلام گرویده بودند ، و با میل و رغبت به اسلام و قرآن تسلیم شدند و از جان و دل در ترویج شریعت اسلام كوشش نمودند و حتی در راه اسلام و مبارزه با معاندین نبی اكرم جان سپردند (5) همین مقدار علاقه به اسلام كافی بود كه بسیاری از آنها با اسلام آشنا شوند.(6)

درباره اسیران باید گفت: در آن زمان اسیر گرفتن يك عمل متقابل بود ، یعنی هر دو طرف در صورت غلبه چنين عملي را انجام مي دادند. اسلام طبق عرف جنگي اين عمل را انجام مي داد، منتهی در اسلام براي جنگ و برخورد با اسيران قوانين و مقررات خاصي وجود دارد. مثلایكی از این مقررات این بود اسلام اسيران را به جاي زندان به خانه مي آوردند و نهايت احترام را با آن ها داشتند و در صورت رضايت مي توانستند در خانة مسلمان ها بمانند. اگر با كمال آزادي اسلام را قبول مي كردند،مي توانستند طبق مقررات ازدواج انجام دهند. همچنین در اسلام سفارش شده است كه با اسيران خوب رفتار شود. چنانكه رسول خدا (ص) درباره اسيران بدر- خطاب به مسلمانان- فرمود: «درباره اسيران نيكي كنيد» (7). «ابو عزيز» -كه پرچمدار قريش در جنگ بدر بود- ميگويد: «از روزي كه پيامبر (ص) سفارش اسيران را كرد مادر ميان آنها خيلي محترم بوديم. آنها تا ما را سير نميكردند خود دست به غذا نمي زدند. (8)

 بر این اساس نمی توان آن زمان را با این زمان مقایسه نمود، چون شرایط و وضع جامعه آن روز با وضع جامعه ما تفاوت دارد.

پینوشتها:

1. جعفر سبحانی فروغ ابدیت قم ، دفتر تبلیغات اسلامی ، 1370 ش، چاپ ششم. ج 1 - 2، ص 337 ،رك: ابن اثیر ،الكامل في التاريخ، بیروت، دارصادرللطباعه والنشر، 1385ه-1965م ، ج 2، ص 252، ابی جعفرمحمدبن جریر طبری، تاريخ طبري، ، مطبعه الاستقامه بالقاهره 1358ه-1939م، ج 2،ص 333.

2. انبیا (21) آیه 107.

3. جعفرسبحانی، همان، ص337.

4. ناصرمكارم شيرازي ،تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية ، 1374 ش،، ج2، ص206.

5. مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، قم، جامعه مدرسین، 1362، ص61 .

6. همان، ص77.

7. جعفر سبحانی، همان، ص 515.

 8. جعر سبحانی، همان.