پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
اگر كسی مرد بدون امامی حاضر و ظاهر به مرگ جاهلیت مرده است.
از این روایات سه خصوصیت از خصوصیت های آن امام مشخص می شود 1. ظاهر باشد ... 2.حاضر باشد.... 3. باید خلق را ارشاد كند و جلوی زیاد و كم شدن دین را بگیرد و ...

قال أبو عبد الله عليه السلام:

«من مات وليس عليه إمام حي ظاهر مات ميتة جاهلية» (بحارالانوار مجلسی ج23 ص 93 _ بیروت و مفید در الاختصاص ص269 _ بیروت

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر كسی مرد بدون امامی حاضر و ظاهر به مرگ جاهلیت مرده است.

عن أبي الجارود قال: سمعت أبا عبدالله عليه السلام يقول: من مات وليس عليه إمام حي ظاهر مات ميتة جاهلية، قال: قلت: إمام حي جعلت فداك ؟ قال: إمام حي، إمام حي» (بحارالانوار ج23 ص93 و مفید در الاختصاص ص269 و مستدرك وسائل و..

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر كسی مرد بدون داشتن امامی كه حاضر و ظاهر باشد به مرگ جاهلیت مرده است. راوی پرسید: فدایت شوم، امام حی؟ فرمود: امام حی امام حی

عن عمر بن يزيد، عن أبي الحسن الاول (عليه السلام)، قال: سمعته يقول: " من مات بغير إمام، مات ميتة جاهلية، امام حي يعرفه " قلت: لم أسمع اباك يذكر هذا، يعني إماما حيا، فقال: " قد والله قال ذلك رسول الله (صلي الله عليه وآله)، قال: وقال رسول الله (صلي الله عليه وآله): من مات وليس له امام يسمع له ويطيع، مات ميتة جاهلية ».( بحارالانوار ج23 ص92 و الاختصاص شیخ مفید صص 268-269 و...)

«یعنی: هر كس بغیر امام حاضر و معروفی بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است... راوی پرسید: از پدرت چنین چیزی نشنیده ام .. یعنی امامی حاضر؟ پس گفت: به خدا چنین گفته رسول خدا و فرموده: هر كس بمیرد و امامی نداشته باشد كه از او بشنود و اطاعت كند به مرگ جاهلیت مرده است

از این سه روایت سه خصوصیت از خصوصیتهای آن امام مشخص می شود 1 . .ظاهر باشد ... 2.حاضر باشد.... 3. باید خلق را ارشاد كند و به وقت نیاز، خلق بتوانند به وی رجوع كنند تا بشنوند و اطاعت كنند اما این صفات %100 با امام زمانشان در تضاد است ... زیرا: اولین صفت این امام این است كه ظاهر باشد ولی همه میدانیم كه امام زمان آنها از ترس ذبح مخفی است و فی الحال مجهول المكان است .. دومین صفت این امام این است كه حاضر باشد ...كه امام زمان آنها غائب است و یكی از القاب وی نیز امام غائب است؛ سومین نشانۀ آن امام این است كه از او بشنوند و توصیه ها و ارشادات وی را به كار ببندند كه چنین چیزی از امام زمانشان سر نزده و خود او میگوید كه هر كس بگوید مرا دیده او كاذب و افترا زننده است پس با استفاده از این سه روایت مشخص میشود كه امام مورد نظر امام زمان آنها نیست! برای تأیید و تأكید روایات فوق چند قول دیگر از كتاب الكافی ایشان نقل میشود الف: « أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو إِلّا وَ فِيهَا إِمَامٌ كَيْمَا إِنْ زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَيْئاً رَدّهُمْ وَ إِنْ نَقَصُوا شَيْئاً أَتَمّهُ لَهُمْ‏»=«امام صادق مي‏فرمود: همانا زمين در هيچ حالي از امام خالي نگردد براي آنكه اگر مؤمنين چيزي (در اصول يا فروع دين) افزودند آنها را برگرداند و اگر چيزي كم كردند براي آنها تكميل كند.»(الكافی ج1 ص178 باب: أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ؛ روایة:2؛ تحقیق: غفاری

در بالا با آوردن چند روایت از آنها نتیجه گرفته اید:

"از این روایات سه خصوصیت از خصوصیت های آن امام مشخص می شود 1. ظاهر باشد ... 2.حاضر باشد.... 3. باید خلق را ارشاد كند و جلوی زیاد و كم شدن دین را بگیرد و به وقت نیاز، خلق بتوانند به وی رجوع كنند تا بشنوند و اطاعت كنند. اما این صفات %100 با امام زمانشان در تضاد است ... زیرا: اولین صفت این امام این است كه ظاهر باشد ولی همه می دانیم كه امام زمان آن ها از ترس ذبح مخفی است و فی الحال مجهول المكان است. دومین صفت این امام این است كه حاضر باشد ... كه امام زمان آن ها غائب است و یكی از القاب وی نیز امام غائب است؛ سومین نشانۀ آن امام این است كه از او بشنوند ...  پس از این روایات مشخص می شود كه امام مورد نظر ، امام زمان آن ها نیست!"

گر چه این صفات با امام زمان ما صد در صد در تضاد نیست و امام زمان ما هم "حِیّ" و "حاضر" می باشد و خلق را ارشاد غیر مستقیم می كند، یعنی بدون این كه خود را به آنان بشناساند ، هدایتش را به آنان ارائه می دهد و مردم هم می توانند از او هدایت بطلبند و او حاضر است و خواهش ما را می بیند و صدای ما را می شنود ؛ ولی "ظاهر" نیست از این رو قسمتی از اشكال شما وارد است و در نتیجه این روایات ناظر به امام زمان نیست. 

در مورد لفظ "امام" در روایات گفته شده:

چون ما شیعیان (و شما كه از نگاه ما به روایات مراجعه كرده اید) به امامان دوازدهگانه معصوم بنا بر ادله محكم و قطعی اعتقاد داریم ، سبب شده كه هر گاه لفظ "امام" را می شنویم ذهنمان به آنان منصرف شود؛ در حالی كه در روایات همیشه منظور از لفظ "امام" ، امامان معصوم دوازده گانه نیست و به رهبری كه مردم در نماز یا جهاد یا حج  یا زعامت سیاسی - اجتماعی به او اقتدا می كنند و به رهبری او گردن می نهند، حق باشد یا باطل، نیز "امام" اطلاق می شود.

 بنا بر روایتی  امام صادق فرمود : امامان دو گونه اند: امامان حق كه خداوند در باره آنان دارد : "وجعلناهم أئمة يهدون بأمرنا= و آنان را امامانی قرار دادیم كه به امر ما هدایت می كنند". (1) و امامان باطل كه در باره آنان فرموده:" وجعلناهم أئمة يدعون إلي النار = آنان را امامانی قرار دادیم كه به آتش هدایت می كنند". (2) (3) آنان امر خود و حكم خود را بر امر و حكم خدا مقدم می دارند و مطابق هواهای خود حكم می كنند و خداوند به قتال با آن ها امر كرده: "فقاتلوا أئمة الكفر". (4)

بنا بر این امام فقط بر قائد اعظم و امام و حاكم اسلام (امام معصوم یا خلیفه غیر معصوم ) اطلاق نمی شود بلكه بر رهبران دون پایه تر هم گفته می شود و امام صادق به امیر الحاج زمان خود كه از جانب خلیفه جور نصب شده بود ، "امام" اطلاق كرد و زمانی كه حین خروج از عرفات به سوی مشعر ، از مركب افتاد و امیر الحاج زمان اسماعیل بن علی بر بالین ایشان توقف كرد ، امام به او فرمود: " سر، فان الإمام لا يقف = شما برو زیرا امام و امیر الحاج نباید توقف كند و باید با كاروان برود. "( 5 ) و امام سجاد در رساله حقوق حقوق امامان مختلف (زعیم سیاسی و امام علمی و امام در مالكیت را بیان كرده و همه آنان را كه وظیفه اداره و تدبیر دارند ، "امام" می شمرد. پس این كه ذهن ما به امامان دوازدهگانه انس گرفته نباید سبب شود كه لفظ "امام" را در هر روایتی به آنان اطلاق كنیم. زیرا این كلمه به رهبر و پیشوا در زمینه های مختلف دلالت دارد. (6)

بنا بر این منظور از امام در این روایات این است كه فرد در نماز و حج و زعامت سیاسی تابع امام عادل و ظاهر و زنده باشد كه این امامان وقتی عادل باشند ، شاخه ها و زیر مجموعه های امامت كبرای عادل و معصوم هستند می باشند.

 و هیچ بعدی ندارد كه وقتی كسی در امور خود تابع امام حیّ ، زنده و عادل نباشد و بمیرد ، به موت جاهلیت مرده باشد هم چنان كه اگر در مساله كم اهمیت تری مثل وصیت ، فرد بدون وصیت برای اموال و ماترك و امور مادی خود بمیرد، ، به بیان رسول خدا به موت جاهلیت مرده است. (7) (8)

پی نوشت ها:

1. انبیاء (21) آیه 73 .

2. قصص (28) آیه 41.

3. كلینی، كافی، پنجم ، تهران ، الاسلامیه ، 1363 ش ، ج1، ص 216.

4. توبه (9) آیه 12.

5. شیخ حر عاملی، وسایل ، پنجم ، بیروت ، دار احیاء التراث العربی، 1104 ق ، ج 8 ، ص 290. 

6. حسین علی منتظری، ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، اول ، قم ، دفتر تبلیغات اسلامی ف 1408 ق ، ج 1 ف ص 80 - 81.

7. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، پنجم، بیروت، دار احیاء التراث العربی ف 1104 ق ف ج 13 ، ص 352. 

8. منتظری، همان، ص 197.