قرآن

در آیه10 سوره ي أنبياء منظور از تفكّر چيست؟
اين آيه شريفه كه مسلمانان را توبيخ مي كند كه چرا در قرآن تفكر و تعقل نمي كنيد، بعد از آياتي نازل شده است كه در آن مي فرمايد مشركان و دشمنان پيامبر(ص) و قرآن ...

 در آیه10 سوره ي أنبياء منظور از تفكّر چيست؟

«لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فيهِ ذِكْرُكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ»(1)؛ در حقيقت، ما كتابي به سوي شما نازل كرديم كه يادِ شما در آن است. آيا نمي‏انديشيد؟

اين آيه شريفه كه مسلمانان را توبيخ مي كند كه چرا در قرآن تفكر و تعقل نمي كنيد، بعد از آياتي نازل شده است كه در آن مي فرمايد مشركان و دشمنان پيامبر(ص) و قرآن به ايشان و به آيات قرآني كه مي خواندند، تهمت و افترا مي زدند و آن را سحر و شعر و خوابهاي دروغين مي خواندند: «هَلْ هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ»(2)؛ آيا اين شخص جز آن است كه بشري مانند شماست؟ چرا شما كه مردمي بصير و دانا هستيد سحر او را مي‏پذيريد؟

و نيز «بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ (5)؛ بلكه اين مردم (غافل نادان) گفتند كه سخنان قرآن خواب و خيالي بي‏اساس است، بلكه اين كلمات را خود فرا بافته، بلكه شاعر بزرگي است و گر نه بايد مانند پيغمبران گذشته آيت و معجزه‏اي براي ما بياورد.

خداوند بعد از بيان اينكه مشركان چه تهمت ها و سخناني به پيامبر(ص) و قرآن مي زدند، بر مسلمانان منت گذاشته و در آيه مورد بحث به آنها مي فرمايد اگر در اين كتابي كه براي شما نازل كرديم تفكر و تعقل كنيد، مي بينيد كه سحر و شعر و خواب و... نيست. بلكه معجزه اي جاويد از طرف خداست كه آن را براي هدايت و سعادت شما نازل كرده است. علامه طباطبايي درباره اين آيه مي نويسد: اين آيه امتناني است از خداي تعالي بر اين امت به منت انزال قرآن، پس مراد از" ذكر ايشان" ذكري است كه مختص به اين امت است، و ذكري است كه لايق حال اين امت است، ذكري است كه آخرين و بلندترين معارف را كه حوصله بشر توانايي تحمل آن را دارد متضمن است، و عالي‏ترين برنامه را كه ممكن است در جامعه بشري اجرا شود در بر دارد، و آن عبارت است از شريعت حنيفيت، پس خطاب در آيه خطاب به همه امت است.(4)

بنابراين منظور از تفكر و تعقل در قرآن، به كار انداختن قوه فكر و انديشه در آيات قرآن و معارف بلند آن است كه هر كس آيات اين كتاب را كه مايه تذكر و بيداري دل و حركت انديشه و پاكي جامعه‏ها است، بررسي كند و در آنها تفكر و تدبر نمايد، به خوبي مي‏داند كه قرآن يك معجزه روشن و جاويدان است و آيات آن سخن و دستورات خداست. با فكر كردن در آيات قرآن به خوبي مي فهمد كه از جهات مختلف آثار اعجاز در آن نمايان است، از جهت جاذبه فوق العاده، از جهت محتوي، فصاحت و بلاغت، احكام و قوانين، عقائد و معارف و ...

در ضمن كلمه «ذكركم» در آيه نيز به اين معنا است كه آيات قرآن، مايه تذكر و بيداري انديشه‏هاي شما است.(5)

پي نوشت ها:

1. انبياء(21)آيه10.

2. همان، آيه3.

3. همان، آيه5.

4. طباطبايي، محمد حسين، الميزان(ترجمه)، انتشارات جامعه مدرسين، ج‏14، ص 357.

5. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، انتشارات اسلاميه، ج‏13، ص 364.

در ماه مبارك رمضان قرائت افضل است يا قرائت چند صفحه به همراه تفسير؟
قرآن‌، كلام خدا و كتاب هدايت و سعادت براي انسان‌ها است كه خواندن آن در هر زمان ارزشمند و مفيد است‌، لكن از قرآن و روايات استفاده مي‌شود كه خواندن آن در بعضي ...

 در ماه مبارك رمضان قرائت يك جزء قرآن در روز افضل است يا قرائت چند صفحه به همراه تفسير؟

قرآن، كلام خدا و كتاب هدايت و سعادت براي انسانها است كه خواندن آن در هر زمان ارزشمند و مفيد است، لكن از قرآن و روايات استفاده ميشود كه خواندن آن در بعضي اوقات اهميّت فراواني دارد. مثل تلاوت آن در شب، چون درسوره مزمل آمده است:

 قُمِ الَّيْلَ إِلآ  قَلِيلاً وَ رَتِّلِ الْقُرْءَانَ تَرْتِيلاً؛ شب را جز كمي به پا خيز.

سپس پس از تعيين مقدار قيام در شب ميفرمايد:

 قرآن را با دقت و تأمّل بخوان.(1)

گرچه مخاطب در اين آيات، پيامبر (ص) است، ولي ذيل آخرين آيه نشان ميدهد كه مؤمنان هم در اين حكم با پيامبر هم گام بودند: پروردگار تو ميداند كه تو و گروهي از كساني كه با تو هستند، نزديك دو سوم از شب يا نصف يا ثلث آن را به پا ميخيزند.

سپس پس از بيان چند مطلب ميفرمايد:

 "فَاقْرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْءَان؛

اكنون آن مقدار از قرآن كه براي شما ميسر است تلاوت كنيد .

از آيات استفاده ميشود كه خواندن قرآن در شب ،به ويژه در نيمه دوم آن از اهميت فراواني برخوردار است.  نیز در روايتي از حضرت رضا (ع) آمده است كه شب وقتي كه ميخواست استراحت كند، زياد قرآن تلاوت ميكرد.(2)

 آن چه درقرآن و روايات نسبت به تلاوت قرآن بیش تر توجه شده،این است كه بهتر است قرائت قرآن با تدبّر و تفكّر باشد،البته اگر تلاوت با تدبر و تفسیر آن هم در ماه مبارك رمضان همراه باشد ،بسیار شایسته است، زیرا در ذيل آية سورة مزمّل ميفرمايد:

 آن مقدار كه براي شما امكان دارد، قرآن بخوانيد:"فَاقْرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْءَان .(3)

در روايتي از امام رضا (ع) به نقل از جدّ بزرگوارشان آمده است: آن مقدار قرآن بخوانيد كه در آن خشوع قلب و صفاي باطن و نشاط روحاني و معنوي باشد.(4)

امام صادق(ع)ميفرمايد:

 "قرآن را سريع و تند نخوانید، بلكه آن را با ترتيل بخوانيد.هر گاه از آيهاي ميگذريد كه در آن سخن از دوزخ است، از آتش دوزخ به خدا پناه ببريد. هنگامي كه به آيهاي رسيديد كه درباره بهشت است، تدبّر كن . از خدا مسئلت نما، كه تو را از اهل بهشت قرار دهد.(5)

 تلاوت قرآن در ماه رمضان با تفسير بهتر است ،چون  دانستن تفاسير و پيام آيات ،زمينه بيش تري را براي تدبر و تفكر و عمل به وجود مي آورد.

پی نوشت ها:

1- مزمّل،(73)آیه 20.

2-مجمع البيان، علامه طبرسي، ج 10، ص 151، نشر دار الفكر.

3-الحويزي، نور الثقلين، قم ،مطبعه العلمیه ،ج 5، ص 447 ؛

مجلسی ،بحارالانوار، بيروت،نشر دار الوفأ، ج 92، ص 216.

4- مزمل ، آیه 20.

5 - بحارالانوار،ج 92، ص 216.

آداب قرائت كه در نفس انسان مؤثر و سزاوار است قاری مواظبت آن كند چیست؟
آداب قرائت به دو دسته ظاهری و باطنی تقسیم می شود: اول: آداب‏ ظاهری قرائت‏ قرآن‏ دوم : آداب باطني قرائت قرآن‏

آداب قرائت كه در نفس انسان مؤثر بوده و سزاوار است قاری مواظبت آن كند چیست؟

آداب قرائت به دو دسته ظاهری و باطنی تقسیم می شود :

اول: آداب‏ ظاهری قرائت‏ قرآن‏:

اهمّيتي كه قرائت كلام اللّه دارد ايجاب مي‏كند با آداب‏ و ترتيبي خاص انجام گيرد، تا تأثير معنوي و هدف تعليمي آن بهتر حاصل شود. بدين جهت در متن قرآن كريم آياتي مشاهده مي‏شود كه اين آداب را آموزش مي‏دهد. ما به ذكر آنچه در متن كتاب خدا آمده‏ و غالبا در هر نوع مطالعه‏اي نيز مي‏تواند مورد استفاده قرار گيرد اكتفا مي‏كنيم: 

1- طهارت:

به مصداق‏ آیه:«لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ‏ ؛ (1) مس نمودن كلمات قرآن مجيد جز بر پاكان - كه غسل يا وضو دارند- روا نيست» و هنگام تلاوت كلام اللّه داشتن طهارت شرعي مستحبّ است، هم‏چنان‏كه بهره معنوي بردن و منوّر شدن از قرآن، وابسته به طهارت روح و اعتقاد قلبي به آن است.

2- استعاذه:

پناه جستن به خداست در ابتداي قرائت كه در اين آيه بدان امر شده: «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ‏ ؛(2) پس چون قرآن مي‏خواني [نخست‏] از شيطان رانده شده به خدا پناه ببر». بر طبق اين دستور خواندن كتاب خدا را با جمله: «‏أعوذ باللّه من الشّيطان الرجيم» آغاز مي‏كنند.

بديهي است چون انسان به آفريدگار دانا و توانا پناه جست، از انديشه‏هاي بد و وسوسه‏هايي كه به ذهن وارد مي‏شود در امان مي‏ماند، و آرامش فكر و تجمّع حواس پيدا مي‏كند و مي‏تواند دريافتي صحيح و بهره‏اي روحاني از قرآن خواندن داشته باشد.

دوم : آداب باطني قرائت قرآن‏:

 دانشمندان آدابي باطني و معنوي هم براي قرآن خواندن برشمرده‏اند كه ما براي كوتاه كردن سخن به نقل عنوانها و توضيحي مختصر بسنده مي‏كنيم:

1- تعظيم متكلم:

خواننده قرآن بايد در آغاز خواندن قرآن، جلال و عظمت متكلّم را در دل خود حاضر كند و بداند كه: آنچه مي‏خواند از سخن آدميان نيست و در خواندن سخن خداي كاری بزرگ و امری مهم  است ...

2- حضور قلب:

 حضور دل و ترك حديث نفس‏ (با خود سخن گفتن) براي خواننده قرآن لازم است ،خواننده [بايد] در هنگام تلاوت براي قرآن متجرّد و خالص شود (3)و همه همّت خود را متوّجه معني سازد. بعضي از سلف‏ چون سوره‏اي از قرآن مي‏خواندند و دلشان حاضر نبود، آن را اعاده مي‏كردند؛ زيرا در قرآن چيزي هست كه دل را بدان انس باشد، اگر خواننده اهل آن باشد.

تدبّر: و آن در پي حضور دل امكان‏پذير است ... مقصود از تلاوت آن است كه «انديشه در پي آن فراشود» و براي آن ترتيل در خواندن قرآن سنّت است، زيرا به ترتيل ظاهر تدبّر باطن ميسّر مي‏شود. (4)

سيوطي درباره تدبّر در قرآن سخني نقل‏كردني دارد:

تدبّر و انديشيدن در معاني قرآن هنگام قرائت سنّت است، زيرا كه همان مقصود اعظم و مطلوب اهمّ است و به وسيله آن سينه‏ها فراخ و دلها نوراني مي‏شود. خداوند متعال مي‏فرمايد: «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْباب؛ (5) اين كتابي است پربركت كه بر تو نازل كرده‏ايم تا در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند» و نحوه آن چنين است كه دلش را با انديشيدن در معني آنچه تلفّظ مي‏كند مشغول دارد و معني هر آيه را بشناسد و در اوامر و نواهي تأمّل كند و باور آنها را به خاطر بسپارد كه اگر در گذشته در آن تقصير كرده عذرخواهي و استغفار نمايد، و اگر به آيه رحمتي رسيد خرسند شود و آن را از درگاه الهي درخواست كند و چون به آيه عذاب بگذرد ترسناك گشته به خداوند پناه برد ...»  (6)

پی نوشت:

1. واقعه (56 ) آیه 79 .   

2. نحل ( 17) آیه 98.   

3. مقصود آن است كه قاري قرآن در افكار خود فرو نرفته باشد، بلكه دل به سخن خدا دهد و حضور قلب داشته باشد.

4. ركنی یزدی محمد مهدی، آشنايي با علوم قرآني (ركني) ،ناشر آستان قدس (سمت)، مشهد (تهران)، نوبت اول، سال 1379، ص 51 .

5. انعام (6) آیه 155.

6. ركنی یزدی محمد مهدی، آشنايي با علوم قرآني (ركني)، ناشر آستان قدس (سمت)، مشهد (تهران)، نوبت اول، سال 1379، ص56 به نقل از: ترجمه الإتقان سیوطی، ج1 ، ص 345- 346.

چراقبل از بسم الله الرحمن الرحیم میگوییم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم؟
وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَميعٌ عَليمٌ

چرا ما قبل از بسم الله الرحمن الرحیم می گوییم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم؟

از دستور هایی كه به ما داده شده این كه از شرّها از جمله شیطان كه شرّترین شرّها است، به خدا كه پناه دهنده و پناهگاه مطلق است ، پناه ببریم تا در امان باشیم:

وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَميعٌ عَليمٌ  (1)

طبیعی است كه شیطان به عنوان دشمن آشكار انسان نمی خواهد اجازه دهد انسان به سعادت برسد و این دشمن غدار در مواقعی كه انسان رو به سوی خدا دارد ، بیشتر برای ممانعت تلاش می كند و از این رو در چنین مواقعی پناه بردن از او به خدا لازم تر است :

فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم (2)

به همین جهت مستحب است كه ما در شروع عبادت از شیطان و وسوسه و غفلت گری های او به خدا پناه ببریم تا عبادتمان از شائبه های شیطانی خالی بوده و شایسته عرضه به پیشگاه خدا گردد.

از طرف دیگر مستحب است و بسیار سزاوار كه مؤمن همه كارهای خود را با یاد خدا شروع كند تا كار رنگ خدایی گرفته و عبادت شود و انسان را به خدا نزدیك نماید.

استعاذه عبارتی است كه هم افتتاح با نام خدا را در خود دارد و هم پناه بردن از بزرگترین دشمن را و شاید به همین جهت است كه در نماز هم بعد از تكبیره الاحرام و قبل از شروع در قرائت سوره حمد ، استعاذه مستحب است. (3)

و شاید با توجه به همین استحباب باشد كه در جاهای دیگر هم گفتن "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" قبل از "بسم الله الرحمن الرحیم" خوب است گر چه گفتن "بسم الله الرحمن الرحیم" در ابتدا و بعد استعاذه گفتن ، هم تفاوت ندارد. (البته در نماز نمی توان این كار را كرد چون استعاذه جزو سوره نیست ولی بسم الله جزو سوره است. )

پس مهم این است كه ما كارها را به نام خدا شروع كنیم و هنگام شروع ، خود را به پناه خدا بسپاریم چه با گفتن اعوذ بالله قبل از بسم الله باشد یا بعد از آن.

پی نوشت ها:

1. اعراف (7) آیه 200.

2. نحل (126) آیه 98.

3. خویی ، كتاب الصلاه ، قم ، علمیه ، 1413 ق ، ج 3 ، ص 533.

وجود قرآن در اتاقي كه در آن در استراحت هستيم، بي‌احترامي به قرآن است؟
اگر در حال دراز كشیدن،قرآن در پایین پای انسان قرار بگیرد یا پایین تر از آن باشد، بی احترامی به قرآن است و حرام. از این رو باید قرآن را از جلو پای خود بردارد.

آيا وجود قرآن در اتاقي كه در آن در حال استراحت هستيم، بياحترامي به قرآن است؟

اگر انسان با دراز كشیدن و استراحت كردن در اتاق قصد بی احترامی به قرآن را نداشته باشد و یا از نظر عرف ، هتك و بی احترامی نباشد،مثل اینكه قرآن در جای بلندی باشد و انسان در پایین تر از آن دراز بكشد و استراحت نماید،اشكال ندارد.

 اگر  در حال دراز كشیدن،قرآن در پایین پای انسان قرار بگیرد یا پایین تر از آن باشد، بی احترامی به قرآن است و حرام. از این رو باید قرآن را از جلو پای خود بردارد.

پی نوشت:

1. امام خمینی، استفتائات،قم ،انتشارات اسلامی، ج1، ص 48، س، 79.

خواص سوره یس را توضیح دهید؟
سوره یس از جمله سوره های مورد توجه اولیای خدا بوده و این به خاطر محتوای آیاتی است كه در این سوره وجود دارد تا بدان جا كه پیامبر گرامی اسلام فرمود: هر چيزي ...

خواص سوره یس را توضیح دهید؟

در پاسخ به قسمت اول سوال می توان گفت:

سوره یس از جمله سوره های مورد توجه اولیای خدا بوده و این به خاطر محتوای آیاتی است كه در این سوره وجود دارد تا بدان جا كه پیامبر گرامی اسلام فرمود: هر چيزي داراي قلب است. و قلب قرآن مجيد:سوره يس است(1). خواندن این سوره با توجه به معانی و تفاسیر آن موجب جلب ثواب بسیاری خواهد شد، چون سوره " یاسین" مشتمل بر پایه‏ها و اركان عقیدتی و نیز اصول برنامه‏های انبیا است. (2) علامه طباطبایی نوشته است:

این سوره شأن والایی دارد و اصول و ریشههای حقایق را در خود جمع كرده است.(3) پيامبر )ص( فرمود: كسي (مسلماني) كه در قبرستان (مسلمانان) عبور كند و سوره مباركه يس را در آن جا قرائت كند، در آن روز، به شماره افراد و امواتي كه در آن قبرستان باشد، موجب تخفيف گناهان آنان خواهد شد و ثواب براي وي منظور خواهد شد.باز حضرت  فرمود: سوره يس در تورات به نام معمّعه خوانده مي‏شود، گفته شد معمّعه چيست؟ فرمود: كسي كه با اين سوره مأنوس باشد، مشمول خير دنيا و آخرت خواهد شد و قرائت اين سوره بلاهاي دنيا و آخرت را از وي دور خواهد كرد و همه ترس ها و بیم های آخرت را از او برطرف مي‏نمايد.

اين سوره به نام مدافعه نیز خوانده مي‏شود. مدافعه يعني هر شري را از صاحب‏ خود برطرف مي‏كند. 

از قول امام صادق  )س( نقل شده است: هر كس (هر مسلماني) كه سوره يس را در روز، قبل از اينكه شب فرا رسد بخواند، در آن روز از افراد محفوظ و سالم و با رزق و روزي خواهد بود تا شب شود. هر كس اين سوره را شب، قبل از اينكه بخوابد،تلاوت كند، هزار فرشته بر وي موكل مي‏شوند تا او را از شر شيطان رجيم و هر آفتي محفوظ بدارند ...(4)

و اما در پاسخ به قسمت دوم سوال شما می نویسیم:

این سوره به نام " قاضیه" نامیده شد، یعنی سوره ای كه در رفع حاجت های انسان موثر است .پس هر انسانی با اخلاص این سوره را بخواند و توجه به معانی آن بكند و حاجاتی داشته باشد،از جمله حاجاتی كه در سوال به آن اشاره داشتید، می تواند به بر آورده شدنش امید داشته باشد. 

در هر حال فضيلت و اهميت قرائت اين سوره مقدس بيش از آن است كه در اين جا نوشته شود.

براي اطلاع بيش تر لازم است به كتاب های مربوطه از جمله كتاب ثواب الاعمال و تفسير مجمع البيان رجوع شود.

پینوشتها:

1.نجفی خمینی محمد جواد،تفسير آسان، تهران،انتشارات اسلاميه‏، چاپ اول، سال 1398 ق ، ج‏16، ص 254.

2.خرمشاهی  بهاء الدین، دانشنامه قرآن،تهران،انتشارات دوستان،چاپ اول،سال 1377 ه.ش ، ج 2، ص 1451 و  1774؛ و مكارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، تهران، انتشارات دار الكتب الاسلامیه،چاپ اول، سال 1374 ه.ش ، ج 18، ص 310.

3.طباطبایی محمد حسین ، تفسیر المیزان، قم انتشارات جامعه مدرسین،سال 1374 ه.ش ، ‏چاپ پنجم، ج 17، ص 62.

4.تفسير آسان پیشین، ج‏16، ص 254.

كدام سوره است كه وقتی شروع به خواندن كردیم واجب است تا آخرش را بخونیم؟
سوره ای كه در حالت عادی اتمام آن تا آخر واجب باشد ، سراغ نداریم اما در قرائت نماز در رساله ها آمده كه اگر نمازگزار بعد از قرائت حمد، سوره كافرون یا توحید را ...

كدام سوره از قرآن است كه وقتی شروع به خواندن كردیم واجب است تا آخر سوره بخوانیم؟

سوره ای كه در حالت عادی اتمام آن تا آخر واجب باشد ، سراغ نداریم اما در قرائت نماز در رساله ها آمده كه اگر نمازگزار بعد از قرائت حمد، سوره كافرون یا توحید را بخواند، واجب است كه آن را به اتمام برساند اما در غیر این دو سوره اگر به نصف نرسیده باشد، می تواند از قرائت آن سوره خودداری و سوره دیگری را قرائت كند.

 اتمام دو سوره كافرون و توحید در صورت فراموشی برخی از آیات این دو سوره یا در نماز جمعه برای قرائت سوره جمعه و منافقون لازم نیست.

كتابها و منابعی كه در این خصوص نگاشته شده اند قابل اعتماد هستند؟
در كتب تفسیری شیعه، روایات زیادی در مورد فضیلت سوره های قرآن، خصوصاً قبل از بیان تفسیر هر سوره، بیان شده است...

خواصی كه برای آیات و سوره های قرآن بیان می شود معتبر است؟ كتابها و منابعی كه در این خصوص نگاشته شده اند قابل اعتماد و معتبر هستند؟

در كتب تفسیری شیعه، روایات زیادی در مورد فضیلت سوره های قرآن، خصوصاً قبل از بیان تفسیر هر سوره، بیان شده است.

نظر مشهور دانشمندان علوم قرآنی در مورد اعتبار این گونه روایات این است كه برخي (نه همه) سند صحیحی ندارند؛ ولی اگر كسی برای رجا، یعنی قصد ثواب به روایات عمل كند، به او ثواب می رسد. گفته اند كه اسناد همه روايات، روي هم رفته، چندان قابل اعتماد نيست. (1)

همچنین ثواب زیادی كه برای اعمال در روایات آمده، از باب تفضل الهی است. چنین نیست كه هر كس سوره ای را خواند، حتماً به خواص و آثار آن برسد.

اما ثواب­ها و فضایلی كه برای برخی عبادات، اذكار و ادعیه و خاصه قرائت سوره­های قرآن در مفاتیح الجنان یا تفاسیر و یا سایر كتب و روایات ذكر شده، ناظر به عباداتی است كه به شكل اكمل و اتم انجام گیرد و آداب و شرایط آن محقق گردد.

بنابراین، مقصود از روایاتی‏ كه آثار خاصی را برای برخی از اعمال از جمله قرائت بعضی از سوره ها ذكر كرده‏اند، این نیست كه فلان عمل «علت تامه» آن اثر است؛ بلكه مقصود، اقتضای اثر است. ولی اگر مانعی بر سر راه آن قرار گیرد، توان تأثیر را نخواهد داشت.

آیت الله مكارم شیرازی در این زمینه می گویند: این فضیلت ها برای كسانی نیست كه تنها الفاظ آن را بخوانند و مفاهیم آن را فراموش كنند.

اما در مورد نمونه هایی كه بیان كردید، فضیلت ها برای سوره های نامبرده در تفاسیر معتبر نیامده است؛ مثلاً در مورد سوره نور آمده:

از آن جا كه در این سوره سفارش های بسیار در مورد رعایت عفت و پاكدامنی توسط عموم مؤمنان و خصوصاً زنان صورت گرفته، در روایات نسبت به آموزش و قرائت این سوره توسط زنان، تأكید بسیار آمده است. (2)

در این زمینه نمی شود كتاب خاصی را تأیید یا تكذیب كرد. البته صحت یا عدم صحت خواصی كه برای قرآن ذكر كرده اند، كاری به اصل وجودی قرآن ندارد و ثواب واقعی سر جای خودش وجود دارد و نیز رتبه سفارشات اهل بیت نسبت به تلاوت و قرائت قرآن پایین نمی آید.

شما در این زمینه می توانید به كتاب «تفسیر مجمع البیان» علامه طبرسی یا  «تفسیر نمونه» آیت الله مكارم در آغاز سوره ها  مراجعه نمایید.

 

پی نوشت ها:

1. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج 9، ص 297، ناشر دار الكتب الإسلامية، چاپ تهران، سال 1374 ش، نوبت اول.

2. قرائتی، محسن، تفسیر نور، مركز فرهنگی درس هایی از قرآن، تهران، 1383 ش، چاپ يازدهم، ج 8، ص 141.

چه سوره ای است كه خوف وترس قبر را از تو دور می كند؟
آنچه به انسان در دنیا ، قبر ، برزخ ، قیامت و آخرت ایمنی می بخشد ، ایمان و عمل صالح است. باور به خدا و معاد و رفتار مطابق دستور خدا و پیامبر خدا و دوری از ...

چه سوره ای است كه خوف وترس قبر را از تو دور می كند و باعث می شود قرآن هم نشین انسان باشد؟

آنچه به انسان در دنیا ، قبر ، برزخ ، قیامت و آخرت ایمنی می بخشد ، ایمان و عمل صالح است. باور به خدا و معاد و رفتار مطابق دستور خدا و پیامبر خدا و دوری از گناهان و انجام واجبات و وظایف، انسان را در همه نشئه های قبر و قیامت از همه ترس ها و خوف و خطر ها ایمنی می بخشد:

«الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُون؛ (1) كساني كه ايمان آورده‏اند و ايمان خود را به شرك نمي‏آلايند، ايمني از آن ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند».

«إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ (2) آنان كه ايمان آورده‏اند و كارهاي نيكو كرده‏اند، و نماز خوانده‏اند و زكات داده‏اند، مزدشان با پروردگارشان است. نه بيمناك مي‏شوند و نه غمگين».

در ارتباط با خصوص عذاب قبر باید اولا عوامل آن را ایجاد نكرد یا از بین برد.

بعض عوامل عذاب قبر مطابق روایات به شرح زیر است:

«عن أبي عبد الله عليه السلام ، قال : ان جل عذاب القبر في البول»؛ (3)

«امام صادق (ع) فرمود: مهم ترین عامل عذاب قبر (دوری نجستن از نجاست ) بول است».

 «عن علي ( ع ) قال : عذاب القبر يكون من النميمة ، والبول ، وعزب الرجل عن أهل»؛ (4)

«امام علی می فرماید: عذاب قبر در اثر سخن چینی ، (دوری نجستن از نجاست ) بول و ادرار و كناره گرفتن (بدون دلیل و قهر كردن ) مرد از همسرش می باشد».

وقتی این عوامل را ایجاد نكردیم و ایمان هم داشتیم و عمل صالح هم به جا آوردیم ، از عذاب قبر و ترس های آن در امان خواهیم بود.

اما بنا به روایات تلاوت بعض سوره ها و خواندن بعض نمازها موجب در امان بودن از عذاب قبر است:

«أبي عبد الله ( ع ) قال من قرء آية الكرسي دفع الله عنه الف مكروه من مكاره الدنيا أيسره الفقر والف مكروه من مكاره الآخرة أيسره عذاب القبر»؛ (5)

«هر كس آیت الكرسی را تلاوت كند، خداوند هزار ناخوشایند را از او دفع می كند كه كمترینشان فقر در این دنیا و عذاب قبر است.

هر كس یك شب را به تلاوت قرآن و سجده و ركوع و ذكر به سر آورد، كمترین پاداش او بیرون آمدن از گناهان و ... و پناه از عذاب قبر و ... است». (6)

امام باقر فرمود: (تلاوت پیوسته) سوره ملك مانع از عذاب قبر است. (7)

از رسول خدا روایت شده كه فرمود: هر كس شب جمعه دو ركعت نماز بخواند در هر ركعت بعد از حمد پانزده بار "اذا زلزلت..." ، خداوند او را از عذاب قبر و ترس های قیامت ایمن گرداند. (8)

بنا به روایت دیگر فرمود: هر كس شب اول ماه رجب  بعد از نماز مغرب بیست ركعت نماز بخواند در هر ركعت به حمد و قل هو الله ، ... از عذاب قبر پناه داده می شود. (9)

ما به شما توصيه مي كنيم با بخش تلفني ما به شماره 09640 با گروه اخلاق و يا مشاوره  صحبت كنيد.

 

پی نوشت ها:

1. انعام (6) آیه 82.

2. بقره (2) آیه 277.

3. برقی ، محاسن ، تهران ، اسلامیه ، 1330 ش ، ج 1 ، ص 78.

4. صدوق ، علل تالشرایع ، نجف ، حیدریه ، 1385 ق ، ج 1 ، ص 309.

5. چند نفر از محدثان ، الأصول الستة عشر، قم ، دار الشیستری ، 1405 ق ، ص 93.

6. حر عاملی ، وسایل الشیعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی ، 1104 ق ، ج 4 ، ص 804.

7 همان ، ج 876.

8. همان ، ج5 ، ص 75.

9. همان ، ص 229.

چگونه ثواب قرائت سوره هاي قرآن بر اساس احاديث توجيه عقلي مي شود؟
برای جوابگویی به این سوال و سوال های مشابه در مورد ثواب زیارت ها یا ثواب بعضی اعمال مستحبی یا ثواب بعضی اذكار توجه به چند نكته لازم است: 1- ... 2- ...

چگونه ثواب قرائت سوره هاي قرآن بر اساس احاديث توجيه عقلي مي شود؟ مثلا پيامبر فرمودند: هر كس سوره  طلاق را بخواند بر سنت پيامبر از دنيا مي رود!

برای جوابگویی به این سوال و سوال های مشابه در مورد ثواب زیارت ها یا ثواب بعضی اعمال مستحبی یا ثواب بعضی اذكار توجه به چند نكته لازم است:

1.   روایاتی داریم به این مضمون كه اگر بنا بر حدیثی از رسول خدا بر انجام عملی وعده پاداشی داده شده باشد و فرد به خاطر وعده پیامبر و برای رسیدن به ثواب موعود آن عمل را انجام دهد، خدا آن ثواب را به وی خواهد داد حتی اگر آن حدیث سخن پیامبر نباشد.(1)

با توجه به این روایات كه متعدد و معتبر هستند، عالمان نسبت به سند روایات ثواب تلاوت سوره ها یا زیارت ها یا اذكار سخت گیری نكرده  و مؤمنان را به همان وعده اجمالی واگذارده اند.

2. این وعده ها اجمالی است . قید و شرط آن ها در روایات دیگر به صراحت و بارها ذكر شده است.مثلا آیه شریفه می فرماید:" َ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقين‏"(2) خدا فقط از باتقوایان می پذیرد".

این آیه قید عامی را به همه عبادات و اعمال ما می زند و آن "رعایت تقوا " است. خدا در این آیه با حصر "انما" اعلام می كند كه فقط از باتقواها می پذیرد. بنا بر این اگر كسی تقوا سرلوحه اعمالش نباشد و به جای یك بار هزار بار سوره "یس" و طلاق و... ، بخواند، دردی از او دوا نخواهد كرد.

3. امام خمینی "قدس سره" در زمینه احادیث  بیان زیبایی دارند كه به شرح زیر است:

"هر كس مراجعه كند به وصيت هايي كه رسول اكرم (ص) به حضرت امير المؤمنين، عليه السلام، مي‏كردند، و وصيت هاي ائمه بعضي به بعضي، و وصيت هايي كه به خواص شيعيان و خلص مواليان مي‏فرمودند و تأكيدات و سفارش هاي خيلي بليغي كه مي‏فرمودند و آن ها را از معصيت خداي تعالي تحذير مي‏نمودند، كه در اصول و فروع تكاليف، كتب اخبار از آن مشحون است، علم قطعي حاصل مي‏كند كه اگر بعض روايات‏ به حسب صورت و ظاهر مخالف با آن احاديث وارد شده است، ظاهر آن ها مراد نيست. پس، اگر طوري ممكن بود تأويل آن كه منافات با آن احاديث قطعيه صريحه، كه از ضروريات دين است، نداشته باشند، آن را تأويل می كنيم، يا جمع عرفي داشت جمع می كنيم، و الا ردّ علم آن به قائلش مي‏نماييم‏...

اين است چند حديث از احاديث شريفه صريحه به اينكه اين اشتهاي كاذبه كه ما اهل دنيا و معصيت داريم( كه با یك عمل جزیی و بدون توبه و تدارك گناهان به ثواب های عظیم برسیم و از عذاب و كیفر گناهان مان نجات یابیم) غلط و باطل است، و از هوس هاي شيطاني و مخالف با عقل و نقل است. و ضميمه نما به آن آيات شريفه قرآنيه را، مثل قول خداي تعالي:

كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ. (3) و مثل قوله تعالي: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ. وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ. (4) و مثل قوله تعالي: لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ(5) و غير اين‏ها از آيات شريفه كه در [هر] صفحه از كتاب الهي موجود است، كه تأويل و تصرف در آن خلاف ضرورت است.

در مقابل اين‏ها احاديث ديگري است كه آن ها هم در كتب معتبره مذكور است( مشابه حدیث بالا با سند معتبر)، ولي نوعا جمع صحيح عرفي دارد. و اگر جمع نيز پسند نيفتد و قابل تأويل نباشند، مقاومت با اين همه حديث صحيحه صريحه متواتره مؤيّده به ظواهر قرآنيه و نصوص فرقانيه و عقل سليم و ضرورت مسلمين ننمايد... مردم مطلقا به اعمال خود گرفتارند و مؤاخذ در زشتي ها هستند، مگر آن هايي كه ايمان آورند و توبه از گناهان كنند و عمل صالح به جا آورند. و اين سه در هر كس جمع شود، رستگار و مورد الطاف خداوند است و در پيشگاه مقدس حق محترم است، و سيّئات و گناهان [او] مبدل به حسنات شود...

پس اي عزيز، شيطان تو را مغرور نكند و هواهاي نفسانيه تو را گول نزند. البته انسان تنبل مبتلا به شهوات و حب دنيا و جاه و مال، مثل نويسنده، هميشه دنبال بهانه است از براي تأييد تنبلي خود، و هر چه موافق با شهوات او باشد و مؤيد هواهاي نفسانيه و خيالات شيطانيه او باشد، اقبال به آن نمايد و چشم و گوش خود را به آن باز كند، بدون آنكه فحص از مغزاي آن نمايد يا به مقابلات و معارضات آن نظر نمايد.

بيچاره گمان مي‏كند به مجرد دعوي تشيع و حب اهل بيت طهارت و عصمت(و انجام بعض اعمال مستحب یا تلاوت بعض سور و ادعیه) جواز ارتكاب هر محرّمي را خداي نخواسته دارد و قلم تكليف، نعوذ باللّه، از او برداشته شده! بدبخت نمي‏داند كه شيطان بر او تعميه كرده(بینایی او را گرفته)، و در آخر عمر بيم آن است كه محبت بي مغز بيفايده نيز از دستش برود و با كف تهي در صف نواصب اهل بيت محشور گردد. آخر دعوي محبت كسي [كه‏] بيّنه نداشته باشد پذيرفته نيست.

ممكن نيست من با شما دوست باشم و محبت و اخلاص داشته باشم، و بر خلاف تمام مقاصد و مطلوبات شما اقدام كنم. درخت محبت ثمره و نتيجه‏اش عمل بر طبق آن است، و اگر اين ثمره را نداشته باشد، بايد دانست كه محبت نبوده، خيال محبت بوده.

پيغمبر اكرم و اهل بيت مكرم او، صلوات اللّه عليهم، تمام عمر خود را صرف در بسط احكام و اخلاق و عقايد نمودند و يگانه مقصد آن ها نشر احكام خدا و اصلاح و تهذيب بشر بوده و هر قتل و غارت و ذلت و اهانتي را در راه اين مقصد شريف سهل شمردند و از اقدام باز نماندند، پس محبّ و شيعه آن ها كسي است كه در مقاصد آن ها با آن ها شركت كند و پيروي از آثار و اخبار آن ها كند. اينكه در اخبار شريفه اقرار به لسان و عمل به اركان را از مقوّمات ايمان شمرده، بيان يك سرّ طبيعي و سنّة اللّه جاريه است، چون كه حقيقت ايمان ملازم با اظهار و عمل است. عاشق در جبلّه طبيعيه اوست اظهار عشق و تغزّل در شأن معشوق، و عمل به لوازم ايمان و محبت خدا و اولياي او. [اگر] عمل نكرد مؤمن نيست و محبت ندارد. و اين صورت ايمان و محبت بي مغز و معني نيز با جزئي حوادث، و في الجمله فشار، از بين مي‏رود و صفر اليد به دار جزاي اعمال منتقل شود.(6)

بنا بر این، احادیث مشابه حدیث بالا انسان را به خوبی تشویق می كند . وعده اجمالی می دهد . اگر كسی دنبال این وعده برود و سعی در تحصیل نماید، خود را در معرض توبه و هدایت و عمل صالح قرار داده ؛ امید است كه اصلاح شود و نجات یابد . عملش كیمیا شده و همه اعمال بدش را به خوب تبدیل كرده ؛ خوبی هایش را خالص ساخته و شایسته برترین ثواب ها گرداند كه خدای بزرگ فرموده:

إلاّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُولئِكَ يُبَدِّلُ اللَّه سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّه غَفوراً رَحيما؛(7)

زنا كاران و قاتلان و مشركان در جهنم جاویدند مگر كسی( از آنان) كه توبه كند و ایمان آورد و عمل صالح به جا آورد كه خدا گناهان اینان را بدل به خوبی می كند و خدا آمرزنده و مهربان است.

پی نوشت ها:

1. بحارالانوار،ج2،ص256.

2. مائده(5)آیه27.

3. مدثر(74)آیه38.

4. زلزال(99)آیه7-8.

5.بقره(2)آیه286.

6. شرح چهل حدیث،ص568-576.

7. فرقان(25)آیه70.

صفحه‌ها