پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
آيا سيد بودن از پيامبر به معصومين رسيده است؟ مگر سيادت از پدر به فرزند
سيد به معناي آقا و اطاعت شده(مطاع)، رئيس و بزرگ است.

آيا سيد بودن از پيامبر به معصومين رسيده است؟ مگر سيادت از پدر به فرزندان نمي‏رسد، پس چطور حضرت علي سيد شده‏اند؟

نرم افزار پیامبر مهربانی

سيد به معناي آقا و اطاعت شده(مطاع)، رئيس و بزرگ است.

سيادت عنواني است اعتباري، نه تكويني كه بر مردان و زناني كه نسبشان به حضرت هاشم بن عبد مناف(جدّ دوم رسول خدا) مي‏رسد، اطلاق ميشود؛ بنا براين هر كس كه سلسله نسب او به هاشم بن عبد مناف يا فرزندان او برسد، سيد محسوب مي‏شود.(1)

(به فرزندان هاشم افزون برعنوان سيد، بني هاشم نيز مي‏گويند. ) برخي از اينان به عموهاي پيامبر مثل ابوطالب، عباس و حمزه مي‏رسند. بنابراين فرزندان عباس عموي پيامبر كه اصطلاحاً به آنان بني عباس مي‏گويند، سيد محسوب مي‏شوند. فرزندان ابوطالب به نام‏هاي طالب و عقيل و جعفر طيار و علي(ع) و نسل آنان، سيدند. پيامبر از طريق پسري نسلي ندارد، چون كه پسرانش(عبد الله و قاسم و ابراهيم) در كودكي از دنيا رفتند. نسل حضرت فقط از طريق دخترش حضرت فاطمه زهرا(س) ادامه پيدا كرد. فرزندان حضرت زهرا به نام‏هاي حسن و حسين و زينب و ام كلثوم از طريق پدرشان امام علي نيز سيد بودند.

تمامي ائمه معصومين و فرزندانشان از طريق علي(ع) به هاشم و از طريق حضرت فاطمه به پيامبر ميرسند و سيد هستند. اگرچه سيادت به جهت نور وجودي پيامبر تجلي يافته است، اما در انحصار فرزندان پيامبر قرار ندارد. بلكه از جهت انتساب به طالب و علي و عقيل و جعفر(فرزندان ابوطالب) و انتساب به عباس و حمزه، عموهاي پيامبر نيز سيادت حاصل شده و حضرت علي(ع) سيد بوده است و فرزندان او نيز سيد هستند.

چون نسل پيامبر بيش تر مورد توجه مسلمانان است. نسل حضرت از دخترش فاطمه(س) و علي(ع) مي باشد، اينها بيش تر مورد توجه و احترام هستند. آنان از بين بقيه سادات معروف تر و مشخصترند.

سيادت يك نوع شرافت معنوي است. به معني بزرگي و عظمت است. سيادت به خاطر عظمت پيامبر در دودمان حضرت وجود دارد، اجداد او تا جد اعلاي ايشان(هاشم) را شامل مي‏شود. نيز فرزندان پيامبر سيد هستند.(2)

پينوشتها:

1. سيد محمد كاظم طباطبائي، عروة الوثقي، ج 2، كتاب الخمس، فصل 2، مسئله 3.

2. ناصر مكارم شيرازي، پرسش‏ها و پاسخ‏هاي مذهبي، ج4، ص166؛ استفتائات، ج1، ص706، سؤال1647