فلسفه ی انتظار

با عرض سلام و خسته نباشید
14 قرن است که از ظهور آخرین پیامبر می گذره،از آن زمان تا به حال 13 معصوم دین اسلام را برای ما تشریح کردن
حالا سوال بنده اینست که آیا دینی که در حال حاضر در اختیار ما هست(اسلام) مگر آخرین دین نیست مگر باعث خیر دنیا و آخرت ما نیست پس چرا در روایتی از امام زمان داریم که زمانی که ایشون ظهور می کنن همه می گن که ایشون دین جدید اورده
اگر دینمون الان اسلامه کامله پس چه نیازی به ظهور امام زمان هست و اگر نیست که کل دین زیر سوال می ره(یعنی ما داریم به دینی که تحریف شده عمل می کنیم و دلمون هم به این خوشه)
ممنون میشم پاسخ بدید

پاسخ: 

مطابق آیات و روایات مسلم آن است که دین اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین آسمانی از جانب خداوند معرفی شده است و بعد آن شریعت جدیدی نخواهد آمد. اما توجه داشته باشید که ظهور حضرت ولی عصر(ع) در حقیقت برای اجراء صحیح همان دین کاملی است که در طول تاریخ امکان اجراء برخی از احکام و اصول آن ، وجود نداشته است. مثلاً امام با دستورات همان دین کامل، ظلم ها را برداشته و اسلام ناب را به عنوان دین کامل در کل جهان گسترش می دهد. آن چنانکه در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود"کارى را که رسول خدا انجام داد، انجام مى دهد ... و اسلام را نوسازى مى کند."(1)
که البته تعبیرنوع روایات ، امر جدید است نه دین جدید "اذا خرج القائم یقوم بامر جدید..."(2) و مطابق روایات برخی از امور در زمان حکومت امام عصر (ع) جدید بوده که در ائمه قبلی سابقه نداشته است. مانند آنکه حضرت در مقام داوری به علم غیب خود عمل کرده و حال آنکه ائمه قبلی به علم عادی عمل می کردند و...لذا دین جدید مطرح نیست.
اما بر فرض که تعبیر صحیح دین جدید باشد، این تعبیر شاید به جهت آن باشد که در طول تاریخ ـ به‌‌ ویژه در دوران غیبت ـ در اثر كوتاهى و غفلت یا جهل و نادانى مردم، بدعت ‌‌هاى زیادى در دین ایجاد مى‌‌ شود و مردم به جهت منافع زودگذر دنیوى خود، به خیال اینكه عدول از احكام الهى آن ها را زودتر و یا راحت‌‌ تر به آن اهداف مى ‌‌رساند و... بسیارى از احكام قرآن و اسلام را نادیده مى انگارند.
در چنین شرایطی است که اسلام واقعى و احکام حقیقی اش به فراموشى سپرده مى ‌‌شود. بنابراین وقتى امام مهدی (ع) ظهور مى‌‌ كند، بدون توجه به میل و خواست مردم احكام خداوند را به همان صورت كه صادر شده است، به اجرا درمى ‌‌آورد. روشن است که این كار در نظر برخی از مردم كه خیلى از این احكام را به كنار نهاده بودند یا آن ها را به گونه‌‌ اى دیگر معنى مى ‌‌كردند، دارای تازگى خواهد بود و با اسلام مصطلح و رایج در عرف آنها فرق خواهد داشت.
امام صادق (ع) در مقام تبیین این حقیقت می فرماید "هنگامی که قائم(ع) برمی‌خیزد، مردم را بار دیگر به اسلام فرا می‌خواند و آنها را به سوی امری که آثار آن از بین رفته است و بیشتر جامعه از آن منحرف شده‌اند، هدایت می‌کند. قائم از آن رو «مهدی» نامیده می‌شود که به سوی امری که دچار انحراف شده است، هدایت می‌کند و به این دلیل، به او قائم گفته می‌شود که برای اقامة حق برمی‌خیزد."(3)
در نتیجه روشن است که در این روایات، مراد ازآوردن امر جدید، کتاب جدید و سنّت جدید، ارائة آیین، کتاب و سنّت دیگری غیر از اسلام، قرآن و سنّت نبوی نیست؛در واقع، احیای دین، کتاب و سنّت، پیراستن آنها از همة زنگارها و معرفی دوبارة آنها به بشریت است.
لذا مراد، احکام و دستوراتی است که برخی از مردم آن را جدید تلقی می کنند نه آنکه امام زمان(ع) خود دین الهی جدید در کنار دین اسلام بیاورد که البته طبیعی است تلقی آمدن دین جدید، برای عده ای خاص است نه همه افراد یعنی اینگونه نیست که دین اسلام در حال حاضر صد در صد تحریف شده باشد و حتی علماء اسلام و همه افراد متدین نیز به این دین تحریف شده عمل کرده و در نهایت با ظهور حضرت، تمام احکام عو ض می شود تا کسی بگوید ، حال که اینطور است چرا به این دستورات فعلی دل خوش کنیم و...بلکه اصل و اساس دین اسلام همان است که علماء اسلام بیان کرده و امام همان را با قدرت اجراء کرده و ادامه می دهند و تلقی دین جدید از ناحیه عموم جامعه اسلامی است که احیاناً شیعه بوده، ولی به مسائل اسلامی نکرده است و یا مراد دیگر مسلمانانی است که اساساً مطابق سیره و سنت رسول خدا (ص) و ائمه دوازده گانه عمل نکرده و دین را از مسیر اصلی خارج کرده اند و به خلافت دیگر افراد تن داده اند.
البته هیچگاه ادعا نمی کنیم در دین شیعه هیچ تحریفی رخ نداده و احکام اسلامی تماماً همان احکامی است که امام در زمان حکومت اخذ می کند بلکه وجود برخی تحریفات ناشناخته و نادر را می پذیریم. اما نکته مهم آن است که تکلیف و ماموریت آن است که در عصر غیبت به همین مسائل فعلی عمل کرده تا نزد خداوند در عمل به آنچه آن را صحیح می دانستیم،حجت داشته باشیم و بدون عمل به یقین در پیش خداوند مقصریم .
پی نوشت ها:
1. مجلسى،محمد باقر، بحار الأنوار،چ اسلامیه، تهران، بی تا، ج 52، ص 353.
2. حر عاملي، اثبات الهداة،چ دارالكتب العلميه الاسلاميه، تهران، ج 7، ص 83.
3. مجلسى،محمد باقر، بحار الأنوار، چ مؤسسة الوفاء بيروت، 1404 ه ق، ج51، ص 30.