پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
آیا زنده بودن امام زمان عج الله امكان دارد؟
آنچه كه شیعیان درباره مهدویت مطرح نموده اند، مبتنی بر عقل ، روایات و دیدگاه صاحبان اندیشه است ، از این رو است كه صدها كتاب در این زمینه سامان یافته و ابعاد ...

آیا زنده بودن امام زمان عج الله امكان دارد؟ چرا از یك سو بردن نام ایشان حرام است و از سوی دیگر امام حسن عسكری علیه السلام این نام را برای ایشان برگزیده است؟

آنچه كه شیعیان درباره مهدویت مطرح نموده اند، مبتنی بر عقل ، روایات و دیدگاه صاحبان اندیشه است ، از این رو است كه صدها كتاب در این زمینه سامان یافته و ابعاد گسترده آن با دلایل قوی و متقن به اثبات رسیده است ، افزون بر آن برخی اهل سنت نیز درباره مهدویت كتاب نوشته اند . از همه مهم تر این كه مسئله ی موعود گرایی اختصاص به به شیعیان ندارد، بلكه در ادیان دیگر - اعم از الهی و غیر الهی - به منجی گرایی اشاره شده است ، با این تفاوت كه پیروان آنان در مصداق آن اختلاف نظر دارند. البته ما هم قبول داریم كه  برخی از مسایل  مهدویت - مانند سایر مسایل دیگر - دچار آسیب شده است ، اما این بدان معنا نیست كه همه ابعاد مهدویت را زیر سئوال ببریم، و مطالب قطعی و مسلم آن را نادیده بگيریم .

 در ضمن، شما مطالب متعددي را مطرح نموده اید، كه براي پرداختن به همه آن ها نیاز به فرصت دیگر می باشد. در این جا به جواب برخی از  سئوال ها ی شما می پر دازیم :

بسیاری از امور را نمی توان با دلایل عقلی محض اثبات نمود . این امر نشانه نقص و ضعف در خصوص آن عقیده نيست، زیرا حوزه استدلالات و براهین عقلی حوزه ايي محدود و مشخصی است ؛ مثلا آیا می توان به طور عقلی ثابت كرد كه مردم ایران عاطفی و دین دار هستند یا برای اثبات این امر نیاز به مقدمات تجربی و آماری است ؟ البته در هر استنتاج و نتیجه گیری، جمع بندی و سامان دادن به یك فكر و نظر به وسیله عقل انجام می پذیرد؛ اما اين به معنی عقلانی محض بودن هر عقیده ای نیست .

 اساس تفكر مهدویت و حتی امامت به عنوان یكی از مستقلات عقلی كه بتوان بر آن دلیل  عقلی اقامه كرد ، محسوب نمی شود.

 استاد جعفر سبحانی در این باره می گوید: «مبانی كلامی مهدویت گاهی مبانی نقلی و گاهی مبانی عقلی است....

امّا مبانی كلامی عقلانی: می دانید كه عقل نمی تواند هیچ وقت فرد مشخصی را برساند. نمی توانیم روی فرد برهان عقلی اقامه كنیم. یكی از مبانی برهان عقلی این است كه نبوت و امامت یك فیض معنوی است... مسلمانان هم می گویند كه این فیض تا وجود پیامبر اكرم (ص) باقی است. اهل سنت می گویند كه این فیض معنوی كه در لباس نبوت و امامت بود، با فوت پیامبر(ص) قطع شد. پس ارتباط بشر با عالَم بالا قطع شد. مگر خَلَف بدتر از سَلَف است؟ آیا خلف از نظر كمالات، از سلف كمتر است؟ چرا خدا چنین فیضی را به آن ها داده، اما این فیض را به ما نداده است؟ مگر ما از آن ها كم تر هستیم؟ شیعه امامیه این مشكل را حل كرده است. ارتباط به صورت نبوت نیست، كه رسالت، تكالیف و دین جدیدی باشد، بلكه فیض الهی به واسطه انسان كاملی برقرار است و از طریق انسان كامل به بشر می رسد، و امروزه آن واسطه حضرت حجّت (عج) است».

این برهان را علامه طباطبایی برای پروفسور كربُن بیان داشته است. (1)

در خصوص مسئله وجود امام زمان (ع) چون مربوط به شخص خاصی است ، از دلایل عقلی محض كه مربوط به كلیات است، نمی توان بهره گرفت ، اما در آن از دلایل تركیبی عقلی و نقلی می توان سود جست. همچنین می توان برای اصل امامت به دلایلی عقلی تمسك كرد، آن گاه آن را در زمان حاضر بر امام زمان منطبق دانست . یكی از این دلایل ، لزوم وجود انسان كامل و ولی معصوم (ع) و حجت الهی در هر عصر و زمان است. بنا بر دلایل امامت كه معتقد به خاتمیت و لزوم وجود امام (ع) بعد از پیامبر هست ، وجود امام در زمان حاضر نیز باید پذیرفته شود.

 بر اساس همین ضرورت وجود انسان معصوم و حجت الهی بر زمین می توان بر اثبات زنده بودن امام زمان (ع) هم برهان اقامه كرد. اگر لزوم وجود امام زنده ثابت شد و از طرف دیگر ثابت گشت كه امام قبلی از دنیا نرفته ، بلكه به دلایل گوناگون نقلی ، حیات اعجاز گونه وی به ما رسیده ، می توان به این باور رسید كه امام دوازدهم ما شیعیان همچنان زنده است ؛ در واقع ادله تاریخی و روائی بیانگر ولادت و حیات حضرت مهدی (ع) است . از طرف دیگر دلیلی بر رحلت ایشان در دست نیست.

 در این جا به دلايل اثبات وجود امام زمان و زنده بودن ایشان اشاره می گردد . دلایل اثبات حضرت دو گونه است:

 الف) قرآني:

1. يكي از دلايل حيات حضرت حجت (عج) در عصر غيبت، آيات سوره قدر است؛ آن جا كه خداوند ميفرمايد:

«فرشتگان و روح به اذن خدا، همه فرمانها و سرنوشت ها را فرود ميآورند».

نكته مهم، واژه «تنزل الملائكة و الروح» است كه فعل مضارع است و معناي استمرار را ميرساند و قيدي براي آن معين نشده تا بگوييم نزول در سال خاصي بوده و تمام شده، بلكه هر سال شب قدري دارد. (2) و هر شب قدر ملائكه و روح، امر پروردگار را نازل مي­كنند و جايگاه نزول امر، قلب مقدس ولي عصر (عج) ميباشد.

امام جواد (ع) ميفرمايد: « امر خداوند بر همه پيامبراني كه پس از آدم مبعوث شدهاند در شب قدر، نازل ميگشت و هر پيامبري، اين مرتبت را، به وصي خويش ميسپرد». (3)

2. و باز ميفرمايد: «اِنّا انزلناه في ليلة مباركة، انّا كنّا منذرين فيها يفرق كلّ امر حكيم امراً من عندنا، اِنّا كنّا مرسلين ؛(4)  ما قرآن را در شبي با بركت فرو فرستاديم تا هشدار دهنده باشيم (مردم را) در اين شب، هر كاري، بر طبق حكمت، پايان يافته و تعيين ميگردد. اين همه به فرمان ماست و ما فرشتگان را ميفرستيم ».

در اين آيه نيز واژه: «يفرق» به صورت مضارع و به معناي استمرار به كار رفته است؛ يعني اين جدا ساختن و تحكيم كارها همواره در شب خاصي تحقق ميپذيرد.

امام جواد (ع) به شيعيان خود چنين توصيه كردهاند كه: به وسيله اين آيه با آن­ها (مخالفان امامت) استدلال كنيد. اين سوره (دخان)، پس از رسول خدا، خاصّ ولي امر در هر عصري است. (5)

آيات ديگري نيز وجود دارد كه دلالت بر زنده بودن امام زمان (عج) مي­كند؛ مثل: «مائده / 56، مجادله / 22، صافات / 173، انفال / 7، قصص/ 5، نور/ 55، توبه / 32 - 33، فتح / 28، صف / 8 - 9 و . . . (6)

ب) روايي:

بر اساس روايات ، براي شيعيان قطعي و يقيني است كه امام زمان زنده است و جاي كوچكترين شبههاي نيست و اين از ضروريات مذهب شيعه است.

 بر اساس روايات شيعه ولي عصر (عج) روز پانزدهم ماه شعبان سال 255 هجري قمري در سامرا به دنيا آمد. نام او محمد، كنيه­اش ابوالقاسم و لقبش: حجت، قائم، صاحب الزمان و منتظر است.

پدرش ابا محمد، حضرت امام حسن عسكري (ع) است كه در سال 260 هجري قمري به شهادت رسيد. (7) مادر حضرت ولي عصر (ع)، بانويي است به نام ريحانه كه به او «نرگس»، «سوسن» و «صيقل» هم گفته مي‏شود. (8)

حضرت ولي عصر (ع)، تا سال 260 هجري قمري تحت تربيت و سرپرستي پدر بزرگوارش مي‏زيست و در همان زمان از مردم پنهان نگه‏ داشته مي‏شد و جز خواصّي از شيعيان امام حسن عسكري (ع)، كسي با آن حضرت ملاقات نداشت. يكي از كساني كه حضرت ولي عصر را ديده است، ابو عمرو عثمان بن سعيد است.

  در ضمن بردن نام امام زمان (ع) درزمان خاص - به دلیل این كه جان امام زمان در خطر بود - اشكال داشت ، اما امروزه  نام بردن امام زمان (ع)  اشكا ل ندارد، چون امروزه تمامی افراد نام حضرت را میدانند. حتّی علمای اهل سنّت هم نام ایشان را در كتاب های شان آورده اند، لذا نوشتن و گفتن نام حضرت چه به طور خصوصی یا در محافل عمومی اشكالی ندارد . (9)

اما وظیفه امام زمان هدایت مردم و رسیدگی به مشكلات مردم می باشد، این امر در قالب های مختلف صورت می گیرد،  بدینسان امام زمان (ع) به همه  مردم  كمك می نماید، منتهی كیفیت آن را ما نمی دانیم. زیرا ما از خیلی  كمك هایی را كه امام زمان نسبت به مردم انجام می دهد، آگاهی نداریم.

پی نوشت ها :

1. فصلنامة انتظار، ج1، ص 66 - 70.

2. الشيخ الكليني، تحقيق اصول كافي، ج 1، ص 242 -253،تصحيح و تعليق : علي أكبر الغفاري، 1362 ش، ناشر : دار الكتب الإسلامية، تهران، مجمع البيان، ج 10، ص518، ، محمد رضا حكيمي، خورشيد مغرب ص 159-160، دفتر نشر فرهنگ اسلامي

3. اصول كافي، پيشين، ح2.

4. دخان، 3 - 5.

5. اصول كافي، همان، حديث 6.

6. ر. ك: امامت و مهدويت، ح2 - 1، ج 2، لصف الله صافي گلپايگاني، انتشارات جامعه مدرسين، ص 156 - 160.

7. اصول كافي، همان، ج1، ص 503 و 514

8. محمد علی جامع الرواة، ج 2، ص 464، قم ، مكتبه آیت الله مر عشی نجفی ، 1403 .

9.  مجلةحوزه، شمارة 70 - 71، ص 90 - 91  .