پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
چطور محبت خود را از سوی مردم به خدا منعطف كنم؟
سیر و سلوك نه تنها منافاتی با محبت و دوست داشتن ندارد ،بلكه از شرایط آن،این است كه آفریده های خدا را دوست بداری و با آن ها مهربان باشی ...

من خیلی علاقه به سیر و سلوك دارم اما این دوست داشتن ها را نیز نمی توانم از خودم دور كنم چه كنم؟ و در راه سیر وسلوك نیز راه محبّت را دوست دارم چطور محبت خود را از سوی مردم به خدا منعطف كنم؟

برادر گرامی!سیر و سلوك نه تنها منافاتی با محبت و دوست داشتن ندارد ،بلكه از شرایط آن،این است كه آفریده های خدا را دوست بداری و با آن ها مهربان باشی.

 اصل خلقت،طبق روایت قدسی«كنت كنزا مخفيا فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق...؛ گنج مخفی بودم. دوست داشتم شناخته شوم. پس موجودات را خلق كردم»(1)براساس محبت بوده؛ اگر محبت نبود، عالم ظاهر نمي‏شد. محبت در تمام موجودات جریان دارد. اصلاً نمی شود آن را از موجودات جدا نمود.به خاطر همین،دوست داشتن از فطریات و جزء ذات انسان هاست. اما محبت دارای مراتبی است كه بالاترین مرتبه و اصل آن از خداست. مراتب پائین تر برای مخلوقات خداست.اگر محبت را به درختی تشبیه كنیم، ریشه درخت (كه حیات آن به وجود ریشه است) از آن خداست. تنه و شاخ و برگ آن برای مخلوقات است.

حال چون خدا اصل عالم است، خدا را دوست داریم. دیگران را به خاطر اینكه اثر خدایند ،دوست داریم. چون خدا فرموده دیگران مثل انبیا و اولیا،پدر و مادر،همسر و فرزند،خویشاوندان و برادران دینی و مومنان و... را دوست بدارید ،ما هم روی وظیفه و محبتی كه به خدا داریم ،باید آنان را دوست داشته باشیم.

فقط در دوست داشتن انسان بايد حدّ و مرز هر محبّت را به خوبي بشناسد تا گرفتار تناقضات و یا افراط گری نشود.هر كس را در جای خود و به اندازۀ خود دوست بدارد .والدین به جای خود و دیگران،هر كدام به جای خود.

حال اگر با این دید به محبت و دوستی بنگرید، همۀ دوست داشتن ها برای خدا و به خاطر او می شود.

پی نوشت:

1.إمام الخميني،آداب الصلاة،ص288، مؤسسة تنظيم و نشر آثار الإمام الخميني،چ7، 1378 ش.