پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
دلیل اصلی فتح خیبر چه بود؟
یهودیان خیبر با برانگیختن احزاب، جنگ خندق را به راه انداخته، مدینه را در شرایط بسیار سختی قرار داده بودند. علاوه بر اظهار دشمنی، بیم‌می رفت كه در آینده نیز ...

دلیل اصلی فتح خیبر چه بود؟ چرا18000نفر از دلیر مردان قلعه  فدك توسط حضرت علی و پیامبر كشته شدند؟

عواملی سبب شد تا جنگ خیبر به وجود آید كه به برخی اشاره میشود:

1ـ یهودیان خیبر با برانگیختن احزاب، جنگ خندق را به راه انداخته، مدینه را در شرایط بسیار سختی قرار داده بودند. علاوه بر اظهار دشمنی، بیممی رفت كه در آینده نیز دوباره به چنین كاری اقدام و یا به اقدامات سخت تر دست زنند.

2ـ خیبر، به پایگاهی برای توطئه و حركتهای نظامی علیه دولت مركزی و مدینه تبدیل شده بود. آنان با تكیه بر درآمد كشاورزی خود، به دشمنان اسلام كمك مالی میكردند. (1)

3ـ یهودیان خیبر، با تحریك قبائل اطراف خود به ویژه طایفه غطفان در صدد حمله به مدینه بودند.

این ها موجب شده بود كه منطقه خیبر به صورت كانون توطئه علیه اسلام و مدینه درآید.

بر این اساس ضروری بود كه این كانون و مراكزی كه به صورت محل تجمع دشمنان و توطئهگران درآمده بود، تحت كنترل حكومت مركزی قرار گیرد. افزون بر این برخی از یهودیان مدینه كه با پیامبر(ص) و اسلام پیمان بسته بودند، و پیمان را نقض كردند، به خیبر رفته و در حال نقشهكشی بودند.

 با چنین وضعی، باید اقدامات مقتضی را انجام داد تا مسلمانان و مدینه مورد حمله مجدد دشمنان كینهتوز اسلام قرار نگیرند. (2) بر اساس برخی نقلها، در زمان جنگ خیبر، چهارده هزار یهودی در قلعههای خود، زندگی میكردند، كه حدود یك ماه، توسط نیروهای اسلام محاصره شدند، سپس یكی بعد از دیگری، قلعههای آنان به وسیلة مسلمانان فتح شد. (3)

یكی از قلعههای آنان به نام «قموص» از مستحكمترین قلعهها به حساب میآمد و تعداد رزمندههای آن بیش تر از سایر قلعهها بود. برای فتح این قلعه پیامبر فرماندهی را به ابوبكر سپرد كه موفق نشد آن را فتح كند. روز بعد فرماندهی را به عمر سپرد، او نیز توفیقی نیافت.

پیامبر فرمود: «فردا پرچم را به كسی میدهم كه حمله كننده است و از نبرد باز نمیایستد تا به پیروزی برسد. او خدا و رسول خدا را دوست میدارد و خدا و رسول نیز او را دوست میدارند».

روز بعد كه فرا رسید، پرچم را به دست علی(ع) داد. امام علی با شجاعت بینظیر خود، قلعه را گشود و پیروزی را برای لشكر اسلام به ارمغان آورد. (4)

پیامبر غنایم خیبر را بر كسانی تقسیم كرد كه در «حدیبیه» حضور داشتند. (5)

تعداد افرادی كه همراه پیامبر از مدینه رهسپار منطقة خیبر شدند، یك هزار و چهار صد نفر ذكر شده كه دویست نفر از آنان سواره و دارای اسب بودند. (6) جنگ خیبر در سال هفتم هجری بعد از صلح حدیبیه رخ داد. (7 )

تعداد كشته شدگان:

اگر چه آمارهايي كه در متون تاريخي موجود است، چندان دقيق نيست، اما اين عدد18000نفر را در متون معتبر نيافتيم. آنچه يافت شد، به روايت از واقدي است كه در جنگ خيبر نود و سه نفر از يهوديان و پانزده نفر از مسلمانان كشته شدند. (8) و آمار مذكور صحیح نیست .

استاد سبحاني  مي نويسد:

"پيشواي بزرگ مسلمانان پس از فتح خيبر، بال هاي عطوفت‏ خود را بر سر مردم خيبر گشود (مردمي كه با صرف هزينه‏هاي زياد، اعراب بت‏پرست را بر ضد او شورانيده و مدينه را مورد تهاجم و در آستانه سقوط قرار داده بودند) و تقاضاي يهوديان خيبر را مبني بر اين كه آنان در سرزمين خيبر سكني گزينند و اراضي و نخل هاي خيبر در اختيار آن ها باشد و نيمي از درآمد را به مسلمانان بپردازند، پذيرفت. حتي به نقل ابن هشام، مطلب ياد شده را خود پيامبر پيشنهاد كرد و دست‏ يهود را در امور كشاورزي و غرس نهال و پرورش درختان باز گذارد. (9 )

 

 برای آگاهی بیش تر به كتاب تاریخ پیامبر اسلام از مرحوم دكتر محمد ابراهیم آیتی و دكتر ابوالقاسم گرجی، مراجعه كنید.

پینوشتها:

1.صلاح تجانی، «الترتیبات المالیة فی تاریخ غزوة خیبر: بواعثها و نتائجها»، مجلة المورخ العربی، ج ۱، ش ۵ (مارس ۱۹۹۷)، ص ۹۳-۹۴؛

William Montgomery Watt, Muhammad at Madina, Karachi 1981،ص212

 

2. پیامبر و یهود حجاز، مصطفی صادقی، ص 209 ،قم ،بوستان كتاب ،1382 ش ،چاپ اول .

3 . بحار الأنوار، علامة المجلسي ،  1403 - 1983 م ،  دار إحياء التراث العربي - بيروت،ج 21، ص 21.

4. همان، ص 21 ـ 22.

5. تاریخ پیامبر اسلام، دكتر محمدابراهیم آیتی، ص 479،انتشارات دانشگاه تهران، 1366 .

6. الكامل فی التاریخ، ج 2، ص 216، 1386 - 1966م ،چاپخانه : دار صادر - دار بيروت ، دار صادر للطباعة والنشر .

7. همان.

8. مغازي واقدي‏، ترجمه دكتر محمود مهدوي دامغاني‏، ص 534، نشر دانشگاهي‏،  1369 ش‏، نوبت چاپ: دوم.

9. سبحانی،  فروغ ابديت، ج 2، ص 263، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1370ه ش، چاپ ششم.